کمانگیر
بترسیم از زمانی که کشتن آدمیزاد در جامعه عادی شود
مرحمت فرموده ما را فیل+تر کنید
۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ | دسته: شخصی
به اقتضای مشغولیت های شخصی این روزها کمتر آنلاین هستم، و این را لااقل کمتر شدن نسبی ِ تعداد پستهای اینجا نشان می دهد. گذشته از آن چند ماه است که از “دانشجو” به “شاغل” تغییر وضعیت پیدا کرده ام و این یعنی روزی هشت ساعت ِ متوالی پشت کامپیوتر نشستن و کد نوشتن بدون دسترسی به اینترنت ِ شخصی. این یکی را هم تل ِ نوشته های نخوانده در گوگل ریدر گواهی می دهد.
همین حالا دیدم که رفیق ِ گلی، که در گل بودنش و حسن نیتش ذره ای شک ندارم، ۱۶ ساعت پیش درمورد “چرخش” های اخیر این وبلاگ سوال کرده است و وقتی جواب نگرفته است دنباله ی تئوری را پی گرفته است و به نتایجی رسیده است که از فیل+تر درآمدن ِ این وبلاگ هم در آنها نقش داشته است. صریح می نویسم برای اینکه می دانم در فضای آنلاین سوتفاهم چقدر می تواند سریع منتشر شود.
اوایل همین ماه در جلسه ی سخنرانی ِ یکی از اساتید قدیمی ِ علوم انسانی در ایران بودم. وقتی صحبت به همان ِ سوال ِ معروف ِ “چه باید کرد” رسید، ایشان گفت “باید از آموزش شروع کرد، و از آموزش در دوره ی ابتدایی”.
من منتقد حکومت ِ ایران هستم اما علاقه و عقیده ای به کار چریکی ندارم. معتقدم محمود احمدی نژاد را همین مردم انتخاب کردند و اینطور که پیش می رود کاملا ممکن است که باز هم همین مردم او را انتخاب کنند. اگر فکر می کنیم محمود احمدی نژاد رییس جمهور خوبی نیست، با هر تعریفی، راهش این است که بار ِ بعد مردم محمود احمدی نژاد ِ ثانی را انتخاب نکنند. حالا سوال این است که چه کنیم که نکنند؟ بنظر می رسد پاسخ ِ خیلی از ما این است که باید حرف بزنیم. مثلا امروز روز جهانی ِ مبارزه با ترس از هم+جنس+گرایی است. تصور می کنم این هدف ِ معقولی و قابل ِ کسبی است که قرار بگذاریم بار بعد که کسی از کلمه ی “هم+جنس+باز” استفاده کرد به او محترمانه یادآوری کنیم که این کلمه می تواند توهین آمیز باشد و بهتر است از عنوان ِ محترمانه تری استفاده کنیم. این هدف لزوما در زمان ِ کوتاه به نتیجه ی دلخواه ما، انتخاب نشدن محمود احمدی نژاد، نمی رسد، اما چه کسی گفته است هدفی به این بزرگی در یک سال و دو سال کسب شدنی است؟
ادعا نمی کنم همیشه اینطور فکر می کرده ام. من هم اهل نارنجک بستن و زیر تانک رفتن بوده ام. حرف می زنیم که یاد بگیریم.
اما یک کلمه هم با آقای فیل+ترچی. برادر من! مرحمت کن، اینجا را اضافه کن به آن لیست سیاهت! بگذار زندگی مان را بکنیم. خفت دارد وبلاگ آدم فیل+تر نباشد!
نظر دیگران
نظر شما
سلام
سلام، من آرش کمانگیر (ایمیل) هستم. حدود چهار سال است که در کانادا، در حال حاضر تورنتو، زندگی می کنم (بیشتر)...مرتبط: وبلاگ انگلیسی, وبلاگ عکاسی, فوتوبلاگ, وبسایت دانشگاهی.
