اول – بیشتر این هفته را آلمان بودم. برای چهارشب. شب اول، خستگی ِ سفر ِ طولانی نگذاشت سرپا بمانم. شب دوم مهمانی دی‌اچ‌ال بود. روی کشتی. از وقتی برنامه‌ریزی برای سفر بن شروع شده‌بود، حساب کرده‌بودم که «سایان کلش» ِ زیادی بنوشم. حتی برلین هم گیرم نیامده‌بود و از سال قبل مزه‌اش از زیر دندانم نمی‌رفت. توی لیوان‌های استوانه‌ای نازک بلند می‌آورند. ۴ یا ۵ تایی نوشیدم. شب سوم از نصفه‌شب تا نزدیک صبح در بن گشتیم و هرجا کافه‌ای پیدا کردیم لبی تر کردیم. شب چهارم باز «سایان کلش». ۲ لیوان.

دوم – توی راه که می‌رفتم این خبر را ستاره‌دار کرده‌بودم که درباره‌اش بنویسم: دو نفر که برای سومین بار به نوشیدن مشروبات الکلی اعتراف کرده‌اند در مشهد به اعدام محکوم شده‌اند.

سوم – ندارد.