سه هزار میلیارد تومان گم شده است. یا اختلاس شده است. این اتفاق در دولتی افتاده است که ادعا می‌کرد رییس‌اش «با کمبود درآمد مواجه است (و) با دریافت وام های کم‌بهره گذران زندگی می کند». احمدی‌نژاد ِ قهرمان حالا تبدیل به موجودی شده است که باید از شرش خلاص شد. یک وبلاگ‌نویس ِ ارزشی می‌نویسد «با عنایت به این افتضاح بزرگ از رهبری درخواست داریم دست از حمایت این دولت بردارد». قرار است مردم با نهاد رهبری تماس بگیرند تا «نمایندگان ما در مجلس به وظیفه قانونی خود در استیضاح این دولت عمل کنند».

وقتی عکس ِ کسی را به دیوار می‌زنیم، مهم نیست که زیرش نوشته‌ایم «قهرمان» یا «شیطان بزرگ». قهرمان و شیطان هر دو نشانه‌هایی از یک بیماری ِ اجتماعی خطرناک هستند؛ اینکه هنوز درگیر ِ افراد هستیم و به درک ِ ساختار و فرایند نرسیده‌ایم. نامه‌نوشتن برای رهبر که اجازه بده رییس‌کابینه‌ استیضاح شود همان‌قدر نادانی است که چک سفید دادن به رییس کابینه که تو معجزه‌ی هزاره هستی. سوال مهم این نیست که چه کسی دزدی کرد. پرسش اساسی این است که چرا امکان دزدی وجود داشت.

آدمک‌ها را بالا می‌بریم، زمین می‌زنیم، و باز آدمک ِ جدیدی را بالا می‌بریم. آنچه در این میان از دست می‌رود، فرصت برای سر ِ پا کردن ساختاری است که برای آدم‌ها ساخته شده باشد؛ نه شیاطین و نه قهرمانان افسانه‌ای.

* از شاملو