از دست ندهید
می خوانم
دستهها
- صدای وبلاگستان (۱۸)
- English (1)
- FriendFeed (18)
- Latex (3)
- profiler (5)
- Social (1)
- Uncategorized (4)
- فیل پر (۳)
- فیلم (۶)
- کی به کیه؟ (۲۰)
- کلا! (۴۱)
- کتاب (۳۳)
- گفتگوهای وبلاگی (۱۳)
- پیامهای بازرگانی (۱)
- پوسته ی وردپرس (۲)
- پادکست (۲۷)
- پست ویژه (۱۸۶)
- پست اول (۶۶)
- ویدئوی روز (۱۳۲)
- ویدئوبلاگ (۱)
- وبلاگ (۹۵)
- وبلاگ نویسان ایرانی (۱۲۴)
- وبلاگ نویسان خارجی (۶۱)
- وبلاگ هفته (۱۴)
- قاط زدگی (۳)
- نکته (۱۰۹)
- نامه ی وارده (۳۲)
- نرم افزار (۵)
- نرم افزارهای جایگزین (۵)
- مو از ماست (۴)
- موسیقی هفته (۳۶)
- مقاله (۳)
- مهاجرت (۲۴)
- معرفی (۱۰)
- مصاحبه - ارایه (۶)
- where is my friend? (1)
- آگهی (۱)
- آزادی (۳۳۱)
- آشپزی (۴)
- افاضات (۱)
- ایده (۳۷)
- ایران (۷۲)
- اختراع هفته (۱۴)
- از گذشته (۱)
- از دیگران (۳)
- بالابین (۱۸)
- بالاترین (۴۳)
- بازی (۷)
- برنامه نویسی (۶۲)
- توضیحانه (۳)
- جویا (۱)
- جوان پارسی (۱)
- جنگ (۵)
- خوانده ها (۴۵)
- خوراک شمار (۲۹)
- دین (۴۰)
- دیدیش؟ (۸۱)
- دنباله (۳)
- دزدی از روزانه ها (۵)
- روزانه (۲۹)
- رسانه (۹۹)
- سفر (۵۰)
- شوخی (۱۲۲)
- شخصی (۱۲۸)
- شطحیات (۱)
- شعر (۳)
- عکاسی (۲۲)
- عکس روز (۲۶۱)
- علمی (۴۱)
بایگانی
- فوریه 2010
- ژانویه 2010
- دسامبر 2009
- نوامبر 2009
- اکتبر 2009
- سپتامبر 2009
- آگوست 2009
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- می 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- فوریه 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- اکتبر 2007
- سپتامبر 2007
- آگوست 2007
- جولای 2007
- ژوئن 2007
- می 2007

در مورد کلمه همجنسباز بی مبالات توضیح دادهاید. همجنسباز توهینآمیز است ولی کاربردش با کلمه همجنسگرا فرق میکند. همانقدر که کاربرد کلمه دخترباز با کلمه دخترگرا فرق میکند.[ همجنسبازها برای تفنن اینکار را میکنند و از هردو جنس منتفع میشوند ولی همجنسگراها قادر به لذت بردن از جنس مخالف نیستند.]
فقط یک نکته جناب کمانگیر و آن هم اینکه هر کس نظرش مخالف نظر شما بود، مثلن در مورد تحریم و یا هم+جنس+گرایی و … که موافق کار چریکی و نارنجک بستن و اینها که نیست؟ درست میگویم؟ یک مقدار متنتان خواسته ناخواسته منتقدانتان را همسان میکند. قرار است با هم حرف بزنیم. این معنایش این است که از پیشداوری و موضع بالادستی و حق به جانب بودن هم کمی دست برداریم.
سلام آرش جان
همیشه میام و میخونم ولی خب نظر نمیدم.
این سری بعد از خوندن نوشته های رفیق شما و خوندن پست خودتون تصمیم گرفتم نظر بدم.
به احتمال زیاد نوشته ی محسن مخملباف رو خوندی.متنی که در جواب این پرسش”چرا موسوی” نوشته.
یه تیکه هاییش رو نقل قول میکنم:«
حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.
من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم.
مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی ها بهتر است. او امتحان آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را در دوران نخست وزیری اش داده است.فقط او یک اشکال دارد. و آن این است که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست.برای ما آزادی خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد ، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می گوییم کلک بود، از خودشان است.»
اکثریت ما که دوره ی پیش تحریم کردیم همینک به این نتیجه رسیده ایم که باید رای داد و رایمون،رای نه به وضعیت فعلی کشور و تفکر احمدی نژاد است.
رای ما،رای نه به بخشیدن دریای خزر است.رای نه به مستعمره چین و روسیه شدنست.رای نه به تعلیق دانشجوها،به گشت های ارشاد است.
رای آری به آزادی رسانه ها و مطبوعات،به آزادی تشکیل تشکل ها و احزاب است.به اینترنت پرسرعت است.
یک جامعه بدون داشتن مطبوعات آزاد و احزاب نمیتونه به سمت تغییر بره.
ما در ایران هستیم به روشنی میبینیم که سطح آگاهی جامعه اصلا در اون حدی نیست که بره به سمت انقلابی که وضعیت رو بهتر بکنه.اصلا مردم انقدر در زندگی خودشون غرق هستن که به هیچ چیز به غیر از نان شبشون فکر نمیکنند.
