یک هفته پیش عفو بین‌الملل گزارشی ۴۴ صفحه‌ای درباره‌ی وضعیت اعدام ِ متهمان ِ پرونده‌های مربوط به مواد مخدر در ایران منتشر کرد (فایل pdf). عنوان گزارش این است Addicted to Death: Executions for Drug Offences in Iran. با «اعدام» و «اعتیاد» بازی می‌کند. چه کسی معتاد است؟ کسی که بالای دار می‌رود یا کسی که به بالای دار کشیدن خو گرفته‌است؟ گزارش می‌گوید ۴۸۸ نفر از ابتدای سال اعدام شده‌اند. و این یعنی سه برابر افزایش نسبت به دو سال پیش. منحنی با شیب ِ زیاد بالا رفته‌است. آیا همین خط تا یک سال دیگر و دو سال دیگر بالا خواهد رفت؟

از هفته‌ی پیش که این گزارش را ورق زده‌ام، دارم به یک شباهت فکر می‌کنم؛ «اعتیاد» و «اعدام» دربرابر ِ «سرکشی» و «حمله‌ی نظامی». تو نظمی که دیگران تعریف کرده‌اند را شکسته‌ای، پس گردنت لای طناب مچاله می‌شود. تو نتوانسته‌ای خودت را در نظمی که دیگران ساخته‌اند تعریف کنی، پس ب۵۲ در آسمان‌ات پرواز می‌کند.

اعدام کار راحتی است. حمله‌ی نظامی هم کار راحتی است. هر دو از جنس «کار را تمام‌کردن» هستند. هر دو هم مساله را ساده می‌کنند؛ با آدمیزاد و جامعه طرف نیستند، خط‌کشی است که تعریف می‌شود و ساطوری است که فرود می‌آید.

خبر ِ این گزارش را در اول در مردمک دیدم.