9_11_conspiracy.jpgدر مترو نشسته ام که مرد با دخترکی داخل می شود. جلوتر از او چرخ دستی اش می آید که با کاغذهای سفید پوشانده شده است. روی کاغذها “حقیقت ۹/۱۱” را می شود با فونت بزرگ خواند و در مورد “گرمایش جهانی” با فونت کوچک تر. انتظار دارم مرد، که بنظر از زمره ی معتقدین به نظریه ی “توطئه ی یازده سپتامبر” است، از طرفداران نظریه ی “گرمایش جهانی” هم باشد، که انگار اینطور نیست. گویا نظریه ی “گرمایش جهانی” هم در چهارچوب ِ فکری او یک توطئه است.

با خودم کلنجار می روم که از مرد بپرسم اجازه می دهد عکسش را بگیرم یا نه و می بینم که همه ی اطراف من حواسشان به مرد است. به نظرم می رسد او هم می داند که مرکز توجه است. بالاخره دوربین و فلاش را برمی دارم و سراغ مرد می روم. مخالفتی ندارد، تعجبی هم نمی کند. چند عکس می گیرم. بعد دست می دهم و تشکر می کنم. دو سی دی از کارهایشان را می دهد. یکی در مورد “مسائل کانادایی” است و دیگری قضیه ی یازده سپتامبر. بعدا که خانه می روم کمی از سی دی دوم را می بینم. یک پسر ِ بیست ساله، که خودش را دانش آموز کالج معرفی می کند، دارد چیزهایی درمورد یک مرد آتش نشان می گوید که ناراحتی تنفسی دارد. گویا مرد از جمله ی نیروهای کمکی ِ شرکت کننده در نجات ِ مصدومین ِ حادثه ی یازده سپتامبر بوده است. صحنه هایی از صحبت ِ پسرک پشت میکروفن در یک مراسم پخش می شود و باز دوربین روی پسرک بر می گردد که می گوید،

بعد من دیدم اینجوری بود که این (یک آتش نشان) داشت خون و اینا بالا می اورد و کثافت و اینا و می دونی من دیدم پسر اگر این کاری ه که با یه قهرمان می کنن، این که، می دونی، قهرمان ه و اینا، اینو با هر کسی می تونن بکنن. (ترجمه ی آزاد)

عکس را که می گیرم سعی می کنم روی چرخ دستی ِ مرد تعداد موارد “مشکوک” ذکر شده را بشمرم. مرد یک شبه اسکناس ِ صفر دلاری ِ کانادایی هم بهم می دهد. از نوشته های روی آن و به کمک یکی از سی دی ها متوجه می شوم که برای مرد پیمان نفتا هم یکی دیگر از این توطئه هاست. “ایجاد یک کشور پلیسی در آمریکای شمالی”. روی شبه اسکناس نوشته شده است.

uses_and_abuses_history.jpgسراغ کتابی می روم که قبل از آمدن مرد داشتم می خواندم. The Uses and Abuses of History، کاربردها و سوء کاربردهای تاریخ. فصل چهارم هستم، History and Identity، تاریخ و هویت. بحث نویسنده این است که بسیار پیش آمده است که تاریخ ابزار شده است. برای مثال نازی ها روایتی از تاریخ ِ آلمان ارایه دادند که نشان می داد نژاد آلمانی در حرکتی رو به جلو بوده است و این یهودیان و دیگر دشمنان بوده اند که شکست ِ جنگ جهانی اول را رقم زده اند. برای یک ملت ِ تحقیر شده چه آرام بخشی بهتر از این خیال که “حقارت امروز حاصل خدعه ی دشمنان است”، حتی اگر همین آرام بخش منتهی به شکست مفتضحانه ی جنگ جهانی دوم شود.

کتاب می گوید مثالهای دیگری از استفاده ی ابزاری از تاریخ ادعاهای مبتنی بر هدفمند بودن تاریخ است که مذاهب و ایدئولوژی های غیر مذهبی، هر دو، از آن سود جسته اند. برای مثال گروه “شاهدان یهوه” را ببینید که هر چند دهه یکبار “نشان می دهند” که اتفاقات جاری قبلا پیش بینی شده بوده اند و این نشان از حقیقت ِ دیدگاه های آنها است. البته همین دیدگاه ها پیش بینی می کنند که بزودی جهان پایان می پذیرد. اتفاقی که هزاران سال است عده ای منتظر آن هستند.

نویسنده تاکید می کند که در نگاه ِ ابزاری به تاریخ، شکست ها و کاستی ها نه تنها یک مشکل نیستند که بعنوان تقویت کننده ی تئوری مورد استفاده قرار می گیرند. در این نگاه توطئه بعنوان یک عامل اساسی وارد مساله می شود. برای هیتلر یهودیان عامل توطئه بودند و برای راست مذهبی ِ آمریکا اتحادیه اروپا و سازمان ملل بخشی از توطئه ی ضدمسیح Anti-Christ در حرکت جهان به سمت سوسیالیسم هستند.

اینطور مساله را می بینم. برای مرد و دانش آموز کالج ِ فیلم، هر دو، این “مبارزه” تبدیل به ابزار هویت بخشی شده است. در این شکی نیست که در تئوری هرکسی حق دارد در سفید بودن ماست هم شک کند و کتاب چاپ کند. حد ِ این آزادی ایجاد گسستگی در جامعه با یک تعریف ِ حداقلی است. همین نگاه توطئه یاب می تواند به ابزار ِ ایجاد هویت برای یک جامعه هم تبدیل شود.

بار ِ بعد که کسی حرف از “یک توطئه ی بسیار بزرگ که نمی گذارند حقیقت آن فاش شود” زد، همزمان که فکر می کنید “ممکن است واقعا این حرف درست باشد” به این هم فکر کنید “درست بودن یا نبودن این حرف چه سودی به جیب این آدم می ریزد؟” هیچ حرفی را نمی توان به استناد زننده ی آن ارزش یابی کرد، اما کم ندیده ایم که تئوری های توطئه بیان ِ ظاهرالصلاحی هستند برای این جمله که “من از فلان چیز بدم می آید و می خواهم لهش کنم. باید این کار را بکنم که خودم هویت پیدا کنم”.

0425092240.jpg