ایران و آمریکا قبل از این از هم جاسوس و تروریست از هم شکار کرده‌بودند. بارهای قبل اما یک آدمیزاد مرکز ِ اتهام بود. این بار یک روبات است.

آدمیزاد را می‌شود به حرف آورد، اما همیشه می‌شود ادعا کرد کسی که حرف زده زیر شکنجه حرف زده. خود ِ آدمیزاد هم می‌تواند بعدا حرفی که زده را تکذیب کند. و حقوق بشر هم هست. این یعنی کار با آدمیزاد، وقتی کسی می‌خواهد کار تروریستی و جاسوسی کند، سخت است. روبات اما «حقوق روبات» ندارد. روی بدنه‌اش هم احتمالا جایی زده «ساخت آمریکا». اما حقیقت این است که قضیه به این سادگی نیست.

استاکس‌نت که کشف شد، کدش در دست بود. می‌شد رفت توش چرخید. اما سرآخر اشاره‌ی مبهم به چند تاریخ و یک کلمه که می‌تواند عبری باشد، تمام ِ «اعترافی» بود که استاکس‌نت انجام داد. اما شاید اعتراف‌گیری از روبات‌های فیزیکی ساده‌تر باشد. حقیقت این است که این‌طور نیست، یا برای زمان ِ طولانی این‌طور نخواهد ماند.

حداقل در این زمان، ساخت و نگهداری هواپیمای روباتیک، و انواع ِ دیگر ِ روبات‌های عمل‌گر، در کنترل چند شرکت و دولت‌ها است، و به‌طور علنی انجام می‌شود. اما این وضعیت زمان ِ طولانی دوام نخواهد داشت. کافی است در یوتیوب دنبال روبات بگردی تا نمونه پشت نمونه از روبات‌هایی پیدا کنی که کسی در زیرزمین خانه‌اش ساخته‌است. همین حالا یک بازار ِ قوی برای فروش قطعات ِ با کاربری در سیستم‌های روباتیک وجود دارد که اتفاقا بخش ِ بزرگی‌اش سخت‌افزار ِ کدباز است (مثلا نمونه‌ی ساده و خیلی ارزانش Arduino و ملحقاتش). اما یک سیستم روباتیک توان تصمیم‌گیری می‌خواهد. این یعنی الگوریتم و نرم‌افزار، که نسخه‌های کدباز ِ باکیفیت صنعتی زیادی از آن در دسترسی است (مثلا OpenCV و شاخه‌هایش).

دارم روزی را تصور می‌کنم که روباتی شکار شده‌است، اما کسی نمی‌داند پرچم ِ کدام کشور را زیرش بزند و روی دیوار، جلوی «مرگ بر …»، چی بنویسد.

عکس از اینجا