دیروز٬ از دم غروب تا شب٬ در یکی از محل‌های گذر ایرانی‌های تورنتو با چند رفیق یک صندوق گذاشتیم و انتخابات نمادین برگزار کردیم. یکی از اهداف این حرکت این بود که ایرانی‌ها را با صندوق رای آشتی بدهیم (جزییات بیشتر را این‌جا بخوانید: انتخابات و ما).

دلایلی که در خیابان برای عدم شرکت در انتخابات می‌شنیدم را قبلا در جمع‌های دوستانه٬ گفتگوهای فضای مجازی و موقعیت‌های دیگر شنیده بودم٬

  • جمهوری اسلامی خودش داره می‌گه هر رای‌ای که به صندوق ریخته می‌شه٬ تایید نظام‌ه. من در این انتخابات شرکت نمی‌کنم.
  • رای من رو که نمی‌شمرن. خودشون هرکی رو خواستن از صندوق بیرون می‌آرن.
  • تا وقتی این رژیم/اسلام هست من رای نمی‌دم.
  • جواب خون‌هایی که بعد از انتخابات ریخت رو کی می‌ده؟
  • شما مامور/فریب‌خورده‌ی رژیم هستید.
  • با رای ما چیزی عوض نمی‌شه. رییس‌جمهور تدارکات چی‌ه.

روی تک‌تک این جملات می‌شود نشست و حرف زد. اما نکته‌ی من این نیست. این جملات همگی مبتنی بر یک مدل ِ یکسان هستند. در همه‌ی آن‌ها گوینده مهره‌ی سفید را به حریف داده است و تسلط او را در بازی پذیرفته است. این‌طور بگویم٬ گوینده‌ی این جملات خودش را بخشی از ساختار سیاسی ِ موجود درنظر گرفته است و حرکت‌هایش را با ساختار منطبق می‌کند. من به این می‌گویم وضعیت ِ واکنشی.

در وضعیت ِ واکنشی٬ نیروی مخالف٬ خودش را در چهارچوب ِبازی رقیب تعریف می‌کند. نه فقط منتظر ِ حرکت‌های ساختار می‌ماند که حرکت ِ بعدی‌اش را برنامه‌ریزی کند٬ بلکه موفقیت ِ خودش را هم از منظر ِ رقیب می‌سنجد. خودش را در آینه‌ی رقیب می‌بیند. قدمش را با او هماهنگ می‌کند.

در چنین وضعیتی٬ برای مهار کردن ِ نیروهای مخالف کافی است نهادهای دموکراتیک تحقیر شوند. کافی است به ابزارهای مشارکت مدنی رنگ ِ رژیم را زد تا نیروهای مخالف از برگه‌ی رای منزجر شود. در این وضعیت٬ ساختار ِ موجود دست ِ بالا را دارد و نیروی مخالف از ابزارهای ممکن برای تغییر وضعیت دوری خواهد جست.

به‌وضوح این یک وضعیت ِ بن‌بست است. و راه خروج از آن چندان شگفت نیست. مثلا می‌شود برای شروع تعداد «آنها» را در جمله‌ها محدود کرد. مهم «ما» است. ما چه می‌خواهیم٬ ما چه خواهیم کرد٬ ما چه نتیجه‌ای خواهیم گرفت؟ برای ما چه چیزی مهم است؟ ما می‌توانیم کدام موفقیت را به‌دست بیاوریم؟

درباره‌ی وضعیت واکنشی حرف بزنیم.

عکس از میثم