نامه ی وارده: لذت شیرین گفتگو
توسط کمانگیر در روز ۱۴ خرداد ۱۳۸۸خرداد ۱۴
این نامه ی وارده را جناب Nightmare فرستاده است. بعید است اهل شبکه های اجتماعی باشید و با این نام مستعار آشنا نباشید. اگر شما هم مطلبی نوشته اید اما وبلاگ ندارید یا به هر دلیل مطلب را نمی خواهید در وبلاگتان بگذارید، نوشته/عکس/ویدئوتان (یا هر چیز دیگری) را بفرستید به arash@kamangir.net. واضح است که استانداردهای وبلاگ نویسی را در این کار لحاظ خواهیم کرد.
لذت شیرین گفتگو در استبداد به دنیا آمدیم و دنیا را سیاه و سفید دیدیم. یک سو استکبار ایستاده بود و سوی دیگر مستضعفین. یک سو کفار بعثی بودند و سوی دیگر ارتش اسلام. وقتی هم که در دوم خرداد هفتاد وشش چرخ روزگار چرخید و فرصتی دست داد تا انتخاب کنیم، باز هم بر سر همان دوراهی آشنا قرار گرفتیم. یکی انحصار طلب بود و نماینده استبداد، دیگری آزادیخواه بود و نماینده مردم. ما از حقوق انسان می گفتیم او از تکلیف شرعی. همیشه تکلیف معلوم بود. مجالی برای گفتگو نبود. حریف در دنیای دیگری بود فاصله ای میان ما بود که اجازه نمی داد گفتگویمان به درازا بیانجامد. اما حضور دو کاندیدای نسبتا اصلاح طلب و معتقد به حقوق انسان در انتخابات اخیر به ما فرصت داد تا لذت گفتگو از نوعی دیگر را تجربه کنیم. این بار حریف بیگانه نبود. هردو به ارزشهای کمابیش یکسانی معتقد بودیم و با زبان مشترکی سخن می گفتیم.حالا فرصت داشتیم یاد بگیریم چگونه حریف را با محک اعتقاداتمان بیازماییم. وسواس به خرج دادیم، گذشته شان را زیر و رو کردیم. ما به سیاستمداران یاد دادیم که حتی محبوبترین شما هم نمی تواند خواست خود را به ما تحمیل کند. گریزان ترینشان را به دنیای مجازی آوردیم و وادار نمودیم تا به سوالات ما پاسخ دهند. به آنها یاد دادیم که رای مان را بی قید و شرط در اختیارشان نخواهیم گذاشت. مقهور نامشان نشدیم و تازیانه وار نقدشان نمودیم. نتیجه هر چه باشد و هر کدام پیروز شوند یا حتی اگر پیروز هم نشوند، ما پیروز این انتخابات هستیم. ما یاد گرفتیم با هم برسر آرمانهای مشترک گفتگو کنیم، به سیاستمداران استبداد زده، مغرور و پرمدعا آموختیم که رای ما ارزان نیست و اگر روزی سخن گوی ما نباشند بی پروا از آنها روی می گردانیم. فرصت مبارکی است، قدرش را بدانیم.



