فارس می‌نویسد،

موسسه مطالعاتی لگاتوم گزارش داد: ارتقای دو پله‌ای ایران در شاخص رونق جهان

موسسه مطالعاتی لگاتوم در جدیدترین گزارش خود از ارتقای دو پله‌ای ایران در «شاخص رونق» و صعود به جایگاه نود و دوم جهان از این نظر خبر داد.

من اولین باری است که اسم «موسسه مطالعاتی لگاتوم» را می‌شنوم اما به مدد گوگل گزارش مورد نظر و همین‌طور نسخه‌ای از گزارش سال ۲۰۰۹ را پیدا می‌کنم. فارس‌نیوز درست می‌گوید، در سال ۲۰۰۹ ایران در رتبه‌ی ۹۴ام ایستاده‌بود و امسال در رتبه‌ی ۹۲ام ایستاده است. این یعنی دو پله پیشرفت.

فارس اضافه می‌کند،

بر اساس این گزارش نظرسنجی های انجام شده نشان می دهد ۷۵٫۳ درصد مردم ایران معتقدند جامعه ایران جامعه ای شایسته سالار است.

اتفاقا متن اصلی این نکته را هم تایید می‌کند.

کمی خلاصه‌ی این رده‌بندی درباره‌ی ایران را دقیق‌تر می‌خوانم. ایران از رده‌ی ۹۴ به ۹۲ رسیده‌است. این یعنی ۲ پله ارتقاء، اما باید دقت کرد که دقت این رده‌بندی چقدر است. هر اندازه‌گیریی دقتی دارد. مثلا شما می‌گوید دمای اتاق ۲۳ درجه با دقت نیم‌درجه است. این یعنی اگر ده دقیقه‌ی دیگر دمای اتاق ۲۳.۱ درجه اندازه‌گیری شد کاملا ممکن است که دمای اتاق تغییر خاصی نکرده است و صرفا خطای اندازه‌گیری اینجا خودش را نشان می‌دهد. حالا سوال مهم این است، رده‌ی ایران در یک بازه‌ی دوساله ۲.۲ درصد بهبود داشته است. آیا این نظرسنجی به این اندازه دقت دارد یا درحقیقت ما صرفا داریم به نویز اندازه‌گیری نگاه می‌کنیم. اما مساله از این جالب‌توجه‌تر است.

فارس‌نیوز تنها چند عدد، از جمله ۸۲٪ نرخ باسوادی، ۷۱ سال امید به زندگی و ۷۵.۳٪ اعتقاد به شایسته‌سالاری، را از این رده‌بندی نقل می‌کند و به بقیه‌ی گزارش نمی‌پردازد. با این‌حال یک نگاه به خلاصه‌ی رده‌بندی اعداد بسیار بیشتری را در این گزارش نشان می‌دهد. این اعداد چه هستند که فارس آنها را نادیده می‌گیرد؟

به بعضی از این اعداد و جزییات نگاه می‌کنیم.

  1. نرخ تورم در ایران بیش از ۲۶٪ است و تنها ۵۶٪ از ایرانیان از کیفیت زندگی خود راضی هستند (پایین‌تر از نرخ جهانی). تنها ۷۵٪ از ایرانیان نسبت به اشتغال در نزدیکی محل زندگی خود خوش‌بین هستند (پایین‌تر از نرخ جهانی). نرخ رشد تولید ناخالص ملی با استانداردهای جهانی قابل قبول است. دوسوم از ایرانیان به ساختار اقتصادی اعتماد دارند.
  2. ایران در زمینه‌ی حکومت در رتبه‌ی ۱۰۵ام ایستاده است. حاکمیت از نظر نظارت بر آن در رتبه‌ی ۹۷ام و ازنظر کارایی در رتبه‌ی ۹۳ام قرار دارد. با اینحال ۶۰٪ از ایرانیان از حاکمیت راضی هستند، که با استاندارد‌های جهانی نرخ بالایی محسوب می‌شود. تصور کلی از فساد بالا است و ایران در این زمینه در رده‌ی ۶۵ام ایستاده است.
  3. ایران در زمینه‌ی آزادی‌های فردی در رده‌ی ۱۰۸ام ایستاده است.  با اینحال۶ نفر از هر ۱۰ ایرانی از آزادی‌های خود راضی هستند (رده‌ی ۸۸ام). تنها بین ۳ و ۵ نفر از هر ۱۰ نفر معتقدند منطقه‌ی زندگی آنها به‌ترتیب محل مناسبی برای مهاجرت اقلیت‌های نژادی و قومی است. ایران در این زمینه در رده‌های ۹۷ و ۱۰۴ قرار دارد و ایرانیان نگاه مثبتی به بیگانگان ندارند.
  4. در زمینه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی ایران در رده‌ی ۱۰۶ام ایستاده است و تنها یک نفر از هر ده ایرانی به دیگران ابراز اعتماد می‌کند. از این لحاظ ایران یکی از ۲۰ کشور انتهای فهرست است. با اینکه ۳۶٪ پاسخ‌دهندگان در یک ماه گذشته پول به بنگاه‌های خیریه اهدا کرده‌اند، تنها ۱۲٪ کار داوطلبانه انجام داده‌اند و تنها ۳۹٪ به یک ناآشنا کمک کرده‌اند. از این دو لحاظ ایران در رتبه‌های ۸۶ام و ۷۱ام ایستاده است. تنها ۶۳٪ از شرکت‌کنندگان در زمان‌های سختی روی کمک دوستان و خانواده حساب می‌کنند، که با معیارهای جهانی میزان پایینی است. تنها ۴۶٪ از ایرانیان در هفت روز گذشته در یک مراسم مذهبی شرکت کرده‌بودند. از این لحاظ ایران همپای کشورهای دیگر جهان ایستاده است.

اینکه فارس‌نیوز تنها خبر از اعداد ِ خوشایند می‌دهد نکته‌ی غیرقابل پیش‌بینیی نیست. نکته‌ی مهمی که این اعداد نشان می‌دهند این است که شاید باید کم‌کم تصورمان از ایران به‌عنوان کشوری با ساختار مذهبی و خانوادگی قوی، در مقایسه با دیگر کشورها، را کنار بگذاریم. همین‌طور این اعداد نشان می‌دهند که شاید مهم‌تر از مخالفت با ساختار حاکم، ایرانیان در حال از دست دادن سرمایه‌ی اجتماعی هستند. این یعنی بیشتر از آنکه محمود احمدی‌نژاد دشمن باشد، همسایه دیگر چندان دوست نیست.