دعوت: در مورد اعدام بنویسید
توسط کمانگیر در روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸اردیبهشت ۱۱
من یک انسان منطقی هستم. فحش هم نمی دهم. حرف می زنم. از هر کسی که از اعدام دلارا دارابی حمایت می کند دعوت می کنم بنویسد چرا. خواستید نوشته ی شما را همین جا می گذاریم.
به من کمک کنید بفهمم بالای دار کشیدن این دختر چرا پذیرفتنی است.
از دیگران:



پذیرفتنیست؟؟؟؟؟؟؟؟
من متوجه نشدم مشکل با اعدام این شخص خاصه؟
یا اعدام زنان؟
یا کلا اعدام؟
کمانگیر: من فرقی بین اعدام خانم ها و آقایان نمی بینم. با اعدام، و بخصوص اعدام دلارا، مساله دارم. می خوای بیشتر حرف بزنیم؟
فرض می کنم در یک جامعه زندگی می کنم که آنها مسلمان هستند و می خواهند بر اساس قوانین اسلام و درکشان از آن زندگی کنند. فرض می کنم قاضی دادگاه عادل باشد و هدفش صرفا اجرای قانون. فرض می کنم یک فرد توسط یک بنده خدایی به عمد کشته شده و این محرز باشد. فرض می کنم این بنده خدا با آگاهی کامل و در بلوغ فکری و جسمی این کار را کرده باشد. فرض می کنم از نظر این مسلمانها که به قران اعتقاد دارند و فکر میکنند آن را درست متوجه شده اند، کشتن یک انسان بی گناه، بسیار بد و معادل کشتن همه آدمها باشد. فرض می کنم باز بر اساس همین قران قصاص حقی است که به ولی دم داده شده و نه حاکم و حکومت و البته توصیه اکید کرده که اگر می توانند ببخشند. فرض می کنم که از نظر این مسلمانها بلوغ ربطی به عدد مقدس و قراردادی ۱۸ ندارد و می تواند زودتر و یا دیرتر اتفاق افتاده باشد. فرض می کنم همه هم از کشته شدن یک آدم دیگر هرچند که این گناه بزرگ را مرتکب شده باشد لذت نمی برند و ولی دم هم رضایت نمی دهد. آن وقت چه عرض کنم بسیار ناراحت می شوم که این بنده خدا با علم به اینکه یک چنین سرنوشتی در انتظارش هست چرا یک انسان بی گناه را با علم به قتل رساند. من تمام تلاشم را می کنم که ولی دم راضی شود اما خوب بعضی موقع می شود و بعضی موقع نه.
اما چند سوال:
۱- آیا لزوما و در هر حالتی کشتن یک انسان بدترین کار است و همیشه راه های بهتر وجود دارد و آیا لزوما همیشه نکشتن بهترین کار است و اصلا نباید به کشتن فکر کرد. اگر شما قبول کردید که در برخی موارد به جز کشتن چاره ای نیست خوب بحث ما فقط مصداق است. اگر نه که حالتی رو فرض کن که من دارم می روم و فرزندت یا خودت یا همسرت را می کشم و تنها کاری که تو می توانی بکنی کشتن من است.
۲- آیا کسی که می داند اگر کسی را به عمد بکشد باید فکر قصاص را بکند و نمی کند شایسته بازخواست نیست که برادر من، خواهر من چرا آخر برای چه این کار را کردی و زندگی یکی دیگر را تباه کردی و فرصت زندگی و تعیین سرنوشت را از او گرفتی؟
۳- منطقا برای هر جرمی باید تاوانی معادل آن پیدا کرد. شرمنده اما من هرچه فکر می کنم برای کشته شدن یک انسان بی گناه و گرفته شدن فرصت زندگی از آن تاوانی مناسب پیدا نمیکنم.
