به‌دلیل زندگی در بین ِ غیرایرانیان ِ علاقه‌مند، این سوالی‌است که زیاد می‌شنوم: «چه خبر از ایران؟». با سقوط ِ دومینوی دیکتاتوری‌های عرب، این سوال حالا تبدیل شده است به «پس چرا رژیم ایران سقوط نمی‌کند؟» شبیه همین سوال را، این‌بار در جهارچوبی رتوریک، از طرف مدافعین نظام می‌شنویم، «اگر نظام ایران بد است، چرا مردم سرنگونش نمی‌کنند؟»

دیروز به همکارم گفتم ایران مصر و لیبی نیست. ما در ایران نظامی نیمه‌دموکراتیک داریم. این یعنی هنوز هزینه‌ی باقی‌ماندن این نظام به نقطه‌ای نرسیده‌است که مردم خطر کشته‌شدن در یک جدال ِ بزرگ ِ خیابانی، از جنسی که در هفته‌های اخیر در لیبی دیده‌ایم، را پذیرفتنی بدانند. به این مساله باید تجربه‌های اخیر در تاریخ ِ معاصر ِ ایران را هم اضافه کرد.

دیشب نسخه‌ی کوتاه ِ «انقلاب در مصر» از پی‌بی‌اس را می‌دیدم (نسخه‌ی کامل در کانادا قابل دسترسی نیست). نمونه‌هایی که در این ویدیو می‌بینیم تصاویری از شکنجه‌های حیوانی، تجاوز و قتل زندانیان سیاسی است که توسط نیروهای امنیتی مصر گرفته شده و به بیرون درز کرده است. چنین ویدیوهایی از زندان‌های ایران هنوز ندیده‌ایم.

من این‌طور نتیجه‌گیری می‌کنم، ما لیبی و مصر نیستیم و هنوز درمورد ایران، در بر پاشنه‌ی تغییر دموکراتیک می‌گردد. این به این معنی نیست که شانس زیادی برای انجام «تغییر دموکراتیک» از طریق صندوق رای وجود دارد، اما هم‌چنان خودنمایی ِ خیابانی ِ غیرخشن، بعنوان یک ابزار قابل‌استفاده برای تغییر، از جعبه‌ابزار اجتماعی خارج نشده‌است. البته بوضوح ساختار حاکم این توان را دارد که این پاشنه را بشکند و کار را به خشونت ِ خیابانی و رودررویی ِ وحشیانه بکشاند. از نظامی که رهبرانش هیچ گزینه‌ای جز ماندن در قدرت ندارند، بعید نیست که ابایی از هیچ گزینه‌ای نداشته‌باشد. تا آن زمان هنوز ایران لیبی نیست.

منبع عکسها: یکدو