spam_persian_gulf2.jpgچند روز پیش ایمیلی با این عنوان گرفتم،

رای گیری عرب ها برای تغییر نام خلیج فارس

در متن ایمیل، که مشخص بود چندین بار دست به دست شده بود، اینطور توضیح داده شده بود،

به تازگی عرب ها یک نظر سنجی برای تغییر نام خلیج فارس با نام مجعول خلیج ع ر ب ی و پیشنهاد آن به گوگل راه اندازی کرده اند. به لینک زیر بروید ودر این رای گیری شرکت کنید و به خلیج فارس رای دهید

http://www.persianorarabiangulf.com

ترافیک سایت زیاد است لطفا بعد از ورود چند دقیقه صبر کنید. این ایمیل را حداقل برای ۱۵ نفر فوروارد کنید (شکل و ظاهر از متن ایمیل)

نمی خواهم درمورد استفاده از عنوان «عرب ها» یا جمله ی «این ایمیل را حداقل برای ۱۵ نفر فوروارد کنید» در انتهای متن حرف بزنم. درمورد چیزهای دیگری هم نمی خواهم حرف بزنم از جمله اینکه آگهی های گوگل بالای وبسایت مورد اشاره می تواند نشان دهنده ی این باشد که کسی که این «نظرسنجی» را راه انداخته است ممکن است بیشتر از هر هدف ِ بشردوستانه ی دیگری راهی برای نان در آوردن از دعوای دو ملت پیدا کرده باشد. اینکه اولین نظر در همان سایت از این کار به عنوان «خنده دار ترین نظرسنجی تاریخ» یاد کرده است و بقیه ی کامنت ها چند تا درمیان تکراری هستند هم نکات ی جالب توجهی هستند. اما از این همه که بگذریم این نکته که به ادعای این سایت تا این لحظه حدود ۳۰۰ هزار رای برای «خلیج فارس» در صندوق این نظرسنجی ریخته شده است نکته ای است که توجه من را بیشتر جلب کرده است.

spam_persian_gulf.png

در این شکی نیست که مساله ی خلیج فارس/خلیج/خلیج عربی نکته ی مهمی است. اما نکته ی مهم تر نحوه ی پیگیری این خواسته است. چیزی که بعد از دیدن این ایمیل ذهن من را بیشتر به خودش مشغول کرد تفاوت ِ ساختار و سازماندهی دو گروهی است که این خلیج را به سمت «فارس» و «عربی» بودن می کشند. سمتی که «خلیج» و «خلیج عربی» را می پسندد در لایه اول از شهروندان تشکیل می شود. از دوستان عربم شنیده ام که از خلیج فارس به سادگی با نام «خلیج» یاد می کنند. اما این فقط اولین لایه ی پشتیبانان ِ حذف «فارس» از نام این منطقه ی جغرافیایی است. لایه بعدی سرمایه دارانی هستند که، به دلایل متعدد، برای این تغییر پول خرج می کنند و «خلیج» را به جای «خلیج فارس» در ذهن ها جا می اندازند. لایه ی بعدی سیاست مدارانی هستند که به پشتیبانی این حمایت اجتماعی-اقتصادی، و به دلایل متعدد از جمله خشنود کردن مردم ِ خود، «فارس» ِ خلیج فارس را قیچی می کنند. عملا در سمت ِ «عربی» مساله یک ساختار ِ قابل مشاهده برای رسیدن به هدف خود تلاش می کند.

spam_persian_gulf3.jpgحالا به سمت ِ فارس ِ مساله نگاه کنیم. به نظر می رسد در چند دهه ی اخیر این نظریه از سوی عده ی زیادی پذیرفته شده است که با حمایت مردمی و پر کردن نظرسنجی و نامه ی سرگشاده می توان «فارس» ِ خلیج فارس را سرجایش حفظ کرد. سمت ِ ایرانی غائله نه سرمایه دار شاخصی در دسترس دارد و نه دولتش اساسا این فرصت و توان را دارد که در میانه ی حفاظت و حمایت از «مستضفین جهان» و «سیلی زدن به استکبار جهانی»، برای فارس ماندن این آبراهه تلاش کند. حتی بالعکس، قابل تصور، و شاید حتی قابل درک، است که نظام جمهوری اسلامی ایران برای حل بخشی از مشکلات خود با جهان خارج ممکن است «فارس» ِ خلیج فارس را با «حق مسلم» تاخت بزند.

به نظرم اغراق نیست اگر بگوییم که ما شهروندان ایرانی بهترین نوع رابطه ای که با ساختار حکومتی مان سراغ داریم از جنس عدم مزاحمت است. این یعنی اگر حکومت مان مرحمت کند و فتیله ی «مرگ بر آمریکا»یش را پایین بکشد و حواسش باشد که در کنفرانس های بین المللی «فارس» خلیج فارس را فراموش نکند ما می توانیم نفس راحتی بکشیم. مساله ی اساسی اما این است که به این ترتیب کاری پیش نمی رود. یا اینطور بگوییم، موج شهروندی اساسا وسیله ی ارتباطی مناسبی برای رساندن صدای شهروندان یک کشور به سازمان های بین المللی و دولت های دیگر نیست. این تلاش ها زمانی معنی پیدا می کند که بتواند ازطریق ارتباطات بین المللی حرفی را به کرسی بنشاند. این یعنی مثلا رییس جمهور ایران با اتکاء به مشروعیتی که از حضور اجتماعی شهروندان کسب می کند، «فارس» ِ خلیج فارس را در حضور امیر یک کشور حاشیه ی این خلیج تثبیت کند یا در یک گردهم آیی بین المللی این خواسته ی شهروندان ایران را جهانی کند.

این کاملا قابل درک است که مردمان کشوری که درگیر انواع مشکلات اجتماعی و اقتصادی است این را کاملا غیرقابل تحمل بدانند که نامشان از روی خلیجی که زمانی درون ِ سرزمینشان قرار داشته است حذف شود. قسمت تلخ مساله این است که تلاش هایی که تنها در لایه ی شهروندی انجام می شود لزوما خارج از مرزهای ایران تاثیری ندارد. موضوع زمانی به یک تراژدی تبدیل می شود که حاکمیتی که اولویت دست چندمش هم «فارس» ماندن خلیج فارس نیست یاد گرفته است که با دمیدن در احساسات وطن دوستی شهروندانش می تواند برای خود مشروعیت کسب کند.

پس نوشت: اشتباه گرامری جملات وبسایت و بقیه ی لینک های صفحه هم جالب هستند.