این جمله مدتی است که از دهان های مختلفی بیرون می آید که «ملاک حال فعلی افراد است». اما این عبارت دقیقا یعنی چه.

اگر حوصله ی ریاضیات را ندارید از روی این پاراگراف و منحنی بعد بپرید. «راه رفتن تصادفی» Random Walk* نام کلی همه ی مدل هایی است که در آنها وضعیت ِ سیستم در هر لحظه، تابعی از مشخصات ِ سیستم در گذشته ی محدود، به اضافه ی یک عامل تصادفی است. مثلا فرض کنید توریستی بطور تصادفی در یک شهر گشت می زند و ما داریم با هلیکوپتر او را از بالا تماشا می کنیم. موقعیت توریست در شهر در هر لحظه بصورت تصادفی انتخاب می شود اما او نمی تواند ناگهان از این سر شهر به سر دیگر بپرد. به این ترتیب، موقعیت توریست در این لحظه ارتباط به موقعیت او در لحظه ی گذشته و آخرین تصمیم او دارد. اینکه میزان حافظه ی این سیستم چقدر است، یعنی چند وضعیت قبلی در تعیین وضعیت در این لحظه موثر هستند، یکی از پارامترهایی است که رفتار این سیستم را کنترل می کند. مثال بزنیم. شکل زیر دو اندازه گیری فرضی از دمای یک نقطه در یک اتاق در یک بازه ی کوتاه را نشان می دهند. منحنی قرمز وضعیتی را نشان می دهد که «ملاک حال فعلی افراد» است. در این وضعیت ممکن است در این لحظه دما در این نقطه ۲۸ درجه باشد و ثانیه بعد دما در همین نقطه ۳۴ درجه باشد. منحنی سبز وضعیت حافظه دار را نشان می دهد. در این وضعیت دمای هوا یک ثانیه بعد از اینکه ۲۸ درجه بوده است به احتمال بسیار بالایی چیزی بین ۲۷ و ۲۹ است. اما این همه یعنی چه.

history_s.png

سیستمی که معیارش «حال فعلی افراد» باشد اینرسی ندارد و در آن تغییرات شدید در زمان های کوتاه ممکن است. چنین سیستمی در واقع بطور رسمی «بدون حافظه» نامیده می شود. در این برداشت، تلاش رهبران نظام حاکم بر ایران برای بردن ساختار حکومتی به سمت بی حافظه بودن می تواند اینگونه تفسیر شود که آنها می خواهند تغییرات عمده ای اعمال کنند که بدلیل اینرسی ساختار عملی نیست. اما این تنها نیمی از مساله است.

نگاهی به ساختار حاکمیت در ایران نشان می دهد که در این نظام حکومتی مسیرهای بسته ای وجود دارند که از رای شهروندان به اندازه های مختلف مصون هستند. برای مثال حلقه ی رهبر-شورای نگهبان-مجلس خبرگان-رهبر یا دور ِ رهبر -قوه ی قضاییه-شورای نگهبان-مجلس خبرگان-رهبر را ببینید. مساله ی اساسی این است که این حلقه ها دقیقا باعث می شوند که ساختار سیاسی لخت و پراینرسی بشود و روند تغییرات در آن کند باشد. برای مقایسه جالب است از خودمان بپرسیم در چند کشور،  بالاترین مقام سیاسی، که قدرتهای اجرایی فراوانی نیز دارد،  در سی سال گذشته تنها یک بار دست به دست شده است.

power_bamdadi.png

(تصویر از بامدادی عزیز – تصویر دیگر را در بامدادی ببینید)

این همه را می توان اینطور تفسیر کرد که گروه سیاسی حاکم بر ایران اساسا به دنبال کم کردن لختی سیستم و تازه کردن بخشهای کهنه نیست، چرا که مراکز مهم همین ساختار دقیقا همان نقاطی هستند که از دسترس تغییرات دور هستند. یک نظریه این است که بخش کهنه ی نظام می خواهد با ملاک قرار دادن «حال فعلی افراد» با رقبای قدیمی خود تسویه حساب کند و پس از آن دوباره ملاک «چه کسی پرسابقه تر است» فرمانروا خواهد بود.

تشکر – این پست بدون تصویر بسیاری خوبی که از بامدادی وام گرفته ام نمی توانست نوشته شود. از این رفیق نازنین متشکرم.

* معادل فارسی این کلمه در متون فیزیکی گویا «ولگشت» است. ممنون از مریم.