به نظر من غائله‌ی اخیر ایران در بطن خود دعوایی برسر دل‌های «طرفداران عادی خوب» است. این اصطلاح را از «ساما» قرض گرفته‌ام. او در «سخنی تلخ با جماعت حزب الله» می‌نویسد،

حکومتی که ده درصد طرفدار پر و پا قرص داشته باشد سقوط نمی کند. مگر اینکه هفتاد درصد مخالف پر و پا قرص داشته باشد. پس خیالتان تخت که جماعت سبز راه به جایی نخواهند برد. چون مخالفان پر و پا قرص حکومت حتی به طرفداران پر و پا قرص حکومت نمی رسند چه برسد به هفت برابر.

اما ساما نگران آینده‌ی «نظام» است.

… سخن تلخ من این است، جمعیت بیشتر از شما و آنها تماشاگران عادی هستند که نه کاری به سیاست دارند و منتهای هم و غم شان فیلم هندی و آجیل شب عید است. این دسته عمدتا طرفدار نظامند اما نه پر و پا قرص. یک طرفدار عادی خوب

مهم ترین چیزی که امروز ریشه ی این انقلاب که بخشی از تاریخ تشیع را می زنند تفکر کیهانیه است که نمود بارز آن شخص “حسین شریعتمداری” است. کسی که برای حفظ قدرت هر دروغ و معصیتی را جایز می داند. و برای حفظ نظام حاضر است نماز را تعطیل کند و حتی جان امام زمان را بگیرد.

تفکری که جان امام زمان از حفظ قدرت کم ارزش تر است برای شان. تفکری که اخلاق را مثل گوسفند عید قربان می کشد … ادامه این تفکر موجب ریزش است. یکی یکی دوتا دوتا سه تا سه تا. من برای امروز نمی ترسم برای ده سال بعد می ترسم شاید هم بیست سال بعد. دسته خاکستری مردم وقتی بی اخلاقی اینان را ببینند دروغ هاشان بشنوند و… یواش یواش می روند کنار. (تاکیدها ازمن)

ساما برداشتی تحقیرآمیز از بخش ِ بزرگی از جامعه‌ی ایرانی می‌دهد (کسانی که «منتهای هم و غم شان فیلم هندی و آجیل شب عید است») اما نگرانی ِ مهمی دارد: حتی اگر این عده تا حدی که او می‌گوید بی‌اطلاع از احوال جامعه باشند، باز هم «بی‌اخلاقی»های آنها که « اخلاق را مثل گوسفند عید قربان می کشند» باعث خواهد شد که، آنطور که ساما می‌نویسد،

اگر نتوانیم چهره اخلاقی نظام را حفظ و بازسازی کنیم شکست خواهیم خورد شاید ده سال بعد و بیشتر.

این را من اسمش را می‌گذارم «براندازی اخلاقی». برای منی که در تورنتوی دور از ایران نشسته‌ام، و نه در تهران و شهرهای دیگر ایران، گفتن این جمله بی‌ادبانه و از جنس «درجای گرم نشستن» است، اما هر گاز اشک‌آوری که چشم یک شهروند ِ ایرانی را اشک می‌آورد و هر باتومی به پهلوی مرد و زنی در ایران می‌خورد، یک ضربه به پایه‌های نظام حاکم بر ایران است. بخشی از نیروهای ساختار، خطر را حس کرده است، اما بخش ِ دیگری هنوز در جواب ساما می‌نویسد «نگران حزب الله هم نباش، گردنه های سختی رد کرده». نکته‌ی مهم این است که این گردنه، گردنه‌ی مشروعیت اخلاقی است. سوال مهم این است؛ بعد از گذشتن از این گردنه، چقدر از «طرفداران عادی خوب» هم‌چنان در کاروان نظام خواهند ماند.

عکس از بی‌بی‌سی