هر از گاهی از دایره‌های آشنا بیرون می‌روم. کلیک روی کلیک تلاش می‌کنم از صفحاتی که معمولا به آنها سرمی‌زنم دور شوم. چند شب پیش با چند کلیک به یک وب‌سایت فارسی‌زبان رسیدم که ۵۲.۰۰۰ لایک روی صفحه‌ی فیس‌بوک‌اش داشت. یک مطلب از این وب‌سایت، که درباره‌ی پیامبر مسلمانان و جزییات ارتباطش با زنان بود، در فیس‌بوک ۳۶۰ لایک داشت. عکس، لینک یا اشاره‌ای به نام وب‌سایت نمی‌کنم. اسمش را بگذاریم «خ».

وقتی می‌گویم «ما مهم نیستیم»، «ما» یعنی همه‌ی وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌هایی که هر جمله که می‌نویسند را قبل از انتشار سه بار می‌خوانند. که جمله‌ها را با قلم ِ درشت ِ آبی نمی‌نویسند و انتهای جمله‌ را با علامت تعجب فرش نمی‌کنند. که دغدغه‌ی نیک‌نامی و صحت ِ استدلال دارند و نمی‌خواهند تصویر کله‌پای طرف ِ مقابل‌شان باشند. «ما» در مقابل «آنها» است. «آنها» به ساختار می‌تازند اما ادبیات و روش‌شان همانی است که ساختار استفاده می‌کند. «خ» یکی از «آنها»ست. و به‌استناد عدد ِ لایک‌هایش در کارش موفق است. دقت کن که به عدد ِ بازدید نگاه نمی‌کنم؛ چند ده هزار نفر نه فقط «خ» را پسندیده‌اند که خطر ِ لایک‌زدن برایش را هم پذیرفته‌اند.

شاید بشود بازکردن راهی را به «ما» نسبت داد. شاید. خیلی هم مهم نیست که راه چطور باز شد. مهم این است که سیل راه افتاده‌است. این‌که این جربان به‌کجا می‌رسد را من نمی‌دانم. چیزی که من می‌دانم این است که فرمان ِ موج دیگر دست «ما» نیست، و «آنها» که موج را جلو می‌برند هم بیشتر از دغدغه‌ی هدایت ِ این قطار، تشنه‌ی شکستن آن سد هستند.

پس‌نوشت – این دو مطلب واکنش به این نوشته هستند،

خیزران – از زمره افتخارات شان باز کردن راه توهین به دیگران است!

خلاصه همه قصه ای که گفتم، این است: یک عده در حال توهین کردن به مقدس ترین فرد یک میلیارد و اندی مسلمان کره زمین هستند که از میان آنها در بهترین تخمین، ۸۰ میلیون نفر در ایران زندگی می کنند. آقای آرش کمانگیر، از این خوشحال است که راه این توهین را باز کرده است. اما آیا خوش حالی از باز کردن راه توهین به مقدسات یک هفتم مردم کره زمین، افتخار هم دارد؟ این سوالی است که آرش کمانگیر باید به آن جواب بدهد، حتی اگر به من جواب ندهد.

ندای امروز – ما، وب فارسی و جامعه ایران

با خواندن این مطلبِ آرش ناگهان به یاد ماجرای اخیر حذف شدن یکی از کاندیداهای آکادمی گوگوش افتادم که با غوغایی در صفحه‌ی فیس‌بوک آکادمی موسیقی گوگوش و همچنین ایجاد صفحه‌های بسیاری در فیس‌بوک در حمایت از آن کاندیدا همراه شد که نمونه‌هایی از آن را می‌توانید در اینجا مشاهده کنید. ماجرایی که نشان داد دغدغه‌ی بخش بزرگی از وب فارسی که شاید من وبلاگ‌نویس آن را اصلا ندیده باشم، چیز دیگری است و با آنچه من فکر می‌کنم فرسنگ‌ها فاصله دارد.