امروز صبح رفیقی این عکس را در فیس‌بوک هم‌خوان کرده بود. «هرگز نیروی آدم‌های احمق در گروه‌های بزرگ را دست‌کم نگیرید». صبح روز تعطیل زودتر بیدارشده‌ام که کاری را تمام کنم. جمله و عکس اما دست از سرم برنمی‌دارند. توضیح می‌دهم.

جمله «نقل قول» است. کسی در موقعیت ِ خاصی جمله را گفته‌است. جمله٬ در موقعیت٬ برای مخاطبی که در موقعیت بوده است٬ و در متنی که بوده‌است٬ مفهوم ِ ویژه‌ای داشته است. من و تو اما از موقعیت خبردار نیستیم. جمله از متن جدا شده و درفضای جمعی چرخ خورده‌٬ روی عکسی نقش‌شده٬ و صبح زود روی مانیتور من نشسته است. اما این بخش کوچک اتفاق است.

عکس را یک گروه ِ منتقد ِ مشهور منتشر کرده است. همین گروه٬ نقدهایی بر سیاست‌های ساختار حاکم بر ایران و روال‌های فرهنگی در جامعه‌ی ایران نوشته است. از تمرکز روی انرژی هسته‌ای٬ تا انتشار عکس فتوشاپ‌شده در رسانه‌های رسمی و نیمه‌رسمی و «گدایی لایک» در شبکه‌های اجتماعی. گروه درظاهر به سیاست و فرهنگ ایرانی نگاه منتقد دارد٬ اما در عمل از روایت و ادبیات مشابهی استفاده می‌کند. توضیح می‌دهم.

می‌شود تجسم کرد که فرمانده‌ی بسیج که به نیروهایش دستور حمله به اعتراض خیابانی آرام را می‌دهد بگوید «هرگز نیروی آدم‌های احمق در گروه‌های بزرگ را دست‌کم نگیرید». می‌شود تجسم کرد که راس هرم قدرت که چراغ سبز برای دستکاری در انتخابات را می‌دهد بگوید «هرگز نیروی آدم‌های احمق در گروه‌های بزرگ را دست‌کم نگیرید». جمله توضیح نمی‌دهد که «احمق» یعنی چه. لابد گوینده‌ی اصلی٬ این کلمه را روشن‌تر توضیح داده٬ یا در متن ِموقعیت اشاره‌ی کلمه روشن بوده‌است٬ اما حالا نیست. حالا این جمله جواز ِ خفه‌کردن مخالف است. به یک گروه ِ کوچک ابزاری برای تحقیر گروه ِ بزرگ ِ مخالف را می‌دهد. گروه ِ بزرگ احمق است٬ و نباید دست‌کم گرفته‌شود.

و سوال مهم این است که «دست‌کم نگرفتن» دقیقا یعنی چه؟ جمله این بخش را هم توضیح نمی‌دهد. باید آن‌ها را در فضای جمعی تحقیر کرد؟ باید آن‌ها را به گولاگ فرستاد؟

به این‌همه باید عکس را اضافه کرد. جمع ِ آدم‌های مشابه با دهان‌های باز و قیافه‌های «احمق».

می‌شود از این هم جلوتر رفت و درباره‌ی این حرف زد که چه فرایندی باعث می‌شود که گروه منتقد٬ ادبیات ِ واقعیت ِ موجود٬ که گروه منتقد آن است٬ را باز تولید می‌کند؛ که گروه «ستاد مبارزه» می‌زند و هدف‌اش را «چرندیات» تعریف می‌کند. گروهی که افراد آن سال‌ها توسط «ستادهای مبارزه» مورد آزار قرار گرفته‌است و حرفش «چرندیات» خوانده‌شده‌است٬ حالا نام و برنامه‌ی فعالیت‌اش را از زورگو اقتباس می‌کند. این‌ها چیزهایی است که باید درباره‌شان حرف بزنیم.

پس‌نوشت – این‌همه بوضوح تخطئه‌ی یک حرکت خوب ِ اجتماعی در فضای وب نیست. «ستاد مبارزه با چرندیات»٬ مستقل از نام و روش‌هایش٬ صدهزار نفر را گرد موضوعی جمع کرده‌است و محل گفتگو شده‌است. این خود اتفاقی باارزش است.