یکی این عکس را در گوگل‌ریدر هم‌خوان کرده. «خواهرم هنگام شنا استخر را با چادرت معطر کن». چهل و یک نفر هم لایک زده‌اند و برایش کامنت ِ شوخی و خنده گذاشته‌اند. یکی هم پرسیده عکس واقعی است یا فوتوشاپی.

داریم عادت می‌کنیم که «رقیب» حرف‌های «خنده‌دار» و تحلیل‌های «بی‌ربط» صادر کند. حتما خیلی از این عکس‌ها و نقل قول‌ها ساختگی یا دست‌کاری‌شده هستند. اما بعضی‌ش هم جدا واقعی‌است. مثلا چند روز پیش به‌نظرم جایی دیدم کسی تو تلویزیون گفته‌بود آمریکا بعد از انقلاب ِ ایران احساس خطر کرد و جمعیت‌اش را صد میلیون نفر زیاد کرد. حتی مهم نیست که من چنین چیزی خوانده‌ام یا نه و مهم هم نیست که این شوخی است یا واقعی. مهم این است که به شنیدن و دیدن چیزهایی که «بی‌ربط» و «خنده‌دار» هستند داریم عادت می‌کنیم. یا اینطور بگو؛ داریم به وضعیتی نزدیک و نزدیک‌تر می‌شویم که حرف ِ هم را نفهمیم و به‌هم بخندیم. بگو مثل دو سیاره که دارند از هم دور و دورتر می‌شوند. خندیدن ِ ما این وسط همان قضیه‌ی «خر برفت و خر برفت» است. این خنده اما بعدش گریه‌ی بدی هست که من از آن می‌ترسم.