شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده، حداقل به سه‌دلیل یک ضرورت است. توضیح می‌دهم.

پدیده‌ی انتخابات در سال‌های اخیر در ایران، به کاریکاتوری از این نهاد اجتماعی تبدیل شده‌است. حوادث خون‌بار ِ پس از انتخابات ۸۸ نشان داد که گروه حاکم برای حفظ سیطره‌اش حاضر است به شهروندان در خیابان شلیک کند. و این‌همه ضرورت شرکت در انتخابات یازدهم را بیشتر می‌کند.

این‌جا دارم درباره‌ی انتخابات در چهارچوب ایران ِ ۱۳۹۲ حرف می‌زنم. این یعنی انتخاباتی که در آن بسیاری از نامزدها نمی‌توانند شرکت کنند، و تردیدهای جدی درباره‌ی صحت شمارش آرا وجود دارد. بدیهی فرض می‌کنم که نامزدهای این انتخابات ملزم به حفظ حریم‌هایی در هنگام فعالیت انتخاباتی هستند، و به‌اصطلاح ساختار باید «خودی» باشند.

با شرکت‌نکردن در انتخابات، گروهی که ادعا می‌کند گزینه‌ای دربرابر وضعیت سیاسی موجود دارد فرصت تمرین سیاست را از دست می‌دهد. فعالیت در فضای اجتماعی، یارگیری و جذب افکار عمومی، و انجام موفقیت‌آمیز مانورهای سیاسی همگی نیازمند تمرین و تکرار این فن هستند. برای تمرین ِ شرکت موفقیت‌آمیز در انتخابات باید در انتخابات شرکت کرد. علاوه بر این، گروهی که می‌خواهد روزی در انتخابات پیروز شود باید برای رای‌دهندگان آشنا باشد. نام‌ها، شعارها، و برنامه‌ها یک‌شبه طرف‌دار پیدا نمی‌کنند. به این‌دلیل، شرکت در انتخابات مهم است.

اما این دو صرفا دلایل ِ کوچک‌تر ِ ضرورت ِ شرکت در انتخابات هستند. و نکته‌ی مهم این است که این دو دلیل، هردو، به گروه‌های سیاسی مرتبط می‌شوند. مهم‌تر از این دو، ضرورت شرکت شهروندان در انتخابات است.

انتخابات به گروه ِ حاکم تعلق ندارد. انتخابات فرایندی است که به جامعه‌ی شهروندی امکان می‌دهد که نیروهای سیاسی را در قدرت جابه‌جا کند و مهم است که این ابزار در تملک شهروندان باقی بماند. دموکراسی یک فرایند است و با تمرین به‌دست می‌آید، تقویت می‌شود، و پابرجا می‌ماند. انتخابات یکی از ابزارهای حفظ و تقویت دموکراسی است. شهروندان باید یاد بگیرند که چگونه در انتخابات شرکت کنند و چگونه آن را از دست‌برد گروه‌های قدرت حفظ کنند. اگر به این دلیل‌که گروه ِ حاکم ِ فعلی، بعد از انتخابات چماق‌به‌دستانش را روانه‌ی خیابان کرده‌است، شرکت در آن را تحریم کنیم، نه فقط خود را از تمرین دموکراسی واداشته‌ایم، که، و این نکته‌ی اساسی است، با تحریم انتخابات این ابزار ِ مهم دموکراسی را به اشغال‌گران نهادهای قدرت واگذار کرده‌ایم.

نباید فراموش کنیم که صاحب ِ قدرت، شهروندان یک جامعه هستند و انتخابات تیغ ِ برنده‌ی شهروندان برای ازجاکندن هرکسی است که خیال دیکتاتوری در سر دارد. این‌که دیکتاتور ِ این روزگار، انتخابات را به مسخره گرفته‌است، هرگز بهانه‌ی خوبی برای این نیست که فراموش کنیم که صاحب این ابزار من و توی شهروند هستیم.

بوضوح در این چهارچوب وقتی می‌گویم «شرکت در انتخابات»، منظورم لزوما رای‌دادن به یکی از نامزدهای ردشده از فیلتر حاکمیت نیست. مهم شرکت در فرایند انتخابات است. می‌شود به یکی از نامزدهای رد صلاحیت‌شده رای داد، یا به یک فعال اجتماعی و زندانی سیاسی. یا به یک مفهوم، مثلا «آزادی» یا حتی خود «انتخابات».

قلدر می‌خواهد نهاد انتخابات را در ذهن‌های ما تصاحب کند و ما نباید بگذاریم موفق شود.

عکس از این‌جا