فاجعه خوب/لازم است
توسط کمانگیر در روز ۲۸ تیر ۱۳۸۹تیر ۲۸
در فارس نیوز می خوانم که سهام BP از زمان حادثه در خلیج مکزیک ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده است. در گوگل سراغ سهام BP می روم. کنار صفحه کسی تبلیغ می کند «نشت نفت؟ انرژی خورشیدی چنین دردسرهایی ندارد!»
می شود دنیایی را تصور کرد که در آن می شد بدون چنین اتفاقی خطرات تکنیک ِ فعلی ِ حفاری را فهمید و تصمیم گیرندگان را متقاعد کرد که روی نکات ایمنی و انرژی های جایگزین سرمایه گذاری بیشتری انجام بدهند. چیزهایی زیادی می شود تصور کرد، اما ما در دنیایی زندگی می کنیم که گاهی باید با سر به مشکل خورد تا انگیزه ی جستجو برای راه حل اساسا پیدا شود. می خواهم این مشاهده را عام تر کنم: احمدی نژاد اتفاق لازمی است. باید با مغز زمین بخوریم تا بار بعد که کسی احمدی نژادی گری کرد، هر چه که این مفهوم به آن اشاره می کند، بخش عمده ای از ایرانیان مغزشان تیر بکشد و پای صندوق بدوند که احمدی نژاد بعدی را از سکان زندگی اجتماعی دور کنند.
این البته اصلا به این معنی نیست که تضمینی هست که ما وقتی زمین بخوریم می توانیم بلند شویم. اصلا مگر قرار است کسی به کسی تضمین بدهد؟
پس نوشت: من از بازار سهام هیچ سر رشته ای ندارم اما منحنی نشان می دهد که در گذشته ی BP افت و خیزهای زیاد دیگری هم وجود داشته است.

دکی تخم کفتر بدم میل بفرماید جهت تنویر افکار عمومی بلکه بلاخره بگین دلایل تقلب به جز داماد لرستان چه بود؟ زیر لفظی می خوای دکی؟ بگو دیگه این با شونصدمه
سلام دوستان
آرش اجازه می دهی کامنتی تقریباً بی ربط با پست تو بنویسم :
ظاهراً و تا اینجای کار ، من تقریباً همیشه مخالف افکار آرش بوده ام . همچنین از روی همان ظاهر اگر قضاوت کنیم ، افکار من و گرایشاتم با ” داوود” شباهت دارد : هر دو معتقد به ج.ا. هستیم ، هر دو برای اعتلای آن می کوشیم ، هر دو مخالف چیزی به نام مثلاً ” جنبش سبز ” هستیم . احتمالاً هر دو نیز افتخار شرکت در جنگ را داریم . هر دو کمی تا قسمتی در این یکساله علیه سبزها فعالیت کرده ایم . البته تقریباً مطمئنم من بیشتر از آقا داوود در این بخش سهم دارم . هم کمیتی و هم کیفیتی !!!!
موضوع و مسئله این است و من می خواهم دوستان خواننده به این دقت و بعد تامل کنند که امثال من و داوود در ج. ا. فراوانیم ولی با تفاوتهایی :
شاید ” داوود ” بعنوان یک تیپ فکری ، احمدی نژاد را به تمام قبول داشته باشند و انتخاب او را محصول خواست ملت ” و نه تقلب ” بدانند . ولی تیپ فکری شبیه من ، احمدی نژاد را کمی ( خیلی خیلی خیلی … کم ) قبول دارند و انتخاب او را برآیندِ سلسله اقداماتِ انتخاباتی دولتی در قبل از انتخابات ! + افتضاحات مناظرهء ۱۳ خرداد + مخفی نگاه داشتن افکار و عقاید احمدی نژاد و رحیم مشایی در ۴ سال گذشته + ارائهء تحلیل های “انشاء الله گربه است ” از سوی برخی مسئولینی که اتفاقی با گوشه هایی از افکار این دو نفر آشنا می شدند + عملکرد بسیار بد اصلاح طلبان در ۸ سال مسئولیت خاتمی و ۴ سال پس از آن + تفرعن و برج عاج نشینی سران اصلاح طلب + …
می دانند .
احمدی نژاد آن چیزی نیست که الان برخی از دوستدارانش می پندارند . لایه های فکری وی هنوز پرده برداری نشده . در ماجرای انتصاب رحیم مشایی بعنوان معاون اول ، تنها گوشه ایی از این افکار رونمایی ! شد . مهمتر از همه ، الان دیگر عقبه های فکری و سیاسی و مالیِ اصلاح طلبان ، حداقل برای ما مشخص شده در صورتیکه در مورد اصولگرایان افراطی این عقبه ها ، عمدتاً ناشناخته مانده است .
احتمالاً این نوشته با واکنش منفیِ دوستانی مانند ” داوود ” روبرو خواهد شد . پیشاپیش من جواب می دهم که در اظهار حمایت ، خیلی عجله و افراط نکنید :
مطمئنم در ۳ سال آینده و بلکه خیلی زودتر ، از احمدی نژاد چیزهایی خواهید دید و اتفاقاتی در ایران می افتد که از حیرت ، چشمان دوستان خیره خواهد ماند و طیفهایی مانند آرش ، ناتوان از هضم و درک آنها ، یا کناری خوهند نشست و با دهان باز نظاره گر خواهند بود یا حداکثرِ تحلیلهایشان ” دیدید ما گفتیم ” خواهد بود .
می گویید نه ؟ فکر می کنید لاف می زنم ؟ آرش ! تو این کامنت مرا برای آن روزها جایی ذخیره کن .
[...] Persian Post – What is an Excerpt [...]