ستاره‌ی اقبال محمود احمدی‌نژاد رو به افول است. به‌نظر می‌رسد روی این نکته اجماعی وجود دارد. دیر یا زود احمدی‌نژاد از «قطار انقلاب» پیاده‌خواهدشد. تا اینجا مورد قبول دوست‌داران و مخالفان ِ او است.

برای گروه بزرگی از دوست‌داران ِ سابق ِ او، احمدی‌نژاد یک سکسه در حرکت این قطار است. «نظام» برای حفظ و برگرداندن ِ محمود احمدی‌نژاد هزینه‌ی بالایی کرد و حتی راس ِ هرم ِ نظام او را زیر ِ چتر حمایتی خود گرفت، اما احمدی‌نژاد ساز خود را زد و صندلی‌اش را از دست داد. برای مخالفان، احمدی‌نژاد یک حلقه‌ی دیگر در زنجیره‌ی افتضاحات ِ ساختار ِ حکومتی ایران است. نظام در حال کوچک‌تر شدن است و شعله‌ی جنگ قدرت بالا گرفته است و نظام حتی احمدی‌نژاد را برنمی‌تابد. همه منتظر رسیدن قطار به ایستگاه ِ بعدی هستند که احمدی‌نژاد در آن بیرون انداخته‌خواهدشد.

سوال ِ اساسی این است که آیا نسبت احمدی‌نژاد و نظام جمهوری‌اسلامی مانند نسبت مسافر و قطار است؟ خطر ِ این ساده‌سازی این است که عاملیت ِ نظام ِ جمهوری‌اسلامی در گرفتارشدنش به بحران احمدی‌نژاد را در نظر نمی‌گیرد. نکته‌ی مهم این است که دانستن نسبت مسافر و قطار، گذشته از درگیری ذهنی، برای دوگروه اهمیت ِ ویژه‌ای دارد. اگر فرض کنیم بیلان حساب احمدی‌نژاد به‌سمت صدمه به نظام حاکم بر ایران بوده‌است، برای علاقه‌مندان به ادامه‌ی حیات ِ این نظام مهم است که بدانند چطور باید این قطار را از چنین مسافران ِ ناخوانده‌ای مصون کنند. از سوی دیگر، برای هرکسی که می‌خواهد نظام ِ جایگزینی برای کشور ایران پیشنهاد دهد، این یک سوال ِ اساسی است که چگونه می‌شود از «احمدی‌نژادی‌شدن» وضعیت جلوگیری کرد.

مساله‌ی مهم در وضعیت فعلی این است که احمدی‌نژاد تنها یک نقطه در حیات ِ نظام جمهوری اسلامی نیست. او حاصل فرایند جمهوری اسلامی است. محمود احمدی‌نژاد و نظام جمهوری اسلامی ایران ارتباط علت و معلولی دارند. در صورت صحت ِ این ادعا، دفع احمدی‌نژاد تنها یک درمان ِ موقت برای نظام جمهوری اسلامی است و این ساختار حکومتی، احمدی‌نژاد ِ بعدی را در ایستگاهی کمی دورتر سوار خواهد کرد. به‌همین دلیل، مهم است که فرایندی که منجر به محمود احمدی‌نژاد شد را بفهمیم. بدون فهمیدن ِ این فرایند، دوستان و مخالفان ِ نظام ِ ایران همین اشتباه را بارهای دیگری تکرار خواهند کرد.

تقلیل فرایندهای بلندمدت به اتفاقات لحظه‌ای البته تعریف‌های ساده‌ای از وضعیت می‌دهد و منجر به ارایه‌ی درمان‌های موقتی می‌شود. این درمان‌های موقت مسکن‌هایی هستند که تنها فاجعه را نزدیک‌تر، بزرگ‌تر، و شگفتی‌آورتر می‌کنند.