سپاه پاسداران در بیانیه‌ای که بعد از ترور مصطفی احمدی روشن منتشر کرد، صفت «هسته‌ای» را به دو نماد ِ محوری نظام حاکم بر ایران وصل کرد و دو مفهوم جدید ساخت؛ «دفاع مقدس هسته‌ای» و «شهیدان هسته‌ای». هر دوی این نمادها با دفاع مسلحانه از موجودیت نظام ِ جمهوری اسلامی مرتبط هستند و این درحالی است که حکومت ایران ادعا می‌کند که برنامه‌ی هسته‌ای اش هدف نظامی ندارد و تنها تولید انرژی و مواد هسته‌ای لازم برای کاربردهای پزشکی و نظیر آن را دنبال می‌کند. سوال ِ کلیدی این است که از دید دولت‌مردان ِ ایرانی چه شباهتی بین تلاش ِ بخشی از نظام ِ جهانی برای جلوگیری از دسترسی ایران به تکنولوژی هسته‌ای و هجوم ِ عینی و مسلحانه به خاک ایران وجود دارد.

پاسخ ساده، و نه لزوما دقیق، به این سوال این است که برنامه‌ی هسته‌ای ایران دقیقا راستای تسلیحاتی دارد و به این ترتیب «جهاد هسته‌ای» ادامه‌ی تلاش برای حفظ و صدور انقلاب اسلامی است. پاسخ ِ دیگر این است که مخالفت ِ جهانی با دسترسی ایران به تکنولوژی هسته‌ای محیط مناسبی برای ایجاد فضای قطبی و مسکوت‌کردن ِ ساختارهای دموکراتیک برای نظام ِ حاکم بر ایران فراهم می‌کند. به این دو، توصیف‌های دیگری را هم می‌توان اضافه کرد.

اما نکته‌ی اساسی این است که در زورآزمایی ِ هسته‌ای ایران و غرب، یا «دفاع مقدس هسته‌ای» آن‌طور که بیانیه‌نویس سپاه می‌نویسد، جریان ِ برق ِ خروجی از ژنراتورهای نیروگاه بوشهر و داروهای هسته‌ای نکات حاشیه‌ای هستند. مسلم یا نامسلم بودن حق ایران برای دسترسی به تکنولوژی هسته‌ای هم در این اتفاق یک موضوع ِ‌ حاشیه‌ای است. یک نظام سیاسی، رفاه شهروندان‌اش و هستی خودش را برای رسیدن به رویاهای هسته‌ای‌اش به خطر حتمی انداخته‌است. تولید برق و دارو و «حفظ آبرو» دلایل ِ معقولی برای این خطر‌پذیری به‌نظر نمی‌رسند وقتی که سیاست‌های اتخاذشده برای رسیدن به «حق هسته‌ای» و «رفاه هسته‌ای» به کمبودهای شدیدتر و انزوای بیشتر ایران منجر شده‌است.

عکس – بعد از انفجر امروز صبح (منبع)