از زمانی که رسانه‌های بزرگ دوربین‌های‌شان را روی بوستون و عملیات گسترده‌ی پلیس برای دستگیری دو برادر مظنون متمرکز کردند٬ صدای اعتراض هم کم‌کم بلند شد. تمام این هیاهو برای دستگیری دو جوانکی بود که جرم‌شان قتل سه نفر بود٬ در حالی‌که در سمت دیگر دنیا حمله‌های روزانه به مسجد و قهوه‌خانه جان آدم‌های بیشتری را می‌گرفت. دوربین‌ها اما در بوستون بودند. کسی سراغ عراق و فلسطین و سوریه نمی‌رفت. تبعیض. رسانه. ارزش انسان.

در نگاه اول اعتراض به‌جاست. سه کوچک‌تر از هشت٬ پوشش خبری سه خیلی بزرگ‌تر از هشت٬ پس تبعیض.

این اعتراض به تبعیض نیست. شکایت به «چرا من بازی نیستم» است. وجه بد اتفاق این است که معترض خودش عین همین کار را کرده‌است و می‌کند. وجه تلخ اتفاق این است که کسی که معترض نادیده‌اش می‌گیرد٬ حتی ارزش این را ندارد که ندیده‌گرفتن‌اش به‌رسمیت شناخته شود.

در همان حینی که سی‌ان‌ان مشغول بوستون بود و بغداد را نمی‌دید٬ عده‌ای از اهالی شهر هرات دربرابر نمایندگی ایران تظاهرات کردند. آنها ۱۳ جسد به همراه داشتند که مقامات ایرانی٬ گویا ماه‌ها بعد از کشته‌شدن٬ به افغانستان تحویل داده‌بودند.

خبر در چند رسانه‌ی فارسی زبان ِ خارج از ایران منتشر شد (بی‌بی‌سی٬ دویچه‌وله). رسانه‌های داخلی علاقه‌شان به «افغانستان» محدود به اعتراض به آمریکا و آلمان و نظایر آن ماند. ۱۳ نفر مهم نبودند.

تحقیق نکرده‌ام٬ اما در گشت معمول روزانه‌ام در شبکه‌های اجتماعی هم ارجاع چندانی به این اتفاق ندیدم. یکی دیدم. «تظاهرات مردم افغانستان علیه رژیم آخوندی». مرده‌ی افغان هم وقتی مهم است که می‌شود روی سر «رژیم آخوندی» کوبیدش.

مساله این نیست که چرا سی‌ان‌ان کشته‌ی عراقی را ندیده می‌گیرد و دوربین‌اش را روی «فقط سه» کشته‌ی آمریکایی می‌گیرد. مساله این است که همه دریچه‌ی کوچکی دارند که ازش نگاه می‌کنند. ما هم به نظرم دردمان کشته‌ی عراقی نیست. نگرانیم وقتی کشته شدیم همان کاری با ما بشود که ما با کشته‌ی افغان کردیم