با هر اعدام دوباره برمی گردیم سر خانه ی اول و می نویسیم که نباید به خشونت دامن زد. می نویسیم که خشونت خشونت می آورد. سوالی که همیشه از ما پرسیده می شود این است که “اگر عزیز خودت بود هم همین حرف را می زدی؟” ما هم سرمان را می اندازیم پایین و می گوییم “البته برای من چنین اتفاقی نیافتاده، اما نباید به خشونت دامن زد”. حالا یک وبلاگ نویس دارد می گوید می توانسته قاتل نیمه عمد را مجازات کند و این کار را نکرده است.

… در این جایگاه بوده ام و قاتلی را که مرتکب قتل نیمه عمد شده بود، بخشیده ام. اگر من توانسته ام، آنهای دیگر هم می توانند. همه مان آدم هستیم و او که نبخشیده، بیشتر از من حقی ندارد و بیشتر از من دلشکسته نشده. فقط به خشونت بیشتر دامن زده و جامعه هم با او همدستی کرده است….

یادم هست که یکبار دیگر که در مورد اعدام حرف زدیم رفیق دیگری هم نوشت که از مقابله به مثل با قاتل عزیزش خودداری کرده است. شما کسی را می شناسید که در این موقعیت بوده باشد؟

در این مورد بنویسیم. اگر می خواهیم گند ِ اعدام از جامعه برود این یکی از نقاط ِ کار است: نشان بدهیم که این امکان وجود دارد که کسی بگوید “من مثل تو نیستم. من جانت را نمی گیرم. حتی وقتی قانون پشتیبان من است”.

پس نوشت: واضح است که نوشتن در این مورد کار سختی است. مهم است که به حریم شخصی و دغدغه های افراد احترام بگذاریم.