اگر هم یک روزی بنا بر فرض بعید مردم بریزند در خیابان و انقلاب کنند و تغییر ایجاد کنند،وقتی حزب نباشه که جمعیت رو هدایت کنه،وقتی قبلش آگاهی از طریق مطبوعات به وجود نیاد انقلاب بعدی هم به سمت بدتر شدن پیش میره.
از دوستان تحریمی سوال دارم،چه نفع کوتاه مدت و بلند مدتی در تحریم کردن میبینید؟
آرش جان به این زودیا نباید کم بیاری.بنده این روزها که وبت از فیلتر بیرون آمده بیشتر سرمیزنم.چون واقعا استفاده از فیلتر شکن حوصله میخواد
اگر واقعا میخواهید وبلاگتان فیلتر شود چرا تیتر زده اید «فیل+تر» ؟!!
آقای آرش سلام
منهم خیلی از فیلتر درآمدن شما مشکوکم !!! احتمال می دهم شما معامله ایی در پشت پرده کرده ایی !!! راستش را بگو !
تمام خطوط بالا شوخی بود . گرچه می خواستم بدجنسی کنم ولی دلم نیامد آرش را ناراحت کنم . ما قبلاً در اینباره و در همین وبلاگ صحبت کرده ایم . دیدید که من راست گفتم ؟ دیدید که فیلتر شدن نوعی پز و کلاس روشنفکری است ؟ تا جایی که آرش با این دک و پُز مجبور است بیاید راست راست توضیح بدهد که بخدا من منتقد دولت هستم نمی دانم چرا رفع فیلتر شده ام !!!
عجب ! وقتی قبلاً گفتم که دوستان خودشان چیزی می نویسند که فیلتر شوند و بعد بروند پز بدهند دیدید که بیراه نگفتم ؟
خدایا شکرت که من از این قوم نیستم . من دوستانه به شما می گویم و قصد هیچ تحقیری هم نیست :
مشکل شما دوستان این است که خودتان هم نمی دانید چه هستید و نمی دانید چه می خواهید ؟ کمی آرمان گرایی بهمراه کمی پز روشنفکری باضافهء ژست مخالف خوانی و اپوزسیون و … . همین ! به همین دلیل هم هست که نه می توانید به خود کمک کنید و نه تاثیری در کل ماجرا دارید و نه می توانید به ما کمک کنید . در عوض ما جماعت معتقد به ج. ا. ، عمل گرا هستیم . حرف می زنیم و می کوبیم و جلو می رویم . حتی گاهی بدون حرف و حتی بدون چشم انداز مناسب ! فقط می رویم . خراب هم می کنیم ولی در متن هستیم . اصلاً هستیم .
راستی آرش چرا تلاش داری بگویی بخدا من در رفع فیلتر بی گناهم ؟!!!!
کمانگیر: آتش بیار این معرکه پس شمایید دیگه لابد با این جمله ی آخر! :)))
راستش آرش جان من هم مثل آن دوست شما دچار همین توهم شده بودم که چرا وب لاگ شما و خط فکریتان یه جورایی دارد می رود به سمت دفاع از انتخابات و موسوی و الخ. من همیشه شما را آدمی منقد و موشکاف و در تعریف ژورنالیستی بی طرف دیده ام. من با شما موافقم دوره چریکی تمام شده. تامیل ها فکر کنم آخرین جانباختگان این مشی هستند، اما رفیق عزیز وجدان سیاسی و اجتماعی ما که تمام نشده. شده؟ انتخابات در ایران ( که درباره اش زیاد نوشته و خواهم نوشت) هیچ قرابتی با انتخابات آزاد که حتی در اعلامیه حقوق بشر هم آمده ندارد. کاندیداها خودی هستند و بحث انتخابات هم تنها برای رنگ کردن بدنه بیرونی و متمایل به غرب این ماشین سرکوب است. شما که دارید بگیر و ببندها و سرکوب روزمره مردم را می بینید. شما که می دانید این رئیس جمهورها بدون اجازه ولایت فقیه و شورای نگهبان حق آب خوردن هم ندارند. شما باید بر اساس وجدان سیاسی خود عمل کنید. آیا شرکت در انتخاباتی که ناظران و دست اندرکارانش فقط رای دهندگان سربزیر و پرسش نکن می خواهند با حقیقت جویی سر آشتی دارد؟ متاسفانه سیاست جهانی آن چنان از اخلاق و انسانیت تهی شده که نگو و نپرس. همین بحران اقتصادی انسان کش ریشه در کثافت ایدئولوژیک و اخلاقی سرمایه داری محافظه کار و خشونت گرا دارد. بدون اخلاق و وجدان هیچ سیاستی به هیچ جای درستی ختم نمی شود. همین
یارباقی. دیدار باقی.
