از صبح داشته‌ام عکس‌های راه‌پیمایی روز ۲۲ بهمن را نگاه می‌کرده‌ام، و به‌نظرم این عکس خلاصه‌ی چیزهایی است که دیده‌ام.

مردی وسط خیابان ایستاده و پسری روی سرش ژانگولر اجرا می‌کند. در روز معمولی نمی‌شود چنین برنامه‌ای اجرا کرد. پلیس جریمه‌ات می‌کند. امروز اما استثنا است. امروز همه چیز آزاد است. یک گوشه‌ی دیگر کسی دارد روپایی می‌زند و آن‌طرف‌تر چند نفر با لباس عشایری کره می‌زنند. در عکس همه‌ی چشم‌ها به بالا است. به پسر که پاهایش را ۱۶۰ درجه باز کرده‌است؟ شاید. کسی که عکس را هوا کرده اما کاری به ژانگولر ندارد. در روایت او جمعی وسط خیابان ایستاده‌اند و به تصویر «رهبر» چشم دوخته‌اند. نگاه‌شان از زمین به آسمان است و در صورت‌شان تحسین و شگفتی خوانده می‌شود. ژانگولر برای او اتفاق فرعی است. او می‌خواهد بپذیریم که مردم برای یوم‌الله آمده‌اند نه برای بالماسکه.

نکته‌ی مهم این است که برای سوال «بالماسکه یا یوم‌الله» جواب ِ صریحی وجود ندارد. یا حداقل حالا نمی‌شود به این سوال جواب ِ روشنی داد. در ساختاری که به دموکراسی التزام ندارد، جواب با درگیری ِ خیابانی روشن می‌شود. و این زمانی است که همه ضرر خواهند کرد.

بالماسکه تمام شد. حالا مردم به خانه برمی‌گردند.