نکته‌ی مهم درباره‌ی مجموعه عکس‌های «رهبر عزیز به چیزها نگاه می‌کند» این نیست که «رهبر عزیز» به چیزها نگاه می‌کند.

در مرکز عکس‌ها یک محصول است. یک خیار بزرگ. یک بطری نوشیدنی. یا یک قابلمه. همه به مرکز عکس چشم دوخته‌اند. «رهبر عزیز» هم. کسی چیزی را لمس نمی‌کند. به جز «رهبر عزیز». او شیشه‌ی روغن مایع را وزن می‌کند، یا انگشتش را در توده‌ی پنبه کرده‌است، یا اسباب بازی‌ها را ورانداز می‌کند. کسی یادداشت برمی‌دارد. گاهی بیشتر از یک نفر. چشم‌های «رهبر عزیز» پشت شیشه‌های سیاه ِ عینکش مخفی شده‌است. صورتش معمولا بی‌حالت است. گاهی محل ِ بازدید قوانین ویژه‌ای دارد، مثلا مرغداری که کارگرانش لباس سفید بلند پوشیده‌اند. «رهبر عزیز» لباس را روی دوشش انداخته‌است. او کلاه ایمنی نمی‌پوشد.

کسی مجموعه‌ای از عکس‌های «رهبر جدید عزیز به چیزها نگاه می‌کند» سرهم کرده‌است. «رهبر جدید عزیز» به چیزها دست نمی‌زند. یا به پدرش نگاه می‌کند یا به جایی دور. کسی کاغذ به دست گرد ِ «رهبر جدید عزیز» نایستاده است. صورت «رهبر جدید عزیز» بی‌حالت‌تر از «رهبر عزیز» است. پسر، کاریکاتور پدر است.

کیم جونگ ایل نمرد. یک‌شبه چهل سال جوان شد و برگشت. دیکتاتور نمی‌میرد. دیکتاتور را پایین می‌کشند. دیکتاتور ِ بیرون سایه است. دیکتاتور ِ درونی را باید خانه‌نشین کرد.