در انتهای ویدیوی کنفرانس مشترک میرحسین موسوی و مهدی کروبی که در یوتیوب منتشر شده است، از «یاران گمنام جنبش سبز در صدا و سیما» بدلیل کمک در تدوین این ویدیو «تشکر ویژه» شده است. ویدیو را اینجا ببینید*.

(لینک مستقیم به ویدیو)

اینکه افرادی از درون صدا و سیمای جمهوری اسلامی با مخالفان ِ این نظام سیاسی همکاری کرده اند، موضوع جالب توجهی است که می توان آن را از جنبه های مختلفی تحلیل کرد. از یک نگاه این یک اقدام اخلاقی است که در آن «مشوق ها و تطمیع های بیرونی وجود ندارد». مسلما وجه اخلاقی در این اتفاق و نظایر آن، مانند زمانی که عکاسان خبرگزاری فارس از راهپیمایی های خیابانی عکس گرفتند و برای رسانه های غربی فرستادند، وجه مهمی است. یکی از این عکس ها همان زمان روی جلد مجله ی تایم منتشر شد. در یک نگاه دیگر، این دو اتفاق روشی برای تخمین وضعیت سود و زیان در ارتباط افراد با نظام جمهوری اسلامی و مخالفان آن به دست می دهد. اینجا درمورد این نگاه حرف می زنیم.

در یک چهارچوب داروینیستی، یک رفتار در انسان ها نهادینه نمی شود مگر اینکه برای ادامه ی نسل سودمند باشد. مخالفین این نگاه عنوان می کنند که در چنین چهارچوبی نباید کسی خودش را برای نجات همسایه اش به خطر بیاندازد. موافقین در پاسخ تحلیل های مختلفی ارایه می کنند، مثلا اینکه جامعه ای که افرادش برای هم ایثار می کنند شانس بیشتری برای نجات در برهه های خطرناک دارد و جوامعی که از آدم های خودخواه تشکیل شده اند کمتر عمر می کنند. اینجا هدف تحلیل این ایده نیست، بلکه طرح ِ این سوال است که چه اتفاقی افتاده است که افرادی از قلب نظام به مخالفان آن کمک می کنند. ویدیوی زیر چند مثال دیگر را نشان می دهد: یک مقام عالیرتبه ی نظامی-اطلاعاتی که به حاکمیت پشت کرده است و یک جوان بسیجی که با دیدن موارد شکنجه در اوین از ایران فرار کرده است.

(لینک مستقیم به ویدیوویدیوی اصلی)

time_green_s.jpg«ریزش» اصطلاحی است که به کرات از دهان سیاستمداران عالیرتبه ی ایرانی شنیده ایم. اما مثالهایی که در بالا زدیم خطر مهم تری را برای نظام نشان می دهند: «آمادگی برای ریزش». این یعنی معادله ی سود و زیان به نقطه ای رسیده است که افرادی از درون حاکمیت با مخالفین آن تماس گرفته اند و به آنها کمک می رسانند. حتما بخشی از دلایل این افراد از جنس اخلاقی است، اما اینکه این محرمان نظام راه خیانت به آن را پیش گرفته اند نشان می دهد که کسانی از درون ساختار پیش بینی می کنند که نظام به اندازه ی کافی سست شده است. به عبارت دیگر، این افراد دست به قماری زده اند که اگر آن را ببازند سر از اوین در می آورند. دست زدن به چنین ریسک بزرگی نشان می دهد که فرد «خیانت کار» امیدوار است که بازی خیلی طولانی نخواهد بود.

نکته ی مهم این است که «آمادگی برای ریزش» یکی از خاصیت های مهمی است که نظریه پردازان ِ مبارزه ی بدون خشونت روی آن حساب می کنند. به عبارت دیگر، وقتی تعداد افراد ِ آماده برای ریزش به اندازه ی کافی برسد، دیگر لازم نیست کسی با چوب و تانک به نهادهای حاکمیت حمله کند؛ چنین ساختاری به اندازه ی کافی پوک شده است و تنها لازم است ریزش کنندگان از حضور هم مطلع شوند.

لینک ویدیوی اول از رتوریک

* تیتراژ نهایی را در این ویدیوی خلاصه شده هم می توانید ببینید.