Battlefield 3 در ایران می‌گذرد.

دوسال دیگر زلزله‌ای تهران را خواهد لرزاند. حکومت ایران سقوط خواهد کرد و بیش از پنجاه‌هزار سرباز آمریکایی برای کشف سلاح‌های هسته‌ای به تهران حمله خواهند کرد (از بی‌بی‌سی، به‌نقل از مانی‌ب)

دوری در ویکیپدیا زدم. این اولین‌باری نیست که یک بازی کامپیوتری در ایران می‌گذرد. نسخه‌های مختلف Prince of Persia، گرشاسب، عصر پهلوانان، نجات بندر، و عملیات ویژه‌ی ۸۵ قبل از این به بازار آمده‌بودند. این دوتای آخر روایت‌شان از نقطه‌ی برعکس ِ Battlefield 3 است.

سوال مهم این است؛ آیا Battlefield 3 «آماده‌کردن افکار عمومی برای جنگ علیه ایران» است؟ در این شکی نیست که انتخاب ایران به‌عنوان محل وقوع جنگ تصادفی نیست. مثلا ندیده‌ایم یکی از شرکت‌های معظم بازی‌سازی محصولی بیرون بدهد که به جست‌وجو به‌دنبال کلاهک‌های هسته‌ای در فرانسه یا اسراییل بپردازد. اما این لزوما بهانه‌ی خوبی برای رسیدن به نتیجه‌گیری بالا نیست. نه وزارت دفاع آمریکا صاحب یا سهام‌دار در EA، شرکت توسعه‌دهنده‌ی Battlefield 3، است و نه اساسا درگیر کردن ِ جوانک‌های تشنه‌ی بازی‌های کامپیوتری، استراتژی مناسبی برای «آماده‌کردن افکار عمومی» برای یک جنگ است. اگر این جوانک‌ها «افکار عمومی» بودند الان لابد xkcd هم میکل‌آنژ ِ قرن ۲۱ام بود.

اینکه این بازی، و نظایرش، باعث رضایت اهل ِ قدرت می‌شود چیزی است که حرفش را می‌شود زد. اینکه پنتاگون هواپیمای عمودپرداز ِ بدنامش را برای نمایش به هالیوود می‌فرستد هم ادعایی است که برایش می‌شود سند و مدرک آورد. اما کلی‌گویی‌هایی مثل این‌که یک بازی قرار است نقش روابط‌عمومی یک ماشین نظامی را ایفا کند همان اندازه که هیجان‌انگیز است بی‌ربط هم هست. ساده‌انگاری درباره‌ی روابط در دنیای پیچیده‌ی امروز حتما می‌تواند به کشفیات شگفت‌انگیزی منتهی شود. این نظریه‌های بدیع بیشتر از هرچیزی پناه‌گاهی دم ِ دستی برای تقلیل ِ پیچیدگی‌ها به روایت‌های ساده‌ی آسان‌فهم هستند. در نادقیقی چنین روایت‌هایی شکی نداریم.

پس‌نوشت – این دو مطلب واکنش به این نوشته هستند،

لیموناسیون – Battlefield 3: در مورد هم آوا نشدن با جنگ‌افروزی بنویسیم

اینکه تأثیرات این بازی بر روی افکار عمومی علتِ ساخت اینگونه بازی‌هاست یا معلولِ آن٬ بماند. شاید هیچ توطئه‌ای در کار نباشد. ولی گمان می‌کنم طبیعی‌تر این باشد که ایرانیان از اینکه کشته‌شدنشان٬ یا اشغال شهرشان به بازی گرفته شود ناخشنود باشند و به آن اعتراض کنند. حتی اگر هیچ توطئه‌ای هم در کار نباشد. و هر چند که این بازی تماماً هم در ایران نمی‌گذرد.

… (کمانگیر) همان کسی است که روزی گفت: «در مورد هم‌آوا نشدن با خشونت بنویسیم». امروز از او دعوت میکنم که: بیایید در مورد هم آوا نشدن با جنگ‌افروزی بنویسیم.

اسد زمینی – آرش‌های دیروز و آرش‌های امروز؟

من به آرش خرده نمی‌گیرم که چرا نمی‌داند “بازی‌های کامپیوتری” پیش از آمدن به بازار باید “مجوز” بگیرند. شاید حتی به فکرش نرسیده که مثلا اگر در همین بازی‌ سربازان آمریکایی پاریس را اشغال می‌کردند‌‌ و فرانسوی‌ها را در خیابان شکار می‌کردند، مجوز نمی‌گرفت. ولی آرش می‌توانست حدس بزند که اگر چنین بازیی مجوز می‌گرفت، آن وقت شهروند عادی فرانسه به این موضوع اعتراض می‌کرد. چنین اعتراضی وظیفه اخلاقی شهروندان است.