این دو نمونه را از خبرگزاری فارس برداشته‌ام،

۲۵ شهریور – غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور، «۱۰ میلیون بسیجی باید ۱۰ میلیون وبلاگ داشته باشند»

۲۶ شهریور – حجت‌الاسلام محمد میثمی‌زاده، مسئول انجمن‌های فرهنگی المصطفی، «طرح هر طلبه یک وبلاگ اجرا می‌شود»

کافی است در فارس، یا خبرگزاری‌های دیگر، دور کوتاهی بزنی تا نمونه‌های بیشتری پیدا کنی. سوال ِ مهم این است؛ این شهوت ِ وبلاگی از کجا می‌آید و به کجا می‌رود؟

وبلاگ یک مفهوم نوین است. وبلاگ مسیری موازی با ساختار ِ کنترل‌شده ی ارتباط ِ اجتماعی ارایه کرده است. این یعنی نهادهای نظارتی، توان ِ محدودی برای اعمال ِ نظارت بر این ابزار، و محیطی که برپایه‌ی آن ساخته شده است، دارند. وبلاگ ترسناک است. برگزیدگان ِ سیاسی، که قبل از این دو انگشتی تایپ می‌کرده‌اند، حالا ماری را می‌بینند که از مانیتور ِ روی میزشان سر بیرون آورده است. باید با وبلاگ کاری کرد. وبلاگ را نمی‌شود خفه کرد. باید وبلاگستان را تصاحب کرد. چاره، برتری ِ عددی است. پس وبلاگ راه می‌اندازیم. و زیاد (این را هم ببینید: «وقتی وبلاگ نوعی ابزار تولید سونامی اطلاعاتی در فضای مجازی است»). هر طلبه یک وبلاگ. هر بسیجی یک وبلاگ. آتش ِ این هیجان ِ وبلاگی را نسل ِ جوانی باد می‌زند که در این پروژه‌ی بزرگ، امکانی برای فعالیت پیدا می‌کند. جشنواره‌ی وبلاگی، پوشش ِ مطالب ِ مرتبط با وبلاگ در رسانه‌های رسمی، شبکه‌های مجازی ِ موازی. جوان ِ بسیجی، که مورد اعتماد است، دلایل ِ زیادی دارد که سیاست‌مدار ِ میان‌سال را متقاعد کند که او باید در فضای مجازی سرمایه‌گذاری کند، و از این طریق جوان برای خود موقعیت ِ اجتماعی و فعالیت ِ تجاری دست و پا خواهدکرد. دستی که چک را امضا می‌کند و دستی که چک را نقد می‌کند، هر دو، دلایل ِ خوبی برای این فعالیت دارند. و این یعنی ما برای زمانی طولانی اخبار ِ بیشتری از این دست خواهیم شنید. اما این همه‌ی مساله نیست.

وبلاگ را می‌نویسند. اما وبلاگی که خوانده نشود مرده‌ای است که صاحبش هم انگیزه‌ای برای ادامه‌ی تنفس ِ مصنوعی‌اش نخواهد داشت. این اصل ِ شماره‌ی یک ِ وبلاگ‌نویسی است. اما چه کسی قرار است این همه وبلاگ را بخواند؟ کجا قرار است این کمیت به یک اتفاق ِ اجتماعی تبدیل شود؟ جواب ِ ساده این است؛ سیاست‌مدار ِ میان‌سال و جوان ِ بسیجی چنین دغدغه‌ای ندارند. اما چطور می‌شود خط ِ تولید ِ وبلاگ راه انداخت و به این فکر نکرد که چه کسی قرار است این محصولات را مصرف کند؟

به‌نظرم سوال ِ بالا، در فضایی که مطرح می‌شود، از اساس نامربوط است. ما با ساختاری طرف نیستیم که اعمالش را با بازخورد ِ آنها بسنجد. یا اینطور بگوییم، مهم عمل است؛ عددی که در گزارشی می‌رود و اعداد ِ نادقیق، و اشتباهی، که از تریبون‌های مختلف تکرار می‌شوند و مدام فربه‌تر و رویایی‌تر می‌شوند. قرار نیست این اعداد دقیق یا درست باشند؛ مهم است که چنین اعدادی وجود داشته باشند. باید وبلاگستان فتح شود، و فتح یعنی زیاد، زیاد یعنی خیلی، خیلی یعنی میلیون. پس «۱۰ میلیون بسیجی باید ۱۰ میلیون وبلاگ داشته باشند».

کارتون از اینجا