به نوشته ی فارس نیوز، حسین غفوریان، که یکی از معروف ترین سرشاخه‌های گلد کوئست در ایران است، بعنوان «هشتمین بازاریاب شبکه‌ای برتر دنیا از نظر عضوگیری» شهرت دارد. غفوریان فعالیت خود را از ۲۵ سالگی آغاز کرده است و ۵ سال بعد یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان از این طریق درآمد داشته است. به عبارت دیگر، فعالیت در شبکه ی گلدکوئست برای آقای غفوریان ۲۸۰ میلیون تومان در سال، ۲۳ میلیون تومان در ماه، گردش مالی داشته است.

فارس نیوز ادامه می دهد که دانشجو، طلبه، استاد دانشگاه، بازیگر، فوتبالیست و چهره های معروف و برخی مقام ها، از جمله «یک نماینده ی مجلس» و «مشاور رییس یک دانشگاه بزرگ غیردولتی در اهواز» از جمله افراد درگیر در شرکت های هرمی هستند. همین گزارش، تعداد افرادی که در شبکه های هرمی فعالیت داشته اند را ۴ میلیون نفر تخمین می زند و توضیح می دهد که ۸۸% این افراد مالباخته هستند. به عبارت دیگر، ۳٫۵ میلیون نفر، یا یک نفر از هر بیست ایرانی، در فعالیت هرمی وارد شده و ضرر کرده اند. واضح است که این ۳٫۵ میلیون نفر بصورت ناگهانی و در یک لحظه وارد فعالیت نشده اند. این روندی حداقل ۵ ساله بوده است. به این ترتیب سوال مهم این است که چرا در تمام این دوره مکانیزم های دفاعی گروهی فعال نشده است؟

می دانیم که با بزرگ شدن یک شبکه ی اجتماعی و اشباع شدن فضا، بخش های پایین دستی ِ هرم ضرر اصلی را می پردازند. قابل تصور است که فعالیت هرمی باید خیلی زودتر از اینکه ۳ میلیون نفر در این تجارت مغبون شوند متوقف می شد. سوال مهم این است که چرا این اتفاق نیافتاد. آیا مساله عدم وجود کانال های ارتباطی مناسبی است که با شروع موج مالباختگی در شبکه های هرمی این اطلاع در جامعه منتشر شود و روند زیان دادگی متوقف شود؟ قابل تصور است که اتفاقا ضرر دیدگان دقیقا علاقه مند بودند که این نکته که تراز مالی فعالیت هرمی برای آنها هنوز منفی است در جامعه پخش نشود، چون به این ترتیب آنها می توانسته اند زیرشاخه هایی برای خود پیدا کنند و به این ترتیب به نقطه ی سودآوری، نزدیک شوند. اما همین انگیزه برای جلوگیری از پخش این اطلاع در جامعه کافی بوده است؟

ایران کمی بیشتر از ۱% از جمعیت جهان را در خود جای داده است و تولید ناخالص ملی آن کمتر از ۰٫۵% کل تولید ناخالص جهان است. با اینحال به نوشته ی فارس نیوز، در ۴ سال گذشته، ۷۹% از منابع درآمدی شرکتهای هرمی جهان از طریق پولی بوده است که ایرانیان در این شبکه ها سرمایه گذاری کرده اند. این حجم از سرمایه سپس از طریق «صرافی های غیرمجاز و رابطین ایرانی» از کشور خارج شده است. اگر آمارهای فارس نیوز درست باشد، این اعداد نشان می دهند که ۱% از ساکنان زمین ۷۹% سرمایه ی درگردش در تجارت های هرمی را به خود اختصاص داده اند. این نکته که بیش از ۸۵% از این افراد در انتهای این تجارت ضرر می کنند نشان می دهد که این ۱% یا هنوز درمورد مخاطرات این تجارت اطلاع درستی ندارند یا با قبول ریسک در آن شرکت کرده اند، و می کنند.

اینکه چرا چنین اتفاقی در ایران در حال اتفاق افتادن است سوال بسیار خوبی است که اهل فن باید به آن جواب بدهند. سوال دیگر این است که راه حل پیشنهادی فارس نیوز و حاکمیت سیاسیی که فارس نیوز ابزار رسانه ای آن است، قرار است چه کمکی به حل مساله کند؟ گذشته از همه ی سوالات دیگر درباره ی بالای دار کشیدن ِ آدمیزاد، سوال مهم است که آیا کسی که خطر ۸۸%ی ِ ورشکستگی را پذیرفته است با سایه ی طناب دار از شرکت در تجارت هرمی صرف نظر خواهد کرد؟

پس نوشت – تجارت هرمی اساسا راه حلی است که تنها در زمان ِ محدود جواب می دهد. به عبارت دیگر این روش یک تجارت ناپایدار است. آیا از علاقه ی عجیب ایرانیان به تجارت های هرمی می توان بعنوان شاخصه ای برای شناخت بهتر وضعیت جامعه ی ایرانی استفاده کرد؟

عکسها از فارس نیوز