این ویدیو را در فیس‌بوک دیدم و چندبار از اول تا آخر نگاهش کردم. بعد جزییات ِ فنی را با رفیق ِ عزیز ِ ماشین‌شناسم وارسی کردم. این سه دقیقه و سی و دو ثانیه، روی زمین اتفاق نمی‌افتد. مجری و مصاحبه‌کننده و راننده در یک تخیل مشترک نشسته‌اند.

مجری می‌گوید «آدم اگر زحمت بکشه می‌تونه ماشین گرون‌قیمتی هم بخره و سوار بشه». ماشین «میلیاردی» و «گران‌ترین خودرو» معرفی می‌شود. با احتساب دلار ۳۰۰۰ تومانی هم قیمت ۱۵۰ هزار دلاری ِ این ماشین چیزی حدود ۵۰۰ میلیون تومان می‌شود. راننده انگار کارمند ِ اداره‌ی اثبات ِ امن‌بودن وضعیت سرمایه‌گذاری در ایران است که می‌گوید «دلیلی که این ماشین رو آوردیم این‌ه که ثابت کنیم که توی ایران حاشیه‌ی امنیت بالاست و هر سرمایه‌گذاری می‌تونه به‌هر شکلی از یک ماشین خوب، لوکس، توی این خیابون‌ها بتونه استفاده کنه و برونه». سرعت ۳۲۰ کیلومتردرساعت و صفر تا صد ۳ ثانیه‌ای هم با اطلاعاتی که سازنده‌ی ماشین داده نمی‌خواند.

موسیقی ِ متن ِ گزارش، یک تم ِ عاشقانه از پدرخوانده است. نمی‌دانم این یک اشاره‌ی سیاسی است با برای اثیری‌کردن ِ بیشتر فضای این تخیل استفاده شده است.