gooya_video_2s.jpgهفت هشت پسر دو دختر را در خیابانی دوره کرده اند. به لطف کسی که دوربین به دست غائله را ثبت کرده است، ما هم می توانیم تماشا کنیم که پسرها یکی از دخترها را محاصره می کنند و دورش می چرخند. ناگهان دستی به سمت سینه ی دختر می رود و جماعت هجوم می برند.

از دیروز و بعد از دیدن این فیلم (هشدار: آزارنده) دارم به این فکر می کنم که چرا چنین اتفاقی در ایران در یک خیابان و در روز روشن می افتد. چه چیزی یک دسته مرد جوان ایرانی را به یک گله ی گرگ و یک دختر هموطن و همزبانشان را به آهوی در تله تبدیل می کند. یک پرس و جوی ساده نشان می دهد که نزدیکان من هم تجربه ی در تله افتادن را دارند. بدون اینکه بخواهم ادعایی درمورد مرد ِ جوان ِ نوعی ایرانی بکنم، این حادثه نشان می دهد که آزار علنی در خیابان یک ادعا نیست؛ ما اینجا داریم یک نمونه را بصورت ثبت شده تماشا می کنیم.

نظام سیاسی حاکم بر ایران یک برنامه ی عملی برای شکل دهی به فضای اجتماعی ایران دارد. وجود این برنامه و تلاش برای اجرای آن به هیچ وجه رازهای پنهانی نیستند. مثلا هفته ی پیش خطیب نمازجمعه پیشنهاد کرد که دانشگاه ها از ابزار عدم موفقیت تحصیلی برای تنبیه کسانی که تعریف رسمی پوشش را نمی پذیرند استفاده کند. وجه دیگر این تلاش را در تصاویری که در سالهای اخیر در خیابانهای ایران گرفته شده است، و بسیاری از اوقات توسط رسانه های رسمی ایران منتشر شده است، می بینیم: نیروهای انتظامی «بدحجاب» را دستگیر و مجازات می کنند. به این ترتیب موجودی به نام «بدحجاب» در فضای اجتماعی تعریف می شود و مصادیق آن به روشنی در رسانه ها نشان داده می شود.

58084_194_s.jpgحداقل دو نکته ی کلیدی در تعریف بدحجاب، با تاکید بیشتر روی دختر بدحجاب، وجود دارد. یک، بدحجاب بد است. این یعنی فردی که در این گروه طبقه بندی می شود باید مجازات شود و از برخی حقوق محروم گردد. دو، بدحجاب جذاب است. در مقایسه با «خوش حجاب» که سیاه است و احتمالا تنها دایره ی صورتش می تواند تداعی جذاب داشته باشد، «بدحجاب» سرتاپا جذاب است.

تصور کن که دو زرافه از باغ وحش فرار کرده اند و در خیابان های تهران به هر سو فرار می کنند. عجیب نیست اگر مردم آنها را دوره کنند و سعی کنند دست به پوستشان بزنند. یکی این طرف با زرافه عکس می گیرد و یکی آن طرف دمش را می کشد. زرافه حیوانی است که جذاب است. تعریف طبقه ای به نام «بدحجاب» به نظر من همین کار را با بخشی از جامعه انجام می دهد. در چنین فضایی دختر «بدحجاب» موجود حقیری است که جذاب است. بدحجاب یک شهروند معمولی نیست چون قانون و رسانه ی رسمی بدحجاب را سخیف می شمرد. مرد ِ نوعی می خواهد نصیبی از جذابیت این موجود متفاوت ببرد. به مرحمت تعریف رسمی، بدحجاب حریم امنی که خوش حجاب دارد را ندارد. و مردها حمله می برند.

جایی درمورد کلماتی که سربازان آمریکایی برای نام بردن ژاپنی ها در زمان جنگ جهانی دوم به کار می بردند می خواندم. به جای استفاده از چیزی مثل «ژاپنی»، آمریکایی ها از اصطلاح Jap استفاده می کردند. این نامگذاری ِ تحقیر‌آمیز به سرباز کمک می کرد که تلقی انسانی از سرباز ژاپنی را کنار بگذارد و راحت تر شلیک کند. نظیر همین فرایند در زمان جنگ ایران و عراق و به کمک عناوینی چون «مزدور بعثی» در جامعه ی ایرانی پیاده شد. به نظر من عنوان «بی حجاب» کارکرد مشابهی در جامعه ای دارد که نه دچار جنگ با مهاجم خارجی، که درگیر جنگ داخلی است.

عکس از تابناک – ویدیو از گویا