دیشب کاپیتان فیلیپس را دیدیم. دزدان ِ دریایی ِ سومالیایی و کشتی ِ آمریکایی و کاپیتان ِ قهرمان و تفنگ‌داران ِ دریایی و تکنولوژی و نجات ِ قهرمان (این تحلیل مساله‌ی تکنولوژی را در فیلم بررسی می‌کند). آقای کاپیتان بعد از آزادی کتابی نوشت و با اوباما دیدار کرد و از قهرمانی‌اش لذت برد. دیگرانی روی کشتی، اما، روایت‌های متفاوتی دارند. می‌گویند کاپیتان قهرمان نبود و روایت نادقیق است. انتظار داشتم که فیلیپس قهرمان نباشد. قهرمانی مال تام هنکس است. آدم‌های دیگر معمولا کمی قهرمان هستند. از آدم ِ کمی قهرمان اما نمی‌شود فیلم ساخت، چون چیز ِ بی‌نمکی از آب درمی‌آید و تماشاچی با خودش می‌گوید «من هم همین‌قدر قهرمان هستم». و هست.

در فیلم، فیلیپس آدم ِ اتوکشیده‌ای است که صبح ریش‌اش را با دقت می‌زند و دزدان دریایی گرسنه‌هایی هستند که یکی‌شان پا برهنه به دزدی دریایی رفته است (و به عقلش هم نمی‌رسد که کفش فیلیپس را ازش بگیرد). اما فقط آدم‌های فیلم نیستند که از دو سیاره‌ی مختلف هستند، قایق‌ها هم از دنیاهای متفاوتی آمده‌اند. قایق دزدان دریایی زوارش در رفته است و یک جا موتورش لنگ می‌زند. کشتی ِ فیلیپس اما موتور ِ پر زوری دارد و بدنه‌اش از تمیزی برق می‌زند. امروز صبح اسم کشتی را گوگل کردم. خیال‌بافی ِ آدمیزادی دیواره‌ی کشتی را هم رنگ ِ نو زده.