چند سوال از محمود احمدی نژاد
۱٫ اگر برای آرای مردم و شعورشان احترام قائل اید چرا به آرای سال های ۶۸، ۷۲، ۷۴، ۷۶ انها احترام نمی گذارید فقط زمانی که مردم شما را انتخاب کنند شعور و رایشان قابل احترام است؟
۲٫شما توسط چه کسی به استانداری برگزیده شدید؟ جز این است که اقای رفسنجانی شما را به استانداری برگزید و با این حساب شما هم جزیی از بدنه اشرافیت به حساب می آایید چرا ان سال ها اعتراضی نکردید نکند سهم مورد مطالبتان دریافت نشده که امروز به اعتراض امده اید وگرنه شواهد نشان می دهد قبل ترها مجیز رفسنجانی را می گفته اید؟
۳٫ چه قدر به امام و انقلاب معتقدبد، جز این است که سال هایی که شما از انها به بدی یاد کردید امام زنده بودند ایا شما به شعور و رای و نظر بنیان گذار انقلاب احترام می گذارید؟ حتما می دانید تمام کسانی که شما سعی در تخریب شان داشتید نور چشمی های امام بودند؟
۴٫می دانید میر حسین نخست وزیر که بوده؟ اقای خامنه ای رهبر انقلاب اگر میر حسین بد بوده باشد، حداقل نتیجه ای که می شود گرفت این است: که رهبر انقلاب و امام خمینی چشمشان را بر بدی ها بسته اند ایا چنین تصوری را نسبت به امام و رهبری روا می دانید؟
۵٫ چقدر به اسلام معتقدید؟ می دانید دین اسلام راجع به دروغگویی ، تهمت ، و از همه مهم تر غیبت چه نظری دارد ؟ و انشا الله معنای غیبت را هم می دانید؟
۶٫اگر مدرک برایتان مهم نیست چرا به لفظ دکتر کنار نام اقای خاتمی ایراد دارید؟ و اگر برایتان مهم است اقای کردان با مدرک دروغین وجعلی دکترا در حالی که فوق دیپلمی بیش نداشت در کابینه وزرای شما چه می کرد؟
۷٫رییس جمهور باید حافظ جان مال آبرو و ناموس مردم باشد ؟ ایا به نظر خودتان شما حافظ آبرو و ناموس بوده اید؟
۸٫اگر شما با اشرافیت و ثروت های باد آورده مخالفید؟ وزیری با ثروت چند صد میلیارد تومانی در کابینه اتان چه می کند آیا از او پرسیده اید ثروتش را از کجا آورده؟ چرا مبارزه با فساد اقتصادی را از دور و بری های خودتان شروع نمی کنید ؟
۹٫اقای احمدی نژاد می شود از شما پرسید سال ۷۶ در انتخابات ریاست جمهوری به چه کسی رای دادید؟ خاتمی یا ناطق نوری؟
۱۰٫برای بالا رفتن از پله های قدرت به جز دوستان قدیمتان، یارانی که پر و بال قدرت گیری به شما دادند دیگر چه چیزهایی را حاضرید زیر پا بگذارید؟ مردم تان را؟
۱۱٫ شما در یک ۴۵ دقیقه نشان دادید به راحتی می توانید به امام و شعورو تصمیم گیریش در دهه ی ۶۰ توهین کنید، ایثارها و تصمیم های مردمتان را در دوران سخت جنگ و دفاع مقدس و بقیه دوران ها زیر سوال ببرید و همه را متهم کنید به جز خودتان را. راستی از این ۳۰ سال جز دوران درخشان ۴ ساله شما بقیه سالها مهم بوده اند اصلا؟
این سوال ها را از خود و اطرافیانمان بپرسیم با اس ام اس برای دوستانمان تکرارش کنیم باور کنیم اینده و سرنوشتمان بیشتر از این ها ارزش دارد. بگذاریم کمی حس تفکر و تعقل در خودمان و اطرافیانمان بیدار شود نگذاریم سطحی نگری و دروغگویی و مردم فریبی جزیی از زندگیمان شود به پاسخ هایش فکر کنیم با کمی منطق و تعقل می شود بهتر زیست، نگذاریم بی فکری و مردم فریبی سرنوشتمان باشد!!!!
بله نکته ی زیبا ی این انتخابات بدست آوردن روحیه ی نقد بود
جناب آقای کمانگیر و سایر دوستان ، سلام
اتفاقات مثبتی در این انتخابات افتاده است که همگی باعث سرور و شادی من و حتماً شما هم شده است :
۱- قبلاً دوستانی که نظر خوشی نسبت به نظام نداشتند چه در عالم واقعی و چه در فضای مجازی و وبلاگستان ، از بالا تا پایین نظام را فحش شدیدی می دادند و همه را به یک چوب می راندند و آنچه که برخی مانند خودم می گفتیم که باباجان ! شما ج. ا. و حاکمیت را یکپارچه نبینید و این یکپارچه دیدن ، باعث خطا در برداشت و محاسبه می شود ولی به گوش کسی فرو نمی رفت لیکن در این انتخابات می بینیم که دوستان ، این تفاوت و تفکیک را قائل شده و به جای رد کلی ، دست به نقد شده اند و حداقل بین بد و بدتر تمایز گذاشته اند .
