toronto_crisis2.jpg

اتفاقات اخیر تورنتو و حوادث پس از انتخابات در ایران شباهتهای متعدد و تفاوت های فاحشی دارند. دقت به این شباهت ها و از یاد نبردن تفاوت ها از این نظر مهم است که شاخه ی رسانه ای نظام سرکوب تلاش خواهد کرد دو موضوع متفاوت را یکسان نشان بدهد و از آن اینطور نتیجه بگیرد که فجایعی که در ایران ِ پس از انتخابات اتفاق افتاد طبیعی هستند و «همه جای دنیا همینطور است».

آشوب های تورنتو در سه روز جمعه، شنبه، و یکشنبه برجسته بود. من و رفیق نازنینی روز جمعه یک ساعت و نیم همراه تظاهرکنندگان راه رفتیم و عکس گرفتیم. روز شنبه قضیه را از رسانه های کانادایی دنبال گرفتیم و یکشنبه سر ِ کوتاهی به بعضی نقاط درگیری زدیم. یکشنبه عصر، که این پست را می نویسم، از توییتر و وبلاگ ها قضیه را دنبال می کنم (خلاصه ای از نکات برجسته را اینجا ببینید). ویدئوی زیر خلاصه خوبی از اتفاقات افتاده را نشان می دهد.

(لینک مستقیم به ویدئو)

در تورنتو یک گروه ِ مخالف، علیه ساختار حاکم راهپیمایی و سپس شورش کرد. به همین دلیل، این گروه ِ کوچک این امکان را داشت که از نمادهای انسانی، سمبل های ملی و رفتارهای نمایشی بهره بگیرد. برای مثال به این اتفاقات دقت کنیم: به استناد تصاویر و نوشته ها، در موارد گوناگون، یک زوج روبروی پلیس هم آغوش می شدند و لب به لب منتظر یورش می ماندند. همینطور گروه مخالف حداقل در یک نقطه در هنگام درگیری سرود ملی کانادا را سر داد و به این ترتیب به این تصویر که پلیس یک موجودیت ضد دموکراتیک است دامن زد. درمورد رفتارهای نمایشی ما شاهد بودیم که افراد کنار صف پلیس می نشستند و پلیس مجبور بود بی اعتنا به هجوم عکاسان سرجای خود بایستد. همینطور مهم است که به شهادت ِ روایت های مختلف، آشوب کار گروه آنارشسیت Black Bloc بود. اینکه نظر عمومی نسبت به این گروه چیست را باید در روزهای آینده دنبال کنیم.

article-1289952-0a388e89000005dc-263_634x492.jpg

اما تفاوت های مهمی بین تورنتوی این روزها و تهران ِ یک سال گذشته وجود دارد. در تورنتو خبرنگار سی بی سی در خط مقدم ایستاده است و دوربینش روی رفتارهای پلیس می گردد. در تورنتو وقتی پیتر منزبریج، مجری مشهور سی بی سی، می شنود که شهردار از کلمه ی “گردن کلفت” Thug برای اشاره به کسانی که در خیابان شورش کرده اند استفاده می کند، او را سوال پیچ می کند که آیا دقیقا منظور او همین کلمه است یا خیر و شهردار مجبور می شود توضیح بدهد که چرا از این کلمه استفاده می کند.

toronto_crisis.jpg

نکته ی اصلی این است که نه تهران ِ نادموکراسی ِ محض است و نه تورنتو دموکراسی محض. ادعا این است که دموکراسی ِ تورنتویی دست پلیس را می بندد و دموکراسی ِ تهرانی آبش از نانش خیلی بیشتر است. این یعنی پلیس ِ تورنتو در این سه روز رفتارهایی کرد که خیلی ها از آنها به عنوان ِ خشونت پلیس یاد کردند. مهم است که دقت کنیم که حتی اگر همه ی این اتهامات درست باشد، هنوز اینجا به کسی گلوله شلیک نشده است و تا دیروز گاز اشک آور یک حرف زشت بود و وقتی پلیس کسی را در یک ماشین ِ پلاک شخصی هل می دهد این مساله به یک موضوع رسانه ای تبدیل می شود.

article-1289952-0a38a5ea000005dc-940_634x395.jpg

علاوه بر این، تظاهر کننده ی تهرانی و نسخه ی تورنتویی اش دقیقا قابل مقایسه نیستد. تورنتویی خواهان جلوگیری از شکار فوک و برچیده شدن ساختار سرمایه داری و آزادی مصرف ماریجوانا و حق نپوشاندن ِ سینه برای خانم هاست. این همه البته خواسته های مشروعی هستند، اما مقایسه ی آنها با تهرانی ِ عصبانیی که برای داشتن رسانه و انتخابات ِ آزاد فریاد می زند چندان دقیق نیست.

مهم است که در چند روز آینده پس لرزه های آخر هفته ی جهنمی تورنتو را دنبال کنیم. از آن مهم تر این است که اجازه ندهیم که تفاوتهای تورنتو و تهران قربانی شباهت ها بشوند.

تصاویر از منابع مختلف