این نامه‌ی وارده را شروین عزیز فرستاده است. کارتون را من اضافه کرده‌ام. اگر شما هم مطلبی نوشته‌اید، اما وبلاگ ندارید، یا به هر دلیل مطلب را نمی‌خواهید در وبلاگتان بگذارید، یا می‌خواهید لذت مهمان‌داری را به کمانگیر بدهید، نوشته/عکس/ویدئو، یا هر چیز دیگری را، بفرستید به arash@kamangir.net. واضح است که استانداردهای وبلاگ نویسی را در این کار لحاظ خواهیم کرد.

اینترنت این روزهای من

امروز صبح که از خواب بیدار شدم، تو این فکر بودم که وقتی لپ‌تاپم رو روشن می‌کنم بتونم ایمیل‌هایی که دیشب موفق نشدم باز کنم رو بخونم؛ تا ۴ بیدار بودم که بتونم ایمیل بنده‌خدایی رو جواب بدم ولی نشد. صبح هم وضع تغییری نکرده بود. البته چرا، دیدم بقیه هم مثل من نمی‌تونن جایی رو باز کنن.

دروغ چرا، تو این روزها وقتی می‌بینم افراد دیگه‌ای هم مثل من هستن که فقط اسما به اینترنت متصلن، خوشحال می‌شم. البته نمی‌دونم اسمش رو می‌شه خوشحالی گذاشت یا نه ولی حداقل از این‌که می‌بینم تو همچین زمانی فقط من نیستم که وضعیتم این‌طوریه، دلگرم می‌شم؛ یه جور حسی که می‌گه تنها نیستم، همه این‌طوری‌ان.

وقتی ایمیل‌تون رو نتونین باز کنین، گوگل براتون در دسترس نباشه، امکان خوندن فیدها رو نداشته باشین و تقریبا دسترسی به خیلی از سایت‌ها غیر ممکن باشه، عملا نمی‌تونین تحمل کنین. دیگه کلیک کردن روی وی‌پی‌ان PPTP، L2TP، SSTP، ساکس، فریدام، سایفون، تور و خیلی از اینا براتون خسته‌کننده می‌شه. چقدر می‌خواین کلیک کنین و چیزی کانکت نشه؟

اون اوایل مثل خیلی‌های دیگه فکر می‌کردم که هیچ وقت نمیان کل اینترنت رو تعطیل کنن؛ می‌گفتم اصلا مگه می‌شه بخوان این همه پورت و پروتکل رو ببندن؟ بعد، یه مدتی که گذشت، دیدم که ئه، ظاهرا یه کارایی می‌تونن انجام بدن! الآنم مثل همون خیلی‌های دیگه، دارم پشت این همه سد و سانسور این نامه رو می‌نویسم در حالی‌که یه جای ذهنم به این فکر می‌کنم که چطور باید برای صاحبش ایمیلش کنم؟

یکی از بچه‌ها توی توییتر نوشته بود که باز قبلا می‌شد از روی تقویم فهیمد که چه روزایی وضعیت اینترنت ایران بحرانی می‌شه، ولی الآن دیگه فاز، فاز سورپرایزه! شب می‌خوابی و صبح بیدار می‌شی بعد هی باید رفرش کنی، هی رفرش کنی.

از این‌طرف هم روز به روز وضعیت بدتر می‌شه. اخباری که توی خبرگزاری‌ها درباره اینترنت ملی، بسته شدن SSL و کُند شدن سرعت اینترنت رو که می‌خونم، تو فکر فرو می‌رم. پیش خودم می‌گم اینا واقعا چه فکری دارن می‌کنن؟ اصلا متوجه هستن که کلی شرکت تو همین تهران وجود داره که اساس اصلی کارش روی اینترنت پیش می‌ره؟ اصلا به فکر این هستن که یک آدم عادی نیاز داره که توی شرکت، خونه یا هر جای دیگه به ایمیلش دسترسی داشته باشه؟ اصلا خودشون می‌دونن که تکلیف‌شون چیه؟

وضعیت شغل‌های وابسته به اینترنت توی ایران، الآن شبیه به یک کارخونه ذوب آهن هست! ولی کارخونه‌ای که بهش اجازه دسترسی به گاز و باقی چیزا برای ایجاد فضای ذوب کردن رو نمی‌دن. پیچ گاز رو کم و کم‌تر می‌کنن؛ آهن ذوب نمی‌شه، کاری هم از کار پیش نمی‌ره.

