از طریق شبکه‌های اجتماعی متوجه می‌شوم که نسیم، که خودش را «خبرگزاری بین‌المللی پیام کوتاه» معرفی کرده‌است، از من این‌طور نقل‌قول کرده‌است،

آرش آبادپور، همکار سازمان خانه آزادی وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا: تعداد عکس‌هایی که از تجمعات مخالفان جمهوری اسلامی ایران در اروپا و آمریکا در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، از تعداد شرکت‌کنندگانش بیشتر است

این مطلب ِ کوتاه با عکسی از یک نفر که پرچم اسراییل را پوشیده است و نفر ِ دیگری که جلوتر یک دسته بادکنک سبز هوا کرده است تزیین شده است. مطلب در حوزه‌ی «آخرین مواضع اپوزیسیون» منتشر شده است.

می‌دانم که چنین حرفی در وبلاگ یا شبکه‌های اجتماعی نزده‌ام. نمی‌دانم چه گفته‌ام که چنین جمله‌ای از آن استخراج شده‌است. می‌گردم که نسخه‌ی کامل‌تری از مطلب را پیدا کنم؛ گوگل چیزی پیدا نمی‌کند. دست به دامن شبکه‌های اجتماعی می‌شوم. در فیس‌بوک محمود خبر می‌دهد که حرفی که به من نسبت داده‌شده‌است در واقع بخشی از آخرین پست او با عنوان «گرسنگی» است،

اعتصاب غذا درد دارد. اعتصاب غذا می‌کشد. دارد دیر می‌شود. پیام اعتصاب غذا را آنانی که باید بشنوند شنیدند. آنهایی هم که خفته‌اند بیدارشدنی نیستند. وقت آن نرسیده به جای تجمعاتی در این شهر اروپا و آن شهر آمریکای شمالی (که تعداد عکس‌هایی که از آن در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود از تعداد شرکت‌کنندگانش بیشتر است) بخواهیم که اعتصاب غذای خود را بشکنند؟ (تاکید از من)

من مطلب محمود را در گوگل‌ریدر هم‌خوان کرده‌بودم.

دوباره سراغ نسیم می‌روم. صفحه‌ی «درباره‌ی ما» را در مرورگرهای مختلف باز می‌کنم. خالی است. صفحه‌ی «ارتباط با ما» هم توضیحی درباره‌ی «ما» نمی‌دهد. پایین صفحه اما توضیح داده شده که «کلیه مطالب این سایت متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس … است». اسم این «مجتمع رسانه‌ای» را قبلا در پروژه‌هایی مانند «چهره‌ی ۸۹» دیده‌بودم. خبر بیشتری از این ارگان ندارم.

حرف بیشتری نمی‌شود زد. می‌توانند و می‌کنند. مهم این است که روزی که می‌توانستیم نکنیم.