رفیقی تو گوگل+ نوشته «دیکتاتور ابله دیکتاتوریست که اینقدر میماند تا کشته شود. زیرا که غرورش سقوطش را باور ندارد». نه عزیز من. تصور کن قذافی الان، یا حتی دو ماه پیش، یک‌هو می‌آمد وسط میدان طرابلس که «شرمنده‌ام، اشتباه کرده‌ام، حکومت مال ِ خودتان». بوضوح، هنوز حرفش تمام‌نشده، یکی خوابانده‌بود زیر گوش‌اش و یکی هم یک گلوله خالی کرده‌بود وسط پیشانی‌اش. این یعنی همین که تیتر می‌گوید «دیکتاتورها مجبورند سینه‌خیز تا ته بروند».

همین قضیه برای هواداران یک قضیه هم، هر قضیه‌ای، وجود دارد. یعنی هرچه آدمیزادی بیشتر پای حرفش پافشاری می‌کند، هزینه‌ی تغییر مسیر برایش بالاتر می‌رود، یا اصلا تغییر مسیر دیگر برایش یک گزینه‌ی ممکن نخواهد بود. حالا تو می‌توانی از این مساله نتیجه‌های ِ عملیاتی ِ «پست‌مدرن» بگیری که «آقا پای علم چیزی سینه نزن» یا غیره. این را من نمی‌دانم. چیزی که می‌دانم این است که قذافی نمی‌تواند الان زنگ بزند به الجزیره که «انا اسلم»*. هوادار ِ قذافی هم گذشتن از آتش و پذیرش اینکه در جبهه‌ی ظلم بوده برایش سخت است. یا حتی درک ِ این قضیه که در جبهه‌ی ظلم است هم. حالا تو بیا بگو «ارزشی» ِ وطنی چرا عکس میرحسین را گذاشته وسط صدام و بن‌علی. گذاشته. نگذارد اساس ِ زندگی‌اش می‌رود زیر سوال. تو هم بودی می‌گذاشتی. یکی هم جایی نوشته بود «با رفتن میر‌حسین دیکتاتورهای منطقه هم سقوط کردند»، یا چیزی که شبیه این، و عده‌ای مانده‌بودند هاج‌وواج که با این جمله چه بکنند.

نه عزیز من. انتظار زیادی داریم.

عکس مال اسفند ِ پارسال است که «دانشجویان» در اعتراض به کشتار مردم لیبی مقابل دفتر نمایندگی سازمان ملل تظاهرات کرده بودند.

* گوگل می‌گوید قذافی احتمالا باید بگوید «أنا الاستسلام».