این سه روزه و قبل از آن با ایرانی‌های زیادی هم‌کلام شده‌ام که به دلایل مختلف می‌خواهند انتخابات را تحریم کنند. فرض می‌کنم این یک تصمیم شخصی نیست. یعنی مثلا تحریم‌کننده نمی‌خواهد از نظام سیاسی موجود در ایران انتقام شخصی بگیرد. فرض می‌کنم کسی که تحریم می‌کند منطقی دارد که برمبنای آن این وضعیت که رای او به صندوق انداخته شود بدتر از وضعیتی است که رای او به صندوق انداخته نشود.

من ساکن تورنتو هستم و هیچ روشی برای شرکت در انتخابات ایران ندارم. فرض می‌کنم ژاله ساکن ایران است و شرکت در انتخابات از او نیم ساعت وقت می‌گیرد. فرض می‌کنم ژاله می‌خواهد انتخابات را تحریم کند. حالا دو وضعیت داریم:

۱- ژاله انتخابات را تحریم می‌کند و من نمی‌توانم رای بدهم. در این وضعیت دو نفر در انتخابات شرکت نکرده‌اند٬ ژاله دوستانش را به تحریم انتخابات دعوت کرده‌است و من دوستانم را به شرکت در انتخابات دعوت کرده‌ام.

۲- ژاله در انتخابات شرکت می‌کند و نامی که من می‌گویم را روی برگه می‌نویسد. در این وضعیت یک نفر در انتخابات شرکت کرده‌است٬ ژاله هم‌چنان دوستانش را به تحریم انتخابات دعوت کرده‌است و من قول می‌دهم که کسی را به شرکت در انتخابات دعوت نکنم.

حساب و کتاب ِ من نشان می‌دهد که در وضعیت اول من تمام چند روز آینده را به دعوت دیگران به شرکت در انتخابات خواهم گذارند و در وضعیت دوم تنها یک رای اضافه به صندوق انداخته خواهد شد. فرض می‌گیرم که من خواهم توانست حداقل دو نفر را از تحریم باز بدارم (به ژاله یادآوری می‌کنم که دارم از ایمیل٬ فیس‌بوک٬ گوگل+٬ توییتر٬ این وبلاگ٬ رفقایم٬ و رسانه‌ها برای ترغیب افراد به شرکت در انتخابات استفاده می‌کنم). ژاله می‌تواند در عمل با رای‌دادن به‌جای من به حرکت تحریم انتخابات کمک کند. این قرار در عمل به سود ژاله خواهد بود.

اگر جوابی به این درخواست نگیرم یکی از دو برداشت زیر خواهم را کرد. یا ژاله در توانایی من شک دارد٬ که این به من دلیل قوی‌تری برای حرف‌زدن درباره‌ی اهمیت شرکت در انتخابات در چند روز آینده خواهد داد٬ یا این‌که تحریم انتخابات برای ژاله یک جدال شخصی است. که ژاله می‌خواهد از ساختار حکومتی ایران انتقام بگیرد. من حدس می‌زنم اتفاقا این دلیل ِ بخشی از کسانی است که استراتژی تحریم را دنبال می‌کنند. واضح است که در چنین صورتی تحلیل‌های «رای نمی‌دهم تا ….» صرفا ظاهر موجهی برای یک دل‌شکستگی هستند. چنین وضعیتی بیشتر از آن‌که مبتنی بر خردورزی باشد یک واکنش عاطفی است. من در چنین وضعیتی کاری نمی‌توانم انجام بدهم.