رفیقی می‌گفت «لباسی که دختر پوشیده بوده در این‌که بهش تجاوز شده تاثیر داشته». رفیق دیگری می‌گفت «نباید این حرف را بزنی». من می‌گفتم «حرفی که می‌زنی درست است اما ازش نتیجه‌ای که می‌گیرند را نمی‌شود گرفت». توضیح می‌دهم.

لباس دختری که بهش تجاوز شده است، حتما در جنایتی که اتفاق افتاد موثر بوده است. این‌که بدنش بوی بد نمی‌داده است هم حتما بی‌اثر نبوده است. زیبایی دختر هم حتما در این اتفاق تاثیر داشته است. این جمله‌ها یعنی یک نفر می‌تواند به آمار تجاوز نگاه کند و ببیند که دختران خوش‌ظاهر ِ خوش‌پوش ِ خوش‌بو بیشتر از دیگران مورد تجاوز قرار می‌گیرند. این یعنی دو اتفاق ِ آماری با هم همبستگی دارند؛ ظاهر ِ یک نفر و این‌که دیگران به او تجاوز کنند. تا این‌جا حرف درست است.

حتی از این جلوتر هم می‌شود رفت. بین تجاوز به دختر و ظاهرش ارتباط سببی وجود داشته است. یعنی یکی از سبب‌های تجاوز، ظاهر دختر بوده است. اگر یک دختر که بدنش بو می‌داد یا یک پسر سوار همان اتوبوس می‌شد احتمال این‌که به او تجاوز بشود کم‌تر بود. این حرف هم درست است.

اما نکته‌ی اساسی این است که این فقط بخشی از اتفاقی است که افتاده است. این روایت، دنیای بزرگی از عواملی که به این جنایت منجر شده است را ندیده می‌گیرد. در این نگاه، جامعه‌ی اطراف چیزی است که هست و کاری‌اش نمی‌شود کرد و تو باید از خودت دربرابرش محافظت کنی. مثلا سرت قیر بمالی و بوی گند بدهی، چون موجودات گرسنه‌ای دور و بر تو می‌پلکند که ساق پای «جنس لطیف» حس تجاوزشان را راست می‌کند. دهانی که می‌گوید «جذاب نباش تا به تو تجاوز نشود» یک فرض ِ نگفته دارد. فرض می‌کند «طبیعی» است که به آدم جذاب تجاوز می‌شود. این‌طور بوده و این‌طور خواهد ماند. و منطقی برای تلاش برای تغییر این ذهنیت وجود ندارد.

این نگاه را اسم‌اش را می‌گذارم «حفظ وضعیت موجود». می‌گوید مردان موجودات حریصی هستند که می‌خواهند روی هر دختر زیبایی بپرند، پس تو زیبا نباش. دربرابر این نگاه، یک رویکرد «خشونت فعال» وجود دارد، که می‌گوید «چرا دختران باید این اجازه را داشته باشند که به لحاظ روانی به مردان جوان فشار بیاورند و تمرکز، آرامش و خانواده آنها را تهدید کنند؟» در این یکی، مرد قربانی تجاوز است. مرد آلت ِ درازی است که به زور در شلوار نگه داشته شده و لاجرم زیبای دم دست را مورد تجاوز قرار خواهد داد و این اتفاق غم‌انگیزی است، چون در آن، آلت مورد تجاوزکرده‌شدگی قرار گرفته است.

حرف رفیقم درست است اما دوربین‌اش روی فرد تمرکز کرده‌است. به فرد می‌گوید در جامعه‌ی گرگ چه کند که آزار نبیند. نمی‌گوید جامعه را چطور باید امن‌تر کرد. برای یک اتفاق بزرگ، کوچک‌ترین و ضربه‌پذیرترین عنصر را سرزنش می‌کند. و مهم این‌که نگاهی مردانه است. صدایی است که از میکروفونی بیرون می‌آید که به مرد ِ متجاوز داده می‌شود که بگوید «راستی، دامن‌ات هم کوتاه بود».

عکس از اینجا