9_8801311327_l600_s.jpgمتن سخنرانی دکتر احمدی نژاد درنشست دوربان را می خوانم. رییس جمهور ایران پس از بیان دیدگاهش در مورد موضوعات متعددی، از نژادپرستی گرفته تا وضعیت اقتصاد جهانی، سخنانش را با دو نکته پایان می برد. نکته ی اول، بطور خلاصه، اهمیت ِ همکاری بین المللی است و نکته ی دوم این پاراگراف است:
نظر به عدم كارايي نظام‌ها و مناسبات سياسي، اقتصادي، امنيتي و فرهنگي بين المللي لازم است با ملاحظه ارزشهاي الهي و انساني و تحليل درست و واقعي از انسان و براساس عدالت و ارزش‌گذاري به حقوق همه انسان ها در سراسر جهان و اعتراف به اشتباهات گذشته مديريت مسلط و با تغيير در نگاه و رفتار نسبت به اصلاح در ساختارهاي موجود اقدام شود. در اين رابطه تغيير فوري در ساختار شوراي امنيت و حذف امتياز تبعيض آميز حق وتو و تغيير در نظام مالي و پولي جهاني بايد در دستور كار قرار گيرد. بديهي است عدم درك فوريت در تغيير معادل هزينه‌هاي سنگين‌تر تغيير است. (تاکیدها از من)
کمی به این چند جمله  دقت کنیم. اول) چه کسی گفته است که ارزشهای الهی "لازم است" در اصلاح ساختار موجود مورد استفاده قرار گیرد؟ در بسیاری از همان کشورهایی که دکتر احمدی نژاد منتقد سیاست های آنهاست، نهاد دین و ساختار سیاسی کاملا از هم مستقل هستند و این البته نتیجه ی رای مستقیم و غیر مستقیم ِ مردم ِ همین کشورهاست. درست می فهمم که آقای احمدی نژاد دارد به جای مردم دنیا تصمیم می گیرد که "ارزشهای الهی" باید در مثلا ساختار جدید شورای امنیت مورد ملاحظه قرار گیرد؟ دوم) یعنی جدا احمدی نژاد نمی داند که "ارزشهای انسانی" تعریف یکسانی ندارد؟ برای کسانی اعدام غیرانسانی است و برای کسان دیگری بیکینی پوشیدن با ارزشهای انسانی مغایرت دارد. کدام ارزشهای انسانی را می فرمایید آقای دکتر؟ سوم) اعتراف به اشتباهات گذشته ی چه کسی؟ یعنی مثلا دکتر احمدی نژاد انتظار دارد آلمان و انگلیسی و روسیه و چین، هر چهار کشور، برای کشته شدن میلیون ها نفر در جنگ جهانی دوم از جهانیان عذرخواهی کنند؟ آقای احمدی نژاد! شما حاضر هستید به اشتباه ایران در شرکت داشتن در جنگ با عراق اعتراف کنید؟ فورا استدلال نمی کنید که "عراق متجاوز بود"؟ چهارم) مدیریت مسلط یعنی چه؟ شما مدیر مسلط هستید؟ پنجم) یعنی آقای احمدی نژاد نمی داند که ساختار ِ سازمان ملل، با همه ی کاستی هایش، پس از دو جنگ خونبار بنا نهاده شد و با همه ی ناکارآمدی ها این تشکیلات توانسته است میزانی از آرامش را بر دنیا حاکم کند. یعنی رییس جمهور ِ ایران نمی داند که "تغییر فوری در ساختار شورای امنیت" بدون ِ یک سلسله نزاع ِ خونبار ناممکن است؟ چرا باید کشوری که قدرت دارد، به ایران، یا هر کشور ِ دیگری، اعتماد کند و مثلا حق وتویش را معلق کند؟ البته دکتر احمدی نژاد "اكسير عشق و محبت" را تجویز می کند، که تمنا می کنم این راه حل خیالی ِ همه ی مصائب ِ هستی را برای اداره ی یک بقالی در همان ناف ِ تهران ِ خودمان به کار ببندند و بعد نسخه برای خلق ِ عالم بپیچند. ششم) تغییر در نظام مالی و پولی جهان آقای رییس جمهور؟ شما رییس ِ همان کشوری هستید که تورمش دو رقمی است؟ به من بگویید آقای رییس جمهور، چرا باید مثلا فنلاند حضرتعالی را جدی بگیرد؟ من عمیقا فکر می کنم احمدی نژاد انسان صادقی است. این آدم به حرفهایش ایمان دارد. می بیند که هر گوشه ی دنیا یکی خر ِ دیگری را گرفته و دارد خفه اش می کند. احمدی نژاد هم وجدانش درد می گیرد. بعد می رود در حضور دبیرکل ِ سازمان ملل و چند هزار نماینده از سرتاسر ِ جهان می گوید "آقا اوضاع خراب است". همه هم می گویند "بله، بله" چون اوضاع خراب است. اینجاست که یکی باید پیدا شود که راه حل بدهد. اما در سیستمی به پیچیدگی ِ نظام ِ سیاسی-اقتصادی ِ جهانی، آدم باید نصف ِ بیشتر عمرش را در کتابخانه بگذراند تا بتواند یک صفحه مطلب ِ بدرد بخور بنویسد. احمدی نژاد اما از این وقتها ندارد. احمدی نژاد باید برود برازجان، نامه از دست مردم بگیرد که این یکی گاوش مریض شده اما اداره ی بهداشت واکسن ندارد. حالا آقای رییس جمهور چه بکند؟ یعنی می شود برود آن بالا، وسط آنهمه نور، و چیزی نگوید؟ نه، نمی شود. واضح است که نمی شود. پس می رود "اکسیر ِ عشق و محبت" تجویز می کند. خلایق هم عده ای می خندند، عده ای کیف می کنند، عده ای هم سالن را ترک می کنند می روند کمی سوت بزنند از فکر ِ این رییس جمهور ِ عجیب بیرون بیایند. ما هم می شویم مضحکه. از دیگران:

عکس: فارس نیوز