در روزهای اخیر مطالب خوبی درباره‌ی مسابقه‌ی دویچه‌وله در وبلاگستان منتشر شد. پیش‌بینی من این بود که به‌دلیل شرایط ِ اجتماعی در ایران و به‌طبع ِ آن اتفاقات ِ ماه‌های اخیر در وبلاگستان، حوصله‌ی محدودی برای پرداختن به هر اتفاقی، از جمله این مسابقه، وجود دارد. واکنش ِ وبلاگستان نشان داد که تخمین ِ من دقیق نبود.

اینجا به دو نوشته از مانی‌ب و یک نوشته از زهرااچ‌بی می‌پردازم. نوشته‌ی دیگری در مخالفت با مسابقه ندیدم. اگر شما دیدید خبر بدهید تا حرفش را بزنیم.

مانی در «موج آلمانی (دویچه‌وله)» می‌گوید من، که آرش کمانگیر باشم، نامزدهای مسابقه‌ی دویچه‌وله را انتخاب کرده‌ام. جای دیگر هم توضیح داده‌ام که فهرست نامزدها در مرحله‌ی اول مسابقه با رای شرکت‌کنندگان پر شد. من روی این فهرست اولیه کار کردم و نقاط خالی را پر کردم. همین‌طور برای نامزدها معرفی‌نامه‌ی کوچکی نوشتم. مانی می‌گوید من گفته‌ام مسابقه قرار است وبلاگ‌های کمترآشنا را به مخاطبین معرفی کند ولی توضیح می‌دهد که برای او «اکثر این وبلاگ‌ها ناآشنا نبودند». چند خط پایین‌تر مانی می‌نویسد،

همین اعلام شدن لیست کاندیداها برای مخاطبان محرکی است برای این‌که به این وبلاگ‌ها سربزنند تا با افکار آن‌ها (در صورت وجود!) بیشتر آشنا شوند. رجوع من به شمارنده برخی از این وبلاگ‌ها افزایش چشمگیر تعداد مراجعین را تأیید می‌کند. (تاکید از من)

اگر این ادعا درست باشد، یعنی شمارنده‌ی بعضی از نامزدها افزایش چشمگیری نشان داده باشد، من خوشحال خواهم شد؛ وبلاگستان نمایندگانش را انتخاب کرد و به آنها اقبال نشان داد. به‌نظر من مسابقه قرار بود همین کار را انجام بدهد.

مانی در «وبلاگ منتخب بروبچه‌های محل» به این مساله که شرکت‌کنندگان می‌توانند هر ۲۴ ساعت دوباره به وبلاگ‌ها رای بدهند ایراد می‌گیرد. این یک مساله‌ی فنی است که تعدادی از نامزدها هم نسبت به آن واکنش نشان داده‌اند. من نگرانی‌ها را می‌فهمم و با برگزارکنندگان مسابقه هم درمیان گذاشته‌ام. تیم فنی مسابقه در حال کار روی این موضوع است.

برداشت من این است که مانی‌ب فهرست نامزدها را نمی‌پسندد و دوست‌تر می‌داشت که اسامی دیگری را در آن می‌دید. پیشنهاد می‌کنم بار ِ بعد، قبل از نهایی شدن فهرست حرف بزنیم.

زهرا در «جایزه ویژه در زمینه حقوق بشر!» به نامزدشدن توانا و بالاترین معترض است. به گفته‌ی زهرا توانا «صادقانه» منابع مالی خودش را معرفی کرده‌است. تعریف زهرا از توانا وب‌سایتی است که «متعلق به تیم سازگارا هست و بودجه مالیشم داره از طرف وزارت خارجه آمریکا پرداخت میشه». زهرا به نامزدی بالاترین بعنوان «بهترین استفاده از تکنولوژی برای بهبود وضعیت اجتماعی» هم معترض است. او نامزدی این دو وب‌سایت را مرتبط با رفاقت من با گردانندگان آن‌ها می‌دانند. پیشنهاد می‌کنم زهرا با گردانندگان بالاترین و توانا تماس بگیرد و از آنها بپرسد کی از نامزدی وب‌سایت خود مطلع شدند. برای روشن شدن ِ مساله، من هیچ ارتباط ِ سازمانی یا مالی ِ بلندمدت با هیچ نهاد یا سازمانی، جز محل کارم، ندارم. کار ِ من بینایی ماشین، روباتیک، است. من با خانه‌ی آزادی و نهادهای دیگری بصورت مقطعی کار کرده‌ام و جزییات این همکاری‌ها همیشه در همین وبلاگ به‌روشنی گفته‌شده‌است.

تصور من این است که زهرا بالاترین و توانا را شایسته‌ی شرکت در این رقابت نمی‌داند. او از سوی دیگر من را به متهم به نامزد کردن دوستانم در مسابقه می‌کند. بالا درباره‌ی فرایند انتخاب نامزدها حرف زدم. گذشته از نظر ِ شخصی ِ من نسبت به بالاترین، اقبال ِ وب ِ فارسی به این وب‌سایت نشان می‌دهد که بالاترین یک پدیده‌ی مهم است.

پس‌نوشت – اینجا نوشته‌هایی که در حمایت از مسابقه نوشته‌شدند را نقل نکردم.