خبر را از دوستان فنی‌ام شنیدم. SpaceX موفق شد یک موشک دومرحله‌ای را به فضا بفرستد و بعد بخش بزرگی از آن را روی زمین بنشاند. تمام تلاش‌ها برای انجام این عملیات، قبل از این شکست خورده بود و گویا تلقی عمومی در محافل فنی این بود که چنین کاری محال است. گذشته از جذابیت‌های مهندسی ِ این اقدام موفقیت‌آمیز، حاصل ِ عملی ِ این بازگشت این است که هزینه‌ی رفت و برگشت‌های فضایی حالا حتی کم‌تر از یک دهم خواهد شد.

«پیشرفت»های تکنولوژیک اتفاقات جالبی هستند. پیشرفت را در گیومه می‌گذارم و توضیحی نمی‌دهم چون رونالد رایت حرفش را زده است (بخوانید یا گوش کنید: A Short History of Progress). اما سوال مهم این است که چرا این اتفاق هیجان‌انگیز است؟

درک می‌کنم که آدم‌های مختلفی به دلایل متفاوتی از این اتفاق هیجان زده هستند. آقای CEO البته که خوشحال است، چون علاوه بر این که احتمالا آینده‌ی تجارتش را تضمین کرده است، در بازه‌ی زمانی کوتاه‌مدت هم رشد ِ سهام ِ شرکت‌اش مذاقش را شیرین خواهد کرد. خانم و آقای مهندس اما هیجان‌زدگی‌اش صرفا به جیبش مرتبط نیست. این یعنی وجود SpaceX و نظایر آن، به این معنی است که خانم و آقای آگاه به فن می‌تواند امیدوار باشد که در چند ده سال آینده هم شغلی برایش وجود دارد. اما، مهم‌تر از آن، رابطه‌ی آدم ِ آگاه به فن و اتفاق فنی، چیزی از جنس رابطه‌ی اروتیک است. جنسی از زیبایی در موشکی که به آسمان می‌رود و بصورت عمودی فرود می‌آید وجود دارد که فقط کسی می‌تواند آن را درک کند که در زندگی‌اش معادله‌ی دیفرانسیل حل کرده‌باشد و از کنترل غیرخطی شمه‌ای بداند. به‌نظرم این وضعیت چیزی است مثل لذت بردن از نقاشی خوب، موسیقی خوب، و ویسکی خوب. می‌شود آن را یاد گرفت و چندان قابل انتقال نیست.

اما نکته این نیست. البته که بازگشت ِ عمودی ِ موشک، برای اهل‌اش، اتفاق خوشایندی است. موضوع اساسی این است که این «اهل» دقیقا چقدر جمعیت دارد و اساسا آیا لذت و رضایت ِ جمعی از آدمیان توضیح مناسبی برای یک رفتار است؟

آیا واضح نیست که هلهله برای SpaceX از جنس شادی برای Apple است؟ آیا نباید نگران بود که موشکی که با هزینه‌ی کم‌تری پرتاب می‌شود و فرود می‌آید،کارکردهای نگران‌کننده‌ای دارد؟ Chris Hedges جایی، شاید در Death of the Liberal Class، می‌نویسد که آینده‌ی بشریت، در زمانی نه چندان دور، تقسیم ِ زمین به دو بخش است: همه‌ی زمین که آلوده و درهم و آشفته است و جزیره‌های کوچکی که با دیوار احاطه شده‌اند و طبقه‌ی مرفه در آن‌ها زندگی می‌کند. این تصویر را در Soylent Green هم دیده‌ایم. به‌نظرم، کار جدید SpaceX رسیدن به چنین وضعیتی را ممکن‌تر خواهد کرد؛ وقتی زندگی به دو شکل اتفاق می‌افتد: آرامش روی ماه یا یک قمر مصنوعی و زندگی سگی روی کره ی زمین. یک قدم برای جلوگیری از این اتفاق این است که ۱٪ را از هر امیدی برای خلاصی از کره‌ی زمین ناامید کنیم. این یعنی چاره‌ای نیست، همین یک زمین را داریم و باید روی آن همگی با هم زندگی کنیم، فارغ از این‌که تعداد صفرهای حساب بانکی کسی چند برابر بقیه‌ی آدمیزاد است.