«۱۲۷ ساعت» داستان پنج روز و هفت ساعت کلنجار رفتن آرن رالستن با سنگ بزرگی است که دست راستش را از مچ گیرانداخته‌است. مرد جای پرتی از روی یک شکاف پریده، اما پایش سر خورده و با سنگ پایین رفته و حالا جز بریدن دستش از مچ چاره‌ای ندارد.

دیشب، بعد از دیدن فیلم، که از سالن بیرون آمدم شهلا جاهد تازه اعدام شده بود.

آرن، که کوهنورد ماهری است، از همه‌ی ابزارهایش استفاده می‌کند، اما سنگ بزرگ است و تکان نمی‌خورد. بنابراین او با چاقویش، که حالا کند هم شده، اولین ضربه را به ساعدش می‌زند. چاقو به استخوان می‌خورد. آرن، ضعیف و خسته، کم‌کم بافت‌ها را پاره می‌کند و به عصب می‌رسد؛ یک نخ سفید محکم. آرن انبردست جیبی‌اش را به عصب نزدیک می‌کند و مغزش سوت می‌کشد. دوباره و باز سرش از صدا و درد منفجر می‌شود.

من از پرونده‌ی شهلا جاهد خبر ندارم. در این بحث حتی مهم نیست که او لاله سحرخیزان را کشته است یا نه. شنیده‌ام که روایت رسمی از قتل ابهامات زیادی دارد، اما مساله این نیست. سوال این نیست که «آیا شهلا لاله را کشته است یا نه؟» سوال این است که «اگر شهلا لاله را کشته باشد چه باید کرد؟».

من اینطور می‌بینم. شهلا، اگر جرم ثابت شود، یک اشتباه کرده است. این اشتباه برای انسان‌های دیگری هزینه‌ی زیادی داشته است. تجویز اعدام برای شهلا جاهد و نگه‌داشتنش در زندان در تمام این سالها من را یاد وضعیت آرن رالستن می‌اندازد. آرن هم اشتباه کرده‌بود؛ او به دلیل خودخواهی‌اش، خودش اینطور می‌گوید، تنها سفر می‌رفت و باز به دلیل خودخواهی و انزواطلبی‌اش به کسی نگفته بود کجا رفته‌است. آرن بی‌احتیاطی کرد و پا روی سنگ سست گذاشت و به دره سقوط کرد. داستان آرن و شهلا اما یک تفاوت بزرگ دارد؛ آرن خودش تصمیم گرفت دستش را قطع کند، اما دیگران تصمیم می‌گیرند نخاع شهلا را قطع کنند. این دو اتفاق تفاوت‌های مهم دیگری هم دارند؛ آرن دستش را قطع می‌کند که زندگی‌اش را نجات بدهد، اما شهلا بالای دار می‌رود که ما، همه‌ی بقیه‌ی جامعه، وجدانش آسوده شود که مجرمی مجازات شد و دل خانواده‌ی مقتول خنک شد و مجرمان بالقوه‌ی دیگر از فردا به شهروندان نمونه تبدیل خواهند شد.

یا شاید باید اینطور ببینیم: شهلا دست جامعه‌ی ایرانی بود که زیر سنگ گیر کرده بود و باید قطع می‌شد که وجدان جمعی نجات پیدا کند. حالا که شهلا زیر خاک است، لااقل کمی به این فکر کنیم که یک دختر سی ساله چرا آدم می‌کشد و کدام رفتار بقیه‌ی ما او را زیر سنگ گیر می‌اندازد.

* شهلا جاهد بیش از هشت سال، ۳۰۶۳ روز، در زندان بود (منبع).

۱۲۷ ساعت،

(لینک مستقیم به ویدئو)