explode را در فارسی ترجمه می‌کنیم «انفجار». به implode که می‌رسیم اما، دست به دامن فعل‌های چند کلمه‌ای می‌شویم؛ «از درون منفجر شدن».

وضعیت ِ ما explode نیست. ما implode شده‌ایم. این یعنی پخش شده‌ایم در همه‌جای کره‌ی زمین، و هنوز هم هرجا تعدادمان زیاد می‌شود «از درون منفجر می‌شویم». این‌طور که هستیم صدایمان به هم نمی‌رسد؛ اگر برسد یعنی تعدادمان زیاد شده است، که وضعیت‌اش معلوم است.

اینکه پخش شده‌ایم مترادف این نیست که حرف ِ مشترکی نداریم. حرف ِ مشترک را اما نمی‌توانیم رو در روی هم بزنیم. پس دست به قلم، و حالا کیبرد، می‌بریم. از دور با هم حرف می‌زنیم. که چه شد که «از درون منفجر شدیم». زیاد هم حرف وقتی را می‌زنیم که دوباره با هم جمع شویم.

چاره‌ای جز نوشتن نداریم. روز وبلاگستان فارسی مبارک.

طرح از آرش اصغری