ممکن است بگویید ممکن است اشتباه کنی ممکن است درست نفهمیده باشی ممکن است … اما برادر من اینکه ممکن است اشتباه کنم دلیل نمی شود چیزی که در حال حاضر فکر می کنم درست است را انجام ندهم. چون انجام ندادن آن هم می تواند اشتباه باشد و قبول که کشتن یک آدم کار سنگینی است و من هم برای این سعی می کنم همه جوانب را در نظر بگیرم مطمئن شوم و بعد آن کار را بکنم. چه کنم که عقل من می گوید هر کاری می کنم از زیر این نمی توانم در بروم. هر چند ممکن است خوشم نیاید کسی را بکشم. حتما برای آمرزش گناهانش دعا میکنم و ممکن است موقع کشته شدن آن گریه بکنم. هر کاری بتوانم می کنم که ولی دم ببخشد. اما افسوس که باید موقع انجام این کار این بنده خدا حواسش می بود. امیداورم روزی برسد که کشتنی نباشد که اعدامی باشد و اگر هم کشتنی بود ولی دمی باشد که رضایت دهد. هر چند که کشتن بی گناه کاری است که با هیج چیزی جبران پذیر نیست.
کمانگیر: مفصل حرف می زنیم رفیق.
من از اعدام دلارا حمایت نمی کنم چون اخبارشو خوندم و شبهات در مودم متهم بودنش رو هم دیدم. برای شروع به نظر شما که با اعدام مخالفی، چه مجازاتی مناسب مجرمی که مشکل روانی نداشته و به عمد کسی رو به خاطر منافع خودش کشته است؟ مثل اینجا بیست سال حبس؟
کمانگیر: مثلا.
نه اینکه با اعدام کسی موافق باشم که معتقدم هیچ چیزی گرفتن جان کسی را توجیه نمی کندو این صد البته شامل کسی که مرتکب قتل هم می شود هست.
به هر حال داوری کار ساده ای نیست و من هم آن را به دور از اشتباه نمی بینم اخص با وضع بلبشویی که در حال حاضر بر تمامی ارکان حکومت و جامعه سایه افکنده است.
حقیقتا موضوعی که ناراحتم می کند برخورد کاملا سلیقه ای و انتخابی جامعه برای ترحم نسبت به یک محکوم است – سوای مسئله محاکمه عادلانه. متاسفانه بسته به پرونده محکوم تصمیم می گیریم که آیا مستحق اعدام هست یا خیر. جایی که معتقد باشیم هست آب هم از آب تکان نخواهد خورد. حداقل در چند ماه اخیر دو مورد فوت زندانیان سیاسی را داشتیم که تقریبا با واکنش منفعل جامعه مواجه شد. تعداد زیادی آدم بدبخت با کتک و آفتابه در شهر گردانده شدند و به طناب دار سپرده شدند و ما چون معتقد بودیم که اشرار هستند نباید حتی جقوق اولیه متهمین را در موردشان رعایت کرد. حسین درخشان مدتهاست که در زندان است و ما چون از او دل خوشی نداریم اصلا برای مان مهم نیست که الان کجاست و چه بلایی سرش می آید.
برای آزادی رکسانا صابری انواع و اقسام پتیشن ها را راه می اندازیم و پرونده دلارا را در تمام روزنامه ها منتشر می کنیم، اما اصلا ککمان هم نمی گزد که در مورد بقیه آدمها عدالت اجرا می شود یا نه، فارق از اینکه در بند هستند یا آزاد.
من حداکثر می توانم بگویم که امیدوارم در پرونده قضایی دلارا رای با عدالت و بر اساس شهود و مستندات محکم صادر شده باشد، و امید داشتم که خانواده مقتول با بخشش به او فرصت جبران اشتباهی که مرتکب شده بود را بدهند. این دعا را برای تمام محکومین می کنم، نه فقط برای او، که معتقدم هر انسانی امکان لغزش دارد و این فارق از سن و سال و جنسیت است.
اما سلیقه بشر دوستی جامعه به شدت عذابم می دهد…
ممنون از دعوت مستقیمت اخوی، شرکت می کنم حتما ولی من نه موافق اعدام هستم و نه موافق بالا کشیدن دلارا، تنها موضعی براساس دانسته های حقوقی اندکم گرفته ام و آن دقت کردن به محتوای پرونده است.
بلکه ممکن است ـ و قویا ممکن است ـ موضع من به مذاق کسی خوش نیاید. با این حال خواهم نوشت اخوی!
اما شما در متن پست نوعی پیش داوری قرار داده ای، به من کمک کنید تا بفهمم چرا بالا کشیدن یک دختر پذیرفتنی است. با این پیش داوری فکر می کنی صحبت کردن باعث حل مشکلی شود؟
اما شیوه من صحبت کردن است و متاسفانه هر موضعی بگیرم، حساب بانکی ام شارژ نمی شود
کمانگیر: همیشه گفتم آقایی. این هم گلی به جمالت.
