درباره‌ی «پنج در پنج» دو روز پیش شنیدم و از هوشمندی این ایده لذت بردم. ایده این است،

پنج در پنج

چه کسی همراهی می‌کنه که هر هفته پنج‌شنبه ساعت پنج، اگه توی خیابان بودیم، برای یک لحظه حجاب برداریم؟ در این حد که روسری رو باز کنیم، اجازه بدیم موها یه لحظه هوا بخوره، بعد دوباره ببندیم؟

اگر هم خطری در اون نزدیکی‌ها بود که این کار رو نمی‌کنیم. اما اگه همه چیز امن بود…؟

این ایده را دوست دارم. کاربردی است. فکرشده است. و معتقدم موفق خواهد شد. اما چرا.

۱– طلب ِ قهرمانی نمی‌کند. در همان توضیح اول می‌گوید «اگر هم خطری در اون نزدیکی‌ها بود که این کار رو نمی‌کنیم». به روان و آرامش ِ مخاطبش احترام می‌گذارد. طلب ِ شهادت نمی‌کند.

۲– منظم است ولی اسیر ِ نظم نمی‌شود. ایده می‌گوید پنج‌شنبه ساعت پنج برای چند لحظه روسری‌اش را برمی‌دارد. منظم است، چون می‌گوید روز ِ خاصی و ساعت ِ خاصی، اما از این جلوتر نمی‌رود. نمی‌گوید «راس ساعت پنج در میدان آزادی». به مخاطب امکان می‌دهد لحظه و مکان را انتخاب کند. مخاطب ۳۶۰۰ ثانیه فرصت دارد تا یک اقدام پنج ثانیه‌ای را انجام دهد.

۳– از ابتدا به راه فرار فکر می‌کند. می‌شود برای چند لحظه برداشتن ِ روسری بهانه تراشید. می‌شود باد آمده باشد. لازم نیست کنش‌گر در معرض ِ خطر ِ بیهوده قرار گیرد.

۴– هیجان‌انگیز است. شبیه flash mob است. می‌شود حالش را برد.

۵– مخاطبش را می‌شناسد. در ایمیلی که از گروه گرفتم توضیح داده‌شده،

برای این کار روی رسانه مجازی خیلی حساب کرده‌ایم. هرچند معتقدیم جای اعتراض مدنی در خیابون است و نه اینترنت، اما هماهنگیهایش می‌تواند با کمک اینترنت تسریع شود.

می‌داند که با کلیک می‌شود کار را آغاز کرد، اما میدان ِ این فعالیت خیابان است.

اما نکته صرفا «پنج در پنج» و ویژگی‌هایش نیست. نکته این است که چنین ایده‌ای در یک جامعه زاده شده است. رفیقی می‌گفت من زیادی خوش‌بین هستم. نمی‌توانم چنین ایده‌هایی را ببینم و به آینده خوش‌بین نباشم.