نوشته‌ی فارس‌نیوز درباره‌ی مسیح علی‌نژاد را می‌خوانم (توضیح مسیح). مطلب، حاشیه‌ای بر مصاحبه‌ی مسیح با کارگردان «قلاده‌های طلا» است و او را این‌طور معرفی می‌کند،

علی‌نژاد نیز مانند همه “فراری‌های ۲ ساله” به ظاهر از غم و درد و رنج دوری از وطن می گوید و داعیه‌دار انقلابی است که شهدایش را گاهی با نام دوست دخترشان باید به یادآورد و گاهی نیز با تصویر برهنه در آغوش “بوی فرند”

پایین‌تر می‌خوانم،

علی نژاد طوری سخن می گوید که انگار کار و زندگی و تفریح را رها کرده تا تمام وجود خود را وقف جنبش کند! … انقلابیون فراری، انقلابیون جیره بگیر، انقلابیون تیتیش مامانی و انقلابیون “خوش گذران” و اهل سفر!

و مطلب به‌همین روال ادامه پیدا می‌کند.

من نمی‌دانم چه‌کسی ادعا کرده‌است که «زندگی و کار و تفریح را رها کرده تا با تمام وجود خود را وقف جنبش کند». به‌نظرم هرکسی که این ادعا را کرده، نه فقط زندگی‌اش را باخته، که اتفاقا آدم خطرناکی است. آدمیزاد البته حق دارد خودش را وقف هرچیزی کند، اما آدمی که کار را رها کرده، حتما سربار ِ کسی است و آدمی که تفریح را رها کرده، دیر یا زود کارش به افسردگی خواهد کشید. چنین آدمی در هر حرکت اجتماعی که نقش داشته‌باشد، باید به آن حرکت و نتیجه‌اش مشکوک بود.

جنبش سبز برای من حرکتی به‌سمت زندگی است. این حرکت ِ اجتماعی را من پروژه‌ای برای گذر کردن از نارنجک پلاستیکی و آرزوی شهادت، برای رفتن به سمت ِ زندگی ِ آدمی‌زادی می‌بینم. و زندگی ِ آدمی‌زادی یعنی همان‌ها که فارس ازشان با چندش حرف می‌زند؛ سفر رفتن، و خوش‌گذراندن، و بودن با کسی که دوستش داری. این‌همه خود ِ زندگی است و همان کارهایی هست که پدرخوانده‌ی فارس‌نیوز از مردمان مضیقه می‌کند. مردمانی که در زندان می‌اندازدشان و مردمانی که در کوچه جلویشان را می‌گیرد و دهان‌شان را بو می‌کند.

مسیح اگر خوش نگذارند، من یکی بهش زنگ می‌زنم که اول برای دل خودت و دوم برای راحت ِ خیال ِ من، که مخاطب توام، ردای ِ ریاکار ِ تقوای ِ ناآدمیزادی را از تن‌ات دربیاور.

قبل از این هر عکسی را دو بار نگاه می‌کردم که شیشه‌ای دستم نباشد، که ظاهرم «به‌صلاح» باشد. یک‌روز برگشتم و دیدم که دارم دروغ می‌گویم. به مخاطبم. به هرکسی که عکس‌ام را نگاه کرده. همین‌ایم که هستیم. و همین بودمان است که تیشه به ریشه‌ی فارس‌نیوز می‌زند.

عکس از فیلم «لشگر جنایت»، که بی‌ربط به همین حرف نیست.