” منهم خیلی از فیلتر درآمدن شما مشکوکم !!! احتمال می دهم شما معامله ایی در پشت پرده کرده ایی !!! راستش را بگو ! ”
:دی
فکـــــــــ کن !! لجم گرفت اینو خوندم! خدا رو شکر زیرش نوشت شوخیه وگرنه دیگه کم کم باید منم به شک و تردید می افتادم :))
آقای کمانگیر، داشتیم؟! واقعا خفت داره وبلاگ آدم فلیتر نباشه؟ :دی
درود آرش عزیز ، با پولاد همایونی موافقم !
سلام آرش جان. گویا حسابی سرتان شلوغ است. پاسخ من را هم ندادید.
به هر رو پیروز باشید. پستهای شما درباره انتخابات را هم با جدیت دنبال میکنم.
“نتخابات در ایران ( که درباره اش زیاد نوشته و خواهم نوشت) هیچ قرابتی با انتخابات آزاد که حتی در اعلامیه حقوق بشر هم آمده ندارد”
فکر می کنید این اعلامیه ی حقوق بشر و انتخابات آزاد از کجا اومدن؟نکنه فکر می کنید از روز ازل وجود داشتن؟برید تاریخ کشورای دیگه رو بخونید، ببینید چه خونها ریخته شده برای انتخابات آزاد و حقوق بشر.برید تاریخ جنبش زنان و بخونید ببینید از کجا به کجا رسیدن. ما چی کار کردیم برای این مملکت؟فکر می کنید کشورایی که الان دموکراسی دارن از اول به اعلامیه ی حقوق بشر استناد می کردن یا دنیا برای ایجاد دموکراسی تحت فشار قرارشون می داده یا از جایی حمایت می شدن یا چی؟ نخیر!هر چی دارن خودشون به دست آوردن.حالا ما افتخارمون این شده که تو انتخابات شرکت نمی کنیم. بعد ۲۰۰ سال دیکتاتوری بالای سر این مملکت انتظار انتخابات نروژ رو نداشته باشین لطفن.ما اگه انتخابات آزاد می خوایم باید آروم آروم انتخابات آزاد مملکت خودمون رو با انتخاب کردن بسازیم.اگه حقوق بشر می خوایم خودمون باید به وجود بیاریمش.مگه تک تک ما تو خونه هامون حقوق بشر رو رعایت می کنیم که انتظار دارید یهو تو انتخابات به وجود بیاد؟فکر می کنید این آقایون کاندیداها کین؟غیر از این ملتن؟دموکراسی از دل ملت میاد.هر وقت ما مردم واقعن دموکراسی و حقوق بشر و فهمیده باشیم و واقعن اونا رو بخوایم مطمئنن قدرت به وجود آوردنش رو هم به دست می آریم.
«قرار بگذاریم بار بعد که کسی از کلمه ی “هم+جنس+باز” استفاده کرد به او محترمانه یادآوری کنیم که این کلمه می تواند توهین آمیز باشد و بهتر است از عنوان ِ محترمانه تری استفاده کنیم.»
اقا، یه دفعه به پسرا بگو «دختربازی» خوب نیست، به دخترا هم بگو «پسربازی» خوب نیست. زنده باد «دخترگرایی» و «پسرگرایی» و «همجنس گرایی». مرگ بر کلیه ی کسانی که اهل بازی هستند!
دیگه اینکه با طرفداریت از آقای میرحسین موسوی، پای! این فکرم روُ که خیلی دست راستی هستی، یک امضای گنده گذاشتی. آخه بزبخت! اصلاحات، بدون اصلاح قانون اساسی، بی معنیه و این موسوی که میگه یه واو قانون اساسی نباید تغییر کنه. بازم صد رحمت! به اردوگاه کروبی که تغییر قانون اساسی را تابو نمیدانند. من تو رو محکوم میکنم که فوری یک سربند سبز سیدی ناب! تهیه کنی و روش به عربی بنویسی «به امید خدا، پیروزی نزدیک است» و دور پیشونیت ببندی. دست بند و بازو بند سبز سیدی ناب محمدی هم یادت نره.