نمی دونم … به کل شوکه شدم … الان تازه خبر دار شدم … ولی به کل برای قاضی پرونده , خانواده مقتول , و وکیل پرونده متاسفم … برای کل سیستم قضایی ایران متاسفم , اصلا هم کاری به کار ین ندارم که دل آرا بی گناه بود یا نه … اصلا هم کاری ندارم که تو بیست و سه سالگی اعدام شد … مشکلم اینجاست که این آدمها وجود این و نداشتند که گناهی رو که یه آدم پنج سال پیش انجام داد اونم تازه موقعی که معنای حقیقی زندگیش و می خواد درک کنه به جای بخشش با پنج سال ترس از اعدام اون هم توی زندان تنبیه کردند و آخرش هم اعدامش کردند … بماند که چه امیدهایی به اون دادن تا زندگیش و بهش پس بدن و آخرش نا امیدش کردن … الان هیچ کدوممون حتی نمی تونیم درک کنیم دل آرا دیروز صبح چه حالی داشت ولی بهش می گم خوشا به سعادتت که رفتی و دیگه این همه نامهربونی از آدمهای عوضی دور و برت نمی بینی … همه ی کسایی که کوچکترین قدمی برای اعدام دل آرا برداشتن هم بدونن که دستشون آلوده به خونه … نمی گم خون یه بی گناه , ولی به خون یه بچه یه به قول خودتون کودک … حالا تا می خواین برین از عدل علویتون حرف بزنین … اگه اون امام علی عدلش این بود که …. لا اله الا الله …
دوست عزیز.
نظرم در مورد اعدام را ناچارا به وقتی دیگر موکول می کنم ( چون متاسفانه نمی توانم آن را کوتاه بنویسم) اما یک نکته.
نظرات دوستان (اکثر موافقین اعدام ) بنوعی در ناچاری به اعدام و اینکه کاشکی اشتباهی نمی شد تا احتیاج به اعدامی هم نبود و… جای می گیرد.
لازم به ذکر می دانم که ناچاری به اعدام فقط زمانی معنی پیدا می کند که مجرمی شانس اصلاح و بازگشت به جامعه بعد از تحمل مجازات را به کل از دست داده باشد(مجرم اصلاح ناپذیر و نه کسی که در نوجوانی و یا در لحظه ای غفلت و یا افتادن در مسیری اشتباه و…. مرتکب اشتباهی شده باشد).
بجز این که باشد بیشتر انتقام جویی و لذت انتقام گیری است که ریشه در هماهنگی درون ما و باور به عمل قصاص دارد.
گاهی شاید بد نباشد که درون خود و احساسات مان را با افکار و یاد گرفته هامان به بحث گذاشته و از آنها غبار زدایی کنیم.
آمدم چیزی بنویسم دیدم علیرضا خیلی بهتر از آنی که من می توانستم بنویسم نوشته. مخصوصاً در مورد عدد قراردادی ۱۸٫ در کل اگر کشتن آدمیزاد بد است برای قاتل هم بد است و نباید کسی را می کشت. حالا که کشته دیگر باید عواقبش را قبول کند. این رمز “قرارداد اجتماعی” است. قانون در اومانیستی ترین حالتش همسین قرارداد اجتماعی است. شما می دانی که مجازات قتل اعدام است و بعد هم رفته ای کسی را کشته ای. مو لای درز صورت قانونی اش نمی رود.
آقای آرش سلام
شما منظورت فقط اعدام دل آرا هست یا کلاً هر اعدامی ؟
منتظرم
کمانگیر: اعدام بطور کلی و اعدام دلارا بطور خاص. در مورد دلارا می تونیم دقیق تر و با مصداق حرف بزنیم.
ویکتور هوگو میگوید: آیا گمان دارید اعدام درس عبرت است؟ چرا؟ به خاطر آنچه میاموزند؟ مگر با این درس عبرت چه میاموزید؟ این را که نباید کشت؟ نباید کشتن را چگونه میاموزید با کشتن؟
از نظر یک فرد عادی ترس از اعدام میتواند در جهت ارتکاب قتل بازدارنده باشد و لغو مجازات اعدام به گسترش قتل در جامعه منجر میشود و این تصور ناشی از ناامنی اجتماعی است و شاید تنها مرهم بر زخمهای داغداران است.
