age_of_speed.jpgدر برخورد با سرعت، مثل خیلی دیگر از پدیده های جدید، خیلی از ما راه افراط یا تفریط را می رویم. این یعنی یا به پرستش سرعت رو می آوریم و “هر روز سریع تر از دیروز” می شویم یا از آن به کلی زده می شویم. لااقل در نسل جوان تر اتفاق اول بیشتر می افتد و به دلایل کاملا عملیاتی تن دادن به سرعت ملزومات خود را دارد که لزوما به معنی شادتر زندگی کردن نیستند. مثل همه ی موارد دیگر که هیچ کدام از دو سر طیف راه حل نیستند، اینجا هم باید بشود، و می شود، راه حل مناسبی در یک نقطه ی میانی پیدا کرد. “عصر سرعت” به این موضوع می پردازد.

کتاب The Age of Speed جزء پرفروش های نیویورک تایمز بوده است و بار اول در سال ۲۰۰۷ چاپ شده است. نسخه ی ۲۰۰۸ تنها یک فصل اضافه دارد که بنظرم عملا نکته ی خاصی ندارد.

نکته ی اول در مورد کتاب فصل های کوتاه آن است. نقدی در مورد کتاب نخوانده ام، اما بنظرم کتابی که در مورد سرعت است را باید بشود در فاصله ی دو ایستگاه مترو خواند، و این کتاب را می شود.

“عصر سرعت” قرار نیست خواننده را به شیرجه زدن در دنیای سریع تشویق کند. کاملا برعکس، حرف اصلی نویسنده  این است که باید بتوان از سرعت بعنوان یک ابزار استفاده کرد، و نه یک تهدید. شبیه همین موضوع در مورد چندکارگی multi-tasking هم صادق است. برای مثال نویسنده به تحقیقی اشاره می کند که به کمک Brain Scan نشان می دهد زمانی که دو کار را در آن ِ واحد انجام می دهیم در عمل تنها از نیمی از ظرفیت ِ ذهنی مان در هر لحظه استفاده می کنیم. نظیر همین موضوع در مورد تاثیر ِ مخرب ِ محرک های بیرونی روی تمرکز و قدرت ِ ذهن دیده شده است.

کتاب “عصر  سرعت” کمی بیشتر از ۲۰۰ صفحه دارد. اینجا ترجمه ی آزاد ِ بخشی از فصل ۲۵ ام را می خوانید،

شایع ترین منبع کاهش ِ کارایی در دنیای امروز چندکارگی افراطی است. طنز موضوع این است که ما دقیقا برای رسیدن به سرعت بالاتر این کار را انجام می دهیم. ما اشتیاق ِ دسترسی ِ آنی به اطلاعات و افراد را داریم، و در این اشتیاق حتی فراموش می کنیم که در لحظه مشغول ِ انجام کاری بوده ایم. ما می خواهیم سریع پاسخ بدهیم و می خواهیم که سریع پاسخ بگیریم. …در یک تحقیق روی ۳۶ کارمند مشاهده شد آنها بطور متوسط تنها ۱۱ دقیقه روی کاری تمرکز می کنند و زمانی که این تمرکز با یک محرک بیرونی، مثلا یک ایمیل یا تلفن، شکسته می شود، حدود نیم ساعت طول می کشد تا دوباره تمرکز انجام شود. این عدد تنها مواردی را دربر می گیرد که تمرکز دوباره ای واقعا صورت گرفته است. یک تحقیق دیگر روی ۱۱ هزار کارمند نشان می دهد که محرک های بیرونی باعث هرز رفتن دوساعت از هر روز کاری می شوند…..

و یک نکته ی جالب از کتاب: مجله ی تایم در یک مقاله از یک روانپزشک ِ آمریکایی نقل می کند که یکی از بیمارانش از شوهرش شکایت می کرده است که حتی در رختخواب، و در زمان “خصوصی”شان هم،موبایلش را همراه می برده است.