دیروز کاردار سفارت کانادا در تهران به وزارت امورخارجه احضار شد و مراتب اعتراض دولت ایران به وضعیت بومیان کانادا به او ابلاغ شد. به‌نظر من این یک اتفاق برد-برد است. توضیح می‌دهم.

بومیان کانادایی وضعیت ِ مناسبی ندارند. برای کشوری با استانداردهای کانادا، شرم‌آور است که بسیاری از «اقوام اولیه»، آن‌طور که در زبان رسمی گفته می‌شود، در مناطقی زندگی می‌کنند که آب آشامیدنی در دسترس نیست. حداقل یکی از این مناطق برای زمستان امسال اعلام وضعیت ِ فوق‌العاده کرد. راه‌حل ِ این مشکل لزوما «ارسال کمک‌های انسان‌دوستانه» به این مناطق نیست. بحث ِ انتقال جمعیت‌های بومی از مناطقی که در آن‌ها امکان اشتغال نیست یکی از مواردی است که در رسانه‌های کانادا گفته شده‌است. فارغ از این جزییات، این اتفاق ِ فرخنده‌ای است که دولت ِ جمهوری اسلامی ایران به کانادا تذکر داده است. این توهین ِ بزرگی برای دولت محافظه‌کار ِ هارپر و جامعه‌ی کانادا است. من این تلنگر را به فال نیک می‌گیرم. اما اتفاق مهم‌تر نه در مناطق ِ سرخ‌پوست‌نشین ِ کانادا، یا در اتاوا، که در تهران افتاده است.

نگویید که ایران از حقوق‌بشر استفاده‌ی ابزاری می‌کند. مهم این نیست. حاکمیت ایران تنها ساختاری نیست که حقوق‌بشر، و نظایر ِ آن را، برای پیش‌برد ِ اهدافی استفاده می‌کند که لزوما همراهیی با این مضامین ندارند. مهم این است که مفهوم «حقوق بشر» در ادبیات رسمی ِ حکومت ِ ایران وارد شده است. که شهروند ِ ایرانی «حقوق بشر» را در فارس‌نیوز می‌خواند، و نه مثلا در وبلاگ‌های شهروندی یا رسانه‌های معترض. فارس نیوز به مخاطبش می‌گوید «حقوق بشر مهم است». این یک پیروزی بزرگ است.

تغییر زمانی حاصل می‌شود که مفاهیم ِ جدید در ذهن ِ جمعی وارد شوند. و حاکمیت ِ ایران، و رسانه‌های آن، به صف ِ انتقال‌دهندگان این مفاهیم پیوسته‌اند. وزارت خارجه‌ی ایران از دولت کانادا می‌خواهد که در اسرع وقت به گزارش‌گر ویژه‌ی سازمان ملل اجازه‌ی دیدار از مناطق ِ مورد ِ اشاره را بدهد. در این جمله مفهوم حقوق بشر و نهاد سازمان ملل به رسمیت شناخته شده‌اند. این به‌نظر من کم از یک معجزه ندارد.

عکس: منطقه‌ی Attawapiskat – نشنال‌پست