دوست عزیز قبل از اینکه احساساتی بشوید و تازیانه عتاب به جان هوموفوبیکان برکشید باید عرض کنم که «باز» در همجنس باز به معنی «بازی کننده» نیست. چندانکه در قوش باز، کفتر باز، رفیق باز، اسب باز، ماشین باز و حتی دختر باز هم به معنی بازی کننده یا بازنده نیست و ربطی به بازی کردن ندارد. «باز» در فارسی پسوند «علاقه داشتن» است. اگر کسی که روی همجنس گرا به خاطر «گرا» به معنی گراینده تاکید می کند سواد می داشت از همین پسوند «باز» استفاده می کرد. حافظ می گوید:
دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم
با من چه کرد دیده ٔ معشوق باز من
منظورش این نیست که دیده اش با معشوق بازی می کند یا مثلاً با معشوق ور می رود. منظور این است که به معشوق علاقه دارد. خوب است شما به حافظ هم محترمانه یادآوری کنید که معشوق باز ممکن است توهین آمیز باشد و باید می گفته «معشوق گرا»!!!
سعیدی هم می فرماید:
محتسب در قفای رندانست
غافل از صوفیان شاهدباز
مطمئناً صوفیان در نظر سعدی با شاهد بازی نمی کرده اند. بلکه به شاید علاقه و محبت داشته اند.
با سلام
کمتر از ۲ ماه س از سقوط صدام ، مردم فلوجه و ناصریه طی تظاهراتی بسیار بزرگ خواستار خروج اشغالگران انگلیسی و آمریکایی از عراق شدند . تونی بلر بلافاصله اظهار داشت : ؛ این همان دموکراسی است که ما در عراق بدنبال راه اندازی آن بودیم ؛
حالا دوستان ایرانی ما انتخابات را تحریم می کنند که چی ؟ که آزادی نیست . مثل اینکه آزادی و دمکراسی ، هلو است که خودش بیاید برود در گلو ! و ما شهروندان عزیز باید خیلی پاکیزه و شسته رفته باید اول تحریم کنیم بعد برویم شاهد دموکراسی را در آغوش بگیریم !
نه جانم ! دستیابی به حقوق اجتماعی و آزادی ، زحمت و مرارت و خون دل خوردن و در قرن ۲۱ حرکتهای اجتماعی معقولانه ( و نه مثل منافقین احمقانه ) می خواهد باید علاوه بر گوشه ایی نشستن و ادای روشنفکرها را در آوردن و پیپ کشیدن و کاپوچینو خوردن و همه اش حرف زدن و مانند بچه ها نق زدن و مانند زنان حاملهء شوهر مرده ، از زمین و زمان نالیدن و به هر حرکت درست یا غلط مسئولین حکومتی خندیدن و جوک در آوردن و به علامت اینکه مثلاْ ما خیلی حالیمان است سر به تاسف تکان دادن ، کمی هم زحمت کشیده و مثلاْ اگر معتقد به حرکتهای تند اجتماعی هستیم مثل ۱۸ نیر در خیابان برویم و اگر معتقد به حرکتهای آرام و توده ایی هستیم به پای صندوقهای رای برویم و به آن کسی که از همه متعادل تر هست رای بدهیم چرا که اگر فقط تحریم کنیم ، حاکمیت بی آنکه ککش هم بگزذ به راه خود می رود و ما هم نسل بعد نسل همان قهوه را می خوریم و پز روشنفکری می دهیم .
و من با اینکه خود را معتقد به ج. ا. می دانم و فاش می گویم که به سهم خودم پوست آنانی را که در ۱۸ تیر به خیابان آمدند را کندم ولی در دل احترام بیشتری برای آنان قائلم تا دوستانی که همچون نوزاد در شکم مادر افسرده و وامانده اند !
راستی یادم رفت بگویم : من به میر حسین رای می دهم و از بین کاندیداهای موجود ، کروبی را عامل تشتت و نا آرامی های جدید ، محسن رضایی را فاقد شانس برای انتخاب ، احمدی نژاد را اداره شده توسط سرویسهای امنیتی بیگانه و مشخصاْ انگلیس و میر حسین را بهترین گزینه می دانم .
آری ! آش آنقدر شور شده که ماها هم صدایمان درآمده حتی بلندتر از شما . منتهی به جای گوشه نشینی و تحریم و ور زدن مانند همیشه در وسط صحنه ایم و تا جای ممکن برای تعویض و اگر نشد تحدید ( محدود کردن ) احمدی نژاد تلاش می کنیم .
حاج محسن بالاخره یه جا با هم اشتراک نظر پیدا کردیم !!!
پس : آذری لر بیر کلام
موسوی دیر والسلام
سلام .
اگر دوست داشتی فیلتر باشی .نمی امدی فیلتر را به شکل فیل + تر بنویسی.
اگر هم خواستی فیلتر شوی .من شماره جایی را که فیلتر می کنند دارم .اگر خواستی برایت می نویسم .ادای روشنفکر نماها را در می اوری.
دنیایی شده است ها