آمارها نشان میدهد حکم اعدام از حبس ابد بازدارنده تر نیست. مجازات اعدام به هر اندازه ای که گسترده شود امنیت را برای شهروندان به ارمغان نمیاورد. تا زمانی که زمینه های جرم در جامعه وجود دارد به تعداد مجرمان افزوده خواهد شد.
اعدام نه تنها راه حل ناامنی نیست بلکه بالعکس بسیار مخرب است.
اعدام نام دولتیه کشتن است. افراد یکدیگر را به قتل میرسانند ولی دولتها افراد را به اعدام محکوم میکنند.
پذیرفتنی؟این حرکت پذیرفتنی که نیست هیچ،به شدت محکوم هم هست!هر که هم موافق این اعدامه باید به انسانیت او شک کرد.انسانهایی که عقده های ریز و درشت تمام وجودشون رو پر کرده! شرم بر دولتی که دم از حقوق بشر میزنه و خود رو منادی حقوق بشر میدونه و در هر فرصتی از سیاه بازی های به شیوه خودش برای رنگ کردن جهانیان که بله ما چقدر بشر دوستیم و چنین و چنان ولی حتی به اندازه سر سوزن هم برای آدمهایی که در این کشور زندگی میکنند ارزش و احترام قائل نیست و حقوقشون رو به عناوین مختلف پایمال میکنه!
شما که اهل علوم تجربی هستید باید بدانید که تنها راه معقول آزمایش نتیجه بخش بودن یا نبودن اعدام این است که جامعه ایرانی را دوقسمت کنیم: یکی گروه مرجع و دیگری گروه مورد آزمایش، بعد در گروه مورد آزمایش حکم اعدام را حذف کنیم و بعد منتظر بمانیم که در کدام حالت جرم بیشتر یا کمتر شده است. از آنجایی که اینجور مسائل خیلی دیر روی جامعه تاثیر می گذارد شاید لازم باشد مثلاً سی سال به این آزمایش مهلت بدهیم. تا وقتی کسی این آزمایش را با دقت کافی انجام نداده همه حرفها در این مورد که اعدام روی کاهش جرم تاثیر دارد یا ندارد باد هواست.
بحث اصلی در اعدام دلارا زیر ۱۸ سال بودن اوست نه خود مساله ی اعدام. به خاطر همین هم هست که توجه جهانی جلب کرده وگرنه آمار اعدام تو ایران کم نیست. متاسفانه تو اینجور موارد خیلی سریع خلط مبحث پیش میاد و بحث کشیده میشه به حقانیت عملی به نام اعدام. یعنی بحث اصلی اینه که آیا آدم زیر ۱۸ سال مسوول اعمال خودش هست یا نه و این فقط شامل قتل نیست بلکه ماشین دزدی هم مثلن جزوشه. سوال اینه که آیا اگر یک آدم ۱۵ ساله تو ایران ماشین دزدید آیا صبر میکنن ۱۸ سالش بشه بندازنش زندان؟
توی غرب ۱۸ سالگی خیلی سن مهمیه چون یه دفعه آدم مسوول کارهای خودش میشه. اختیاراتی مثل داشتن حساب بانکی و کردیت کارت و حق رای دادن و الکل خریدن پیدا میکنه و از اون طرف مسوولیت هر جرمی دیگه به عهده ی خودشه. توی ایران چی؟ اصلن مفهومی به عنوان حق کودک وجود داره؟ اگر پدری کودکش رو مورد سو استفاده قرار بده مجازات میشه؟ یعنی کودک هویت مستقل نداره اگر مورد جرم واقع بشه ولی هویت مستقل داره اگه جرمی مرتکب بشه! هویت مستقل داره اگه بخاد رای بده ولی هویت مستقل نداره اگه بخاد گواهی نامه بگیره.
پدر (خانواده به طور کلی) در ایران صاحب خونه. شکایت از قاتل شکایت خانواده ی مقتوله نه مدعی العموم. به خاطر همین اگه رضایت بدن حکم قاضی بی اثره. یعنی باز هم فرد در قبال جامعه هویت نداره. در چارچوب خانواده و قبیله ش هویت پیدا میکنه. اینها هم همش برمیگرده به تفکر ماقبل مدرنیته که در ایران غالبه.