۲- از اتفاقات مثبت اینکه دوستان بالاخره متوجه شدند که این ” خط نفاق ” و ” دشمن ” که ما قبلاً می گفتیم ؛ توهم توطئه و یک موضوع انتزاعی نیست بلکه واقعیت دارد منتهی در بیان آن و در فهم آن مشکل وجود داشت . آقای احمدی نژاد این مشکل را حل کرد : آقای احمدی نژاد در مناظرهء ۱۳/۳ سخنانی را گفت و اتهاماتی را به ج. ا. انتساب داد که تا بحال نه توسط بی بی سی و آمریکا و نه حتی توسط رادیو اسرائیل بلکه توسط سایتهایی سخیف و شبکه های ماهواره ایی مبتذل مانند نوری زاد ، امیر فرشاد ابراهیمی ، صور اسرافیل و … مطرح می شد . حتی ایشان بطور موذیانه ایی رهبری را زیر سئوال برد :
– آقای ناطق ، بازرس ویژهء بیت رهبری و آقای هاشمی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و هر دو جزء منصوبین مستقیم رهبر می باشند . با به فضاحت کشاندن آنها ، بطور غیر مستقیم این سئوال پیش می آید که اگر رهبری اینها را نمی داند و منصوبشان کرده که پس صلاحیت رهبری ندارد و اگر اینها را می شناخته و منصوبشان کرده که نه مشروعیت و نه صلاحیت رهبری ندارد . ضمن اینکه در فردا روزی که آقای خامنه ایی فوت نمایند ؛ آقای هاشمی بعنوان رئیس مجلس خبرگان می بایست نقش اساسی در انتخاب رهبر بعدی ایفا نماید و یا بعنوان رئیس مجلس خبرگان ، عضو شورای رهبری شود . پس در آن صورت تکلیف رهبر منتخب یا تکلیف شورای رهبری با حضور آقای هاشمی چه می شود ؟ !!!
همچنین این سئوال پیش می آید که رهبر چرا تاکنون در مورد فساد آقایان حرفی نزده و این احمدی نژاد بوده که به میدان آمده و مثلاً با بخظر انداختن جان خود ، افشاگری نموده است ؟ شخصاً در این دو سه روزه از دو – سه نفر از معتقدین به احمدی نژا شنیدم که می گفتند : رهبر شجاعت افشاء نداشت .
شما تصور کنید که الان یا ماهی دیگر ، احمدی نژاد کشته شده یا به هر دلیلی فوت نماید : می توانید تصور کنید که چه بحرانی ایران را فرا گرفته و چه جنگهای داخلی ایی پیش می آید ؟
– صحبتهایی که آقای احمدی نژاد مطرح کرد را قبلاً مردم و برخی مسئولین ، در کوچه و بازار و برخی تریبونها با ایما و اشاره می گفتند ولی اینکه این موضوعات از تریبون رسمی ج. ا. و توسط رئیس جمهور مطرح شود چیزی بود که آرزوی مخالفین به حق یا به ناحق ج. ا. بود که : دیدید ! ما هم که همین را می گفتیم .
– چندین ماه است که آقای پالیز دار به جرم یک سخنرانی و ایراد اتهام در زندان بسر می برد ، مگر او چه گفه بود ؟ آیا مسائلی که ایشان مطرح کرد خیلی تند تر و صریح تر از حرفهای اقای احمدی نژاد بود ؟ اصلاً بسیاری از اهالی وبلاگستان حتماً از خود می پرسند که مگر ما در سایتمان چه چیزی بد تر از حرفهای ایشان گفتیم که سایتمان فیلتر و خودمان بعضاً با اتهام ” اقدام علیه امنیت ملی ” و ” توهین به مسئولین عالیرتبهء نظام ” روانهء زندان شدیم ؟
دقت می کنید که این طرز صحبت کردن چه بحرانهای را جرقه زده است ؟
– کاهش اعتماد عمومی به نظام ، از جمله زیانهای دیگر این مناظره و مسائل مطرح شده توسط احمدی نژاد بود . این کاهش ، همزمان در سطح وسیعی با افزایش اعتماد عمومی به احمدی نژاد از سوی برخی هواداران همچون خودش خواهد شد .
– مطابق صریح فرمایش ائمهء اطهار ( س ) ، مردم به فرمانروایانشان ، بیش از پدرانشان شبیه هستند . یا اینکه ” الناس علی دین ملوکهم ” مردم بر دین و منش فرمانروایانشان هستند . تاثیر حرکت هتاکانهء احمدی نژاد در خلق و خوی اجتماعی چیزی است که بعد از این باید منتظر عواقبش باشیم .