اخبار فناوری رو که می‌خونم اعصابم به‌هم می‌ریزه؛ اونا تو چه فکری هستن و ما کجاییم! دلار که رفته بالا، همه چیز گرون شده، کار پیدا نمی‌شه، یکی صبح خونه‌ست شب یه جای دیگه، اینترنم که این‌طوری! یه سری هم همیشه این وسط هستن که فقط به فکر خودشونن.

اولش می‌گفتم که اینا موقتی هست؛ مثل اون اوایل که قرار بود جایی شلوغ بشه و اینترنت رو تعطیل می‌کردن و بعدش وضعیت آروم می‌شد. ولی راستش الآن دیگه نا امید شدم. موقت هم یه تعریفی داره که اگر از حدش بگذره بهش می‌گن دائم، دائمی.

چند ماه پیش یه افزونه روی کروم نصب کردم که حداقل تو این اوضاع، صفحه فیلترینگ رو نبینم؛ خیلی خوبه، می‌شه به‌جاش هر چیزی که دوست دارین رو نشون بدین. به همه هم گفتم که نصبش کنن. البته این چیزا فقط تو ایران کاربرد داره و به درد اونایی که خارج از این‌جا هستن نمی‌خوره.

این همه زمان گذروندین، درس خوندین، کار کردین، تجربه پیدا کردین تا بتونین از همین راه پول در بیارین اما آخرش می‌بینین که همه‌ش داره هدر می‌ره. چند بار به این فکر کردم که خارج از این محیط چه کارایی می‌تونم انجام بدم و برم سراغ اونا. نوشتن برای روزنامه‌ها، مجلات یا چیزایی که حداقل، علاقه‌ای بهشون داشته باشم اما هنوز احساس می‌کنم که نمی‌شه این کارو کرد؛ یه جور خالی کردن میدونه و من اینو دوست ندارم.

وضعیت اینترنت (البته تقریبا دیگه نمی‌شه بهش گفت اینترنت) تو ایران خیلی افتضاح‌تر از چیزیه که فکرش رو می‌کنیم. چند روز پیش یکی از بچه‌ها می‌گفت اگر خبرگزاری‌های مهم دنیا این موضوع رو پوشش بدن اوضاع ممکنه بهتر بشه، ولی حدس من درست‌تر بود؛ همه‌چیز بدتر شده.

اما به هر حال تجربه ثابت کرده که تو این مدت هر چیزی که وضعش بد شده، رفته رفته بهش عادت کردیم. نمی‌دونم مردم چه‌شون شده. اینترنت اولیش نبود، آخریش هم نیست. راستش منم خیلی دوست دارم به شعارهایی که در این رابطه زده می‌شه امیدوار باشم ولی به اون‌ها هم امیدی نیست. دوست ندارم خودم رو گول بزنم. ما دقیقا وسط گودیم و مدام هم داریم فرو می‌ریم. یک سری از بالا نگاه می‌کنن و کاری از دست‌شون بر نمیاد، یک سری دیگه هم به خیال‌شون دارن کار درست رو انجام می‌دن. نمی‌دونم چطور می‌شه جلوی این وضعیت رو گرفت. نمی‌دونم چطور و با چه منطقی می‌شه این قضیه رو به بعضی‌ها فهموند که اگر انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست،  اینترنت هم یک نیاز ساده و ضروری برای همه مردم ایرانه.

به هر حال این حرف‌ها ممکنه روی دل خیلی‌ها مونده باشه. خیلی‌ها این روزها اعصاب‌شون به‌هم ریخته‌ست سر این جریانات. اگر این نامه رو می‌خونین، بدونین که بالاخره تونستم ایمیلم رو باز کنم و همین موضوع، الآن سطح دغدغه خیلی از کاربرای ایرانیه!