انجمن صنایع رباتیک، RIA، گزارش داده است که در نیمه‌ی اول سال جاری میلادی، این صنعت در آمریکای شمالی رکورد جدیدی ثبت کرده‌است. در این بازه‌ی زمانی، نزدیک ِ چهارده هزار ربات توسط شرکت‌هایی مستقر در آمریکای شمالی سفارش داده شده‌اند که این عدد ۱٪ بیشتر از آمار دوره‌ی مشابه در سال گذشته است. رییس RIA گفته است این «رشد» نشان دهنده‌ی این نکته است که شرکت‌ها دریافته‌اند که ربات می‌تواند منجر به افزایش تولید، کیفیت محصول و قابلیت انعطاف شود. یا به عبارت ِ زبان اصلی، productivity، product quality و flexibility. گزارش اضافه می‌کند که در حال حاضر تخمین زده می‌شود که نزدیک دویست هزار ربات در آمریکا مشغول کار هستند.

جمله را این‌طور می‌خوانم، نزدیک دویست هزار شغل دیگر توسط انسان انجام داده نمی‌شوند و پشت ذهنم می‌شنوم «خیلی هم خوب! خیلی از این کارها رو کسی نمی‌خواد انجام بده!» بعد در گزارش می‌خوانم که نزدیک ِ یک چهارم ربات‌های سفارش داده شده مشغول material handling خواهند شد. بعد به این فکر می‌کنم که صدای پشت ذهن ِ من در زندگی‌اش در material handling کار نکرده‌است که بداند آیا آن‌را به بیکاری ترجیح می‌دهد یا نه. ذهنم پیش‌تر می‌رود و به خاطر می‌آورد که صدای پشت ذهنم اساسا تخصص‌اش تقلید ( ِ ناشیانه‌ی) رفتار آدمیزاد به‌شکل مدل ِ ریاضی و کد است. این یعنی درآمد ِ من از محل ِ ۱۴ هزار رباتی که در نیمه‌ی اول سال ِ جاری فروخته شده‌است تامین شده‌است. به‌عبارت ِ دیگر، من کمک کرده‌ام که نزدیک ِ ۱۴ هزار شغل از دست بروند، و چند صد شغل در صنعت ساخت و نگهداری و استفاده از ربات ایجاد شوند، و از این محل، صاحبان صنایع «قابلیت انعطاف» پیدا کرده‌اند. این‌جا «انعطاف» یکی از معانی‌اش هم این است که ربات باردار نمی‌شود و خودکشی نمی‌کند. آدم ِ بیکار هم خودکشی‌اش را در خیابان می‌کند، که به صاحبان صنایع دخل ِ مستقیمی ندارد.