– بر خلاف تصور عمومی ، صحبتهای احمدی نژاد بسیار باعث خشنودیِ آقای هاشمی شد . دیروز شخصاً و تلفنی از مهدی هاشمی ( پسر دوم هاشمی ) شنیدم که گفت : ما اگر میلیارد میلیارد خرج می کردیم نمی توانستیم به این صورت آقای هاشمی را مطرح کنیم . احمدی نژاد با حرفهایش ، آقای هاشمی را پس از اینکه سالها بعنوان ظالم مطرح می شد توسط احمدی نژاد در موضع مظلوم قرار گرفت بخصوص که در فرهنگ ایرانی ، ایراد تهمت و نام آوردن از کسی آنهم در غیابش و آنهم در جایی که حق دفاع نداشته باشد بسیار ناپسند می باشد .
– بخشی از افکار عمومی که از عوام و از خواص پایین ترند از خود سئوال می کنند که احمدی نژاد که اینقدر دلسوز و افشاگر است چرا اطرافیان رانت خواری دارد . تغییر و بهبود شدید وضع زندگی و مسئولیتی هر دو داماد های پروین احمدی نژاد ( که قبلاً فقط مداح بودند و الان هر دو مسئولیتهای مهمی در شورای شهر و شهرداری دارند ) ، فرزندان مسعود زریبافان و رحیم مشایی ، ابوالحسن فقیه و مهرداد بذرپاش ، کاوه اشتهاردی ( روزنامهء ایران ) و صدها نفر منتسب به احمدی نژاد چگونه پیش آمده ؟ اگر احمدی نژاد سردمدار مبارزه با فساد است چرا آقای سید رستم سید آقاخان را یکروز پس از عزل بدلیل قاچاق در شرکت بهزیست بنیاد ، بعنوان بازرس ویژه خود و رحیمی را یکروز پس از لغو حکم سرپرستی وزارت کشور بدستور رهبری ، به عنوان معاون پارلمانی خود و آقای کردان را یکروز پس از آبروریزی ِ مجلس ، بعنوان مشاور ارشد خود برگزیده است …. دقت کنید تمام اینها باعث کاهش اعتماد عمومی به حاکمیت خواهد شد .
۳- مشابه این اقدامات داخلی که در بالا گفته شد ، انسان شگفت زده می شود وقتی می بیند که در کنفرانس دوربانی که بدلیل نزدیکی با جنایت غزه ، احتمال محکومیت اسرائیل بسیار قوی بود و بسیاری از کشورها به همین دلیل آنرا تحریم کرده بودند ؛ یکدفعه محمود احمدی نژاد ظاهر شده و بسیار بی توجیه در ذم هولوکاست سخنرانی می کند و باعث موضعگیری شدید کشورها علیه ایران و مظلوم نمایی اسرائیل می شود و نتیجهء کاملاً دلخواه اسرائیل بدست می آید . بنده به لحاظ شغلم مطلعم که قبل از دوربان ۲ ، انگلیس به تعدادی از کشورهای اروپایی و آمریکا پیام داده بود که کنفرانس را تحریم نکنند چون خبرهای در اختیار وی نشاندهندهء این است که اتفاق بدی برای اسرائیل نخواهد افتاد .
به همین ترتیب و بر اساس همین اقدامات سخیف است که ایرانی ، جایگاه خود را در کشورها از دست داده و ما مجبوریم جهت حفظ مناسبات ! زیر نقشهء خلیج عربی بنشینیم و به جای ارتباط موثر با چین و ژاپن ، اهداف خود را در مجمع الجزایر قمر دنبال کنیم .
۴- میبینیم که لیست بالا که قابلیت این را دارد که بسیار طولانی تر از این شود ؛ توسط آقای احمدی نژاد عملیاتی شده است و این باضافهء مواردی که که در اینجا نمی آورم ، مجموعاً باعث ضربه به نظام ج. ا. شده و خواهد شد . البته تعلق خاطر رئیس جمهور و حلقهء اطرافش به تفکر حجتیه تعجبی را در این زمینه بر نمی انگیزاند .
۵- گفتگو خوب است و لذت زاید الوصفی دارد . می بینیم که منی که ج. ا. را از بن و ریشه قبول دارم و مثلاً کسی که خود را فقط ایرانی می داند و به این لحاظ ، سرنوشت کشورش برایش مهم است ؛ می توانیم کنار هم بنشینیم و حرف بزنیم و به جای فحش دادن و گوش خود را گرفتن و تحریم کردن ، شگفت زده متوجه شویم که حرفهای بسیاری را مشترک داریم . آن وقت است که به خاطر دشمن مشترک ، دلمان حتی کمی برای ج. او می سوزد .