نزدیک ساعت ۱۲ شب، از شیب ِ طبقه‌ی منفی دو پیچیدم داخل پارکینگ. توی شماره‌ی ۱۲۶ یک ماشین ِ سفید ِ خیلی کوچک ِ اسپرت پارک کرده‌بود. پسری با کلاه ِ کپی ِ روکش-فلزی کنارش ایستاده بود. با اشاره پرسید می‌خواهم تو بروم. با اشاره تایید کردم. معذرت خواست و نشست توی ماشین و استارت زد. صدای بم ِ موتور پارکینگ را پر کرد. عقب رفتم که بیرون بیاید. وقتی آمد، جلوی ماشینش نقش پورشه را شناختم. پارک کردم. بیرون که آمدم پسر هم ماشینش را توی جاپارک بغلی موقت پارک کرد و بیرون آمد که پیش رفیقش برود که داشت بی‌ام‌وی غولش را دستمال می‌کشید. پلاک ِ غول SWIIT بود با یک قلب قرمز کنارش. برای دوتاشان دست تکان دادم و رفتم سمت آسانسور که بیایم بالا برای خواب.