اول) چند روزی است مشغول نوشتن ِ کد برای یک ابزار ِ تشخیص ِ متن به کمک تطبیق الگو هستم. این یعنی مدل ساده شده ی همان نرم افزار OCR ی که همراه هر اسکنری می آید. کد را با Matlab می نویسم تا چهارچوب الگوریتم دربیاید و بعد بشود در C++ پیاده اش کرد. این مقدمه ی طولانی را نوشتم که سه حرف بزنم:

۱- از قدرت ِ Matlab برای آزمون و خطا و طراحی الگوریتم غافل نشویم.

۲- هرگز Matlab را بعنوان چیزی بیش از پله ی اول پیش از پیاده سازی واقعی کد در نظر نگیریم. کد Matlab، و این را از استادی که A+ ام را A کرد نقل می کنم، کد Matlab کد نیست، شبه کد Pseudo-Code است.

۳- کد Matlabی که شی گرا نباشد مفت نمی ارزد. نه می شود درست مستندش کرد و نه اساسا قابلیت پشتیبانی و توسعه دارد. فقط یک دلیل این موضوع این است که Matlab از Compile ِ در زمان اجرا استفاده می کند. ساختار شی گرای Matlab علی رغم تفاوتش با زبانهایی نظیر پاسکال و C++ کاملا قابل استفاده است.

دوم) قضایای فیسبوک را درست پیگیری نکرده ام اما گویا ممکن است سرویس دهی به کاربران ِ ایرانی را متوقف کند. اول یک نفس ِ عمیق بکشیم که هیجانمان نزد به طاق. دوم این نوشته ی وحید را بخوانیم: خدا یا خرما مگر خودمان انتخاب نکرده‌ایم؟ و یادمان بیاید که اولا ارث باباشان است، ثانیا ما مگر با امپریالیسم جهانی مساله نداریم؟ هم فحش بدهیم هم کیفش را ببریم؟ دلمان درد نگیرد؟ این دو کار را که کردیم این نوشته ی شروین فتحی را بخوانیم: وبلاگهای فارسی روی بلوهاست از دسترس خارج می‌شوند! که برای اعتراض کردن آماده بشویم (این را هم ببینید: اعتراض کردن یک فن است، آن را یاد بگیریم!).

سوم) این وبلاگ روزانه نداشت. این هم روزانه.