ما با خط کش ۱۸ سالگی مشکل داریم. فرق ۱۷ سال و ۳۶۴ روز با ۱۸ سال چیه؟ در بعضی ایالت های آمریکا قتل در ۱۸ سالگی اعدام داره و در ۱۷ سال و ۳۶۴ روز نه. ما باید اول روی قضیه ی سن کار کنیم بعد روی مساله ی اعدام. مساله ی سن در دنیای مدرن حل شده اما اعدام نه. اگه این دو تا رو بخایم با هم پیش ببریم در جامعه ی پیشا مدرن ایران شکستمون حتمیه. و تمام اینها باز برمیگرده به اینکه آیا ما اصلن میخایم مدرن شیم یا به قول پست مدرن ها هر خرده فرهنگی حقانیت داره؟
آقا وبلاگ نویسی چقدر سخته ؟! اومدیم یه کامنت بذاریم هی زدیم به صحرای کربلا. فکر کنم هرکی این کامنت و بخونه فقط گیج بشه!
so, viewer discretion is advised!
کلا اعدام کار خیلی بدیه چه ۱۷ ساله چه ۱۸ ساله. این از این.
چیزی که من نمیفهمم اینه که اینهمه آدم بیگناه اعدام میشن (مثلا بروبکس شوک و …) چرا ما گیر دادیم به این یکی که احتمال آدمکش بودنش هم وجود داره؟
ظاهراً هر چی مجرم لطیف تر و زیباتر باشه بیشتر طرفدار پیدا می کنه. اینهمه آدم اعدام میشن یکی نمی پرسه چرا؟ به دلارا و رکسانا که می رسن همه دل رحم می شن
موضوع این نیست که اعدام این خانوم خوب بود یا بد. اگر یک نفر که در مورد نظام بی طرف است ویا حتی از آن حمایت می کند بگوید که اعدام این خانوم اشتباه بود، آنوقت می توان به گفته هایش توجه کرد. حتی اگر کسی که از این نظام به طور معقول و بی طرفانه انتقاد می کند، آنوقت می توان به حرفهایش توجه کرد. ولی وقتی کسی از این اعدام انتقاد می کند که کل سیاست های نظام را به مسخره می گیرد و از هر کاهی کوهی می سازد و هر موضوع پیش پا افتاده ای را پیراهن عثمان می کند، آنوقت بایستی نتیجه گرفت که این موضوع را هم می خواهد به عنوان ابزار سیاسی برای محکوم کردن نظام استفاده کند.
ba Salam,
namidannam,ta key bayad moje eddamha edame payda konnad,charra hich zasemane jahani nemitone regime Jomhouri islami barhassar as in hame solm dare,khodaya Malet Iran tavan che chizi ra daran midand.
یه اقدام اولیه و به نظر من نسبتا ساده برای حل کردن خیلی از مشکلات مربوط به اعدام اینه که مثل بعضی ایالت های امریکا که اعدام دارند، اعدام فقط برای قتل درجه اول قابل طرح باشه. یعنی قتل برنامه ریزی شده و با هدف و قصد قبلی.
خیلی ساده و بچه گانه: من به شخصه با اعدام و قصاص مخالفم! چون حکم به این دنیا آمدنم رو قاضی -نه تنها ج.ا، بلکه کلا هر نوع و مدل قاضی- نداده که حالا بخواد این حق رو از من سلب کنه!
اما گاهی اوقات با دبدن بعضی موارد، شک می کنیم به این مخالفت! گاهی اوقات با خودم می گم تنها جزای اون پدر اتریشی که دخترش رو حبس کرده و متعاقبا تجاوز؛ اعدام هست و نه ۲۰ سال یا تا ابد حبس!
می فرماید لکم فی القصاص حیاه . نکته مهمیه. شاید درباره اش نوشتم هرچند حضرت استاد کامل در سایتشان نوشته اند کمبی باید در معنی قصاص بکاوی بعد در اینکه آیا درست اجرا می شود یا خیر . شاید نوشتم
آرش عزیز. جوابی هر چند دیر برای سوالی که در مورد اعدام(قصاص) پرسیده بودی نوشتم. بلند تر از آن شد که بتوانم کامنت بگذارمش. خوشحال می شوم اگر فرصتی برای خواندش بیایی. موفق باشی
کمانگیر: دستت درست